جلد هفتم «طنزآوران جهان نمایش» با گردآوری و ترجمهٔ داریوش مودبیان، مجموعهای از چهار کمدی کوتاه سهنفره است: «داستان یک پیراهن و یک ویولون» و «اتاق انتظار» نوشتهٔ آندره پراگا، «شیطان در تابستان» اثر میشل فور و «اتهام» نوشتهٔ فرانسوا تیساندیه. نشر گویا این چهار نمایشنامه را بر اساس یک ویژگی فرمی مشخص کنار هم قرار داده است: هر متن تنها با سه شخصیت پیش میرود. همین محدودیت ظاهرا ساده، مسئلهٔ اصلی مجموعه را شکل میدهد؛ اینکه چگونه میتوان با کمترین تعداد بازیگر، رابطهای بسازیم که پیوسته موازنهٔ قدرت و معنای موقعیت را تغییر دهد. در نمایش سهنفره، ورود شخصیت سوم فقط افزودن یک نفر به گفتوگو نیست. دو نفر میتوانند اختلاف، عشق، رقابت یا سوءتفاهمی نسبتا مستقیم بسازند؛ اما نفر سوم بلافاصله امکان ائتلاف، حسادت، پنهانکاری و جابهجایی موضع را وارد صحنه میکند. کسی که در یک لحظه میانجی است، لحظهای بعد ممکن است خود به منشأ بحران تبدیل شود. چهار نمایشنامهٔ این جلد از همین هندسهٔ کوچک بهره میگیرند و نشان میدهند که کمدی تا چه اندازه میتواند از تغییر سادهٔ نسبت میان سه آدم نیرو بگیرد. «داستان یک پیراهن و یک ویولون» از آندره پراگا با نیاز سادهای آغاز میشود: جوانی شهرستانی برای حضور در موقعیتی رسمی به لباس مناسب نیاز دارد و برای تهیهٔ آن دست به دامان دیگری میشود. از همین درخواست روزمره، زنجیرهای از موقعیتهای کمیک شکل میگیرد. لباس، ظاهر اجتماعی و فاصلهٔ میان آنچه شخصیت هست و آنچه میخواهد در چشم دیگران به نظر برسد به موتور طنز تبدیل میشوند. پراگا در «اتاق انتظار» نیز از مکانی استفاده میکند که شخصیتها ناچارند مدتی در کنار کسانی بمانند که خود انتخاب نکردهاند؛ فضایی مناسب برای آشکارشدن اضطراب، پیشداوری و رفتارهایی که در موقعیت عادی شاید پنهان میماند. «شیطان در تابستان» میشل فور و «اتهام» فرانسوا تیساندیه نیز همین اقتصاد نمایشی را به شیوههای متفاوت ادامه میدهند. آنچه اهمیت دارد حادثهای بزرگ یا تغییر مداوم دکور نیست، بلکه سرعتی است که با آن اطلاعات میان شخصیتها جابهجا میشود. یک جمله میتواند جای متهم و مدعی را عوض کند، سوءتفاهمی کوچک نقشهای حسابشده به نظر برسد یا ورود نفر سوم معنای گفتوگوی قبلی را کاملا تغییر دهد. طنز از همین ناپایداری موقعیت ساخته میشود. مودبیان در مجموعهٔ «طنزآوران جهان نمایش» بارها نمایشنامهها را بر اساس امکانات اجرایی نیز دستهبندی کرده است. جلد هفتم صریحا «چهار کمدی سهنفره» معرفی شده و این نگاه اجرایی برای گروههای نمایشی کوچک اهمیتی عملی دارد: تعداد محدود بازیگران، صحنههای فشرده و اتکای زیاد به دیالوگ، این آثار را برای اجراهای کمهزینهتر و تمرین بازیگری مناسب میکند. همین ویژگی البته محدودیت مجموعه نیز هست. در نمایشهای کوتاه سهنفره فرصت چندانی برای بسط طولانی شخصیتها وجود ندارد و بعضی آدمها عمدا به تیپهای کمیک نزدیک میشوند. ارزش اصلی این چهار متن را باید بیشتر در مهندسی موقعیت، ریتم و امکان اجرایی آنها جستوجو کرد تا در روانشناسی پیچیدهٔ شخصیتها. سه نفر روی صحنه تعداد زیادی نیستند؛ اما برای کمدی گاهی همین یک نفر اضافه کافی است. از لحظهای که رابطهٔ دونفره به مثلث تبدیل میشود، هر حرف میتواند برای دو نفر معنایی متفاوت داشته باشد و هر اتحاد موقتی، نفر سومی را بیرون بگذارد. بخش بزرگی از خندهٔ این چهار نمایش درست از همین بیثباتی کوچک ساخته میشود.