«طنزآوران جهان نمایش ۴» با گردآوری و ترجمهٔ داریوش مودبیان، مجموعهای از چهار کمدی دونفره است که نشر گویا منتشر کرده است: «تابلو» نوشتهٔ ویکتور اسلاوکین، «رفتوآمد» از لویی کالافرت، «آسانسور» نوشتهٔ ژرار لووایه و «دو در و یک نیمکت» از خود داریوش مودبیان. آنچه این چهار متن را به یک مجموعه تبدیل میکند ملیت یا دورهٔ تاریخی مشترک نویسندگان نیست؛ وحدت اصلی آنها از یک محدودیت نمایشی میآید: دو بازیگر، فضایی فشرده و گفتوگویی که باید تقریبا بهتنهایی بار حادثه، شخصیتپردازی و طنز را حمل کند. نمایشنامهٔ دونفره بیش از آنچه در ظاهر به نظر میرسد دشوار است. نویسنده نمیتواند با ورود شخصیت تازه یا تغییر گستردهٔ موقعیت، انرژی صحنه را احیا کند. تقریبا همهچیز باید از تغییر موازنه میان همان دو نفر ساخته شود: یکی سوال میکند، دیگری پاسخ نمیدهد؛ کسی ظاهرا قدرت بیشتری دارد و لحظهای بعد جایگاهها عوض میشوند؛ سوءتفاهمی کوچک به جدالی جدی میرسد. چهار متن این جلد همین محدودیت را به چهار شیوهٔ متفاوت آزمایش میکنند. «تابلو» که نخستین نمایشنامهٔ ویکتور اسلاوکین و متعلق به میانهٔ دههٔ ۱۹۶۰ است، در اتاقی در یک هتل مسکو شکل میگیرد. مهندسی شهرستانی با غریبهای روبهرو میشود و گفتوگویی آغاز میشود که به مسئلهٔ هنر، قضاوت مخاطب و تنهایی هنرمند میرسد. اسلاوکین، از چهرههای مهم نمایشنامهنویسی روسیهٔ اواخر دورهٔ شوروی، موقعیتی عادی را طوری پیش میبرد که مرز میان گفتوگوی روزمره و پرسشی دربارهٔ معنای هنر آرامآرام ناپایدار میشود. «رفتوآمد» لویی کالافرت نمایندهٔ نوع دیگری از تئاتر کوتاه فرانسوی است؛ تئاتری که به جای گسترش پیرنگ، بر ریتم برخورد دو شخصیت، تکرار، سکوت و تغییر معنای جملههای ظاهرا معمولی تکیه میکند. در چنین متنی، خنده لزوما از لطیفه نمیآید؛ گاه حاصل این است که دو نفر مدام حرف میزنند و بااینهمه فاصلهٔ میانشان کمتر نمیشود. این منطق در «آسانسور» ژرار لووایه شکل ملموستری پیدا میکند. دو مرد در فضای بستهٔ آسانسور مقابل یکدیگر قرار میگیرند و محدودیت فیزیکی راه فرار از دیگری را میبندد. موقعیت ساده بهتدریج به جدالی تلخ تبدیل میشود و طنز از برخورد شخصیتها، اضطراب فضای بسته و تلاش هرکدام برای حفظ برتری خود شکل میگیرد. آسانسور در اینجا فقط محل وقوع نمایش نیست؛ ماشین کوچکی است که دو انسان را مجبور میکند مدتی بیش از آنچه میخواهند حضور دیگری را تحمل کنند. قرار گرفتن «دو در و یک نیمکت» داریوش مودبیان در کنار سه متن ترجمهشده نیز وجه جالب مجموعه است. این نمایش از آثار قدیمیتر اوست و پیشینهٔ اجرای تلویزیونیاش به اوایل دههٔ ۱۳۵۰ بازمیگردد. حضور آن نشان میدهد پروژهٔ «طنزآوران جهان نمایش» برای مودبیان صرفا کار مترجمی نیست؛ تجربهٔ شخصی او در نویسندگی، بازیگری و کارگردانی نمایشهای کوتاه نیز در انتخاب متنها دخالت دارد. قوت این جلد در وحدت فرمی و تفاوت لحنهاست. چهار نمایش نشان میدهند چگونه با دو بازیگر و امکانات محدود میتوان از هنر، رابطه، اضطراب و قدرت سخن گفت. همین محدودیت گاهی نقطهٔ ضعف هم میشود: بعضی موقعیتها ناگزیر به تیپسازی یا کشدادن جدل کلامی نزدیک میشوند. اما آزمون اصلی پابرجاست؛ وقتی روی صحنه فقط دو نفر ماندهاند، دیگر شخصیت سوم یا حادثهای بزرگ وجود ندارد که گفتوگو را نجات دهد. هرکدام باید دیگری را تحمل کند، و کمدی اغلب درست از همین تحملناپذیری آغاز میشود.