رمان «جام اخترغبار» نوشتهی یومه کیتاسی که در ژوئن ۲۰۲۴ منتشر شد، نمونهای شاخص از اپرای فضایی مدرن است که ماجراجویی، فلسفه و درونمایههای اخلاقی را در قالب یک روایت پرکشش علمیتخیلی در هم میآمیزد. این اثر داستانی درباره سرقت، تبعید، میراث فرهنگی و بقاست که در بستری میانستارهای روایت میشود و بهرغم وسعت کهکشانیاش، در هستهی خود بر زندگی و کشمکشهای شخصی یک زن متمرکز میماند. قهرمان داستان، مایا هوشیموتو، دزد هنری پیشین و دانشجوی انسانشناسی است که گذشتهای پر از زخم و بار عاطفی دارد. او از جوانی با عفونتی بیگانه دست به گریبان بوده که او را به رویاهای پیشگویانه و پیوندی ناپایدار با گونهی بیگانهی «فرنرو» مرتبط میکند. فرنروها، سازندگان «گرهها» که شبکهای از گذرگاههای فضایی میانسیارهای را شکل میدهند، اکنون در آستانه انقراضاند؛ قربانی جنگی خانمانبرانداز با گونهی «بلزوآر» که نهتنها جمعیتشان، بلکه حافظه و توانایی تولید مثلشان را نیز از میان برده است. داستان زمانی شتاب میگیرد که مایا در کنار دوست و همراه بیگانهاش، آنکل، از وجود شیئی افسانهای به نام «جام اخترغبار» آگاه میشود؛ مصنوعی که توانایی احیای باروری فرنرو و تقویت شبکهی گرهها را دارد. این مأموریت خطرناک، مایا را دوباره به دنیای سرقتهای پرمخاطره بازمیگرداند و او را در برابر ارتش زمین (CNE) و دیگر نیروهای قدرتمندی قرار میدهد که هرکدام به دلایلی متفاوت به دنبال این شیء هستند. سفر مایا پر از تعلیق، خیانت، کشمکشهای اخلاقی و مواجهه با ویرانههای باستانی است و او را وادار میکند تا معنای واقعی مسئولیت و هزینهی نجات یک گونه را بسنجد. کیتاسی در این رمان بهخوبی میان ماجراجویی و پرسشهای فلسفی تعادل برقرار میکند. از یکسو، داستان مملو از صحنههای هیجانانگیز، سرقتهای جسورانه و کشفهای بینستارهای است؛ از سوی دیگر، مضامینی چون «دیگری بودن»، مرزهای انسانیت، مالکیت فرهنگی، استعمار و تابآوری در مرکز توجه قرار دارند. بیماری مایا او را به پلی میان انسانها و فرنرو بدل میسازد، و همین پیوند، مرزهای گونهای را محو میکند. همچنین، پرسش از مشروعیت سرقت آثار باستانی یا بازگرداندن میراث غارتشده، مخاطب را به تأمل دربارهی اخلاق و تاریخ وامیدارد. از نظر نقاط قوت، بسیاری منتقدان جهانسازی وسیع و بیرحمانهی رمان را ستودهاند. فرنروها و بلزوآرها صرفا «انسانهایی با نقاب بیگانه» نیستند، بلکه بهراستی گونههایی متفاوت و بیگانهاند. شخصیتپردازی مایا نیز غنی و چندلایه است: زنی گرفتار میان گذشتهی تاریکش و مسئولیتهای آینده، که باید میان میل به زندگی آرام و وظیفهای عظیم یکی را برگزیند. رمان همچنین با طرح پرسشهایی دربارهی دوستی میان گونهها، ارزش زندگی غیرانسانی و معنای امید در جهانی ویرانشده، به ژرفای فلسفی دست مییابد. با این حال، برخی خوانندگان بخشهای آغازین را قابل پیشبینی دانستهاند و به ریتم کند شروع داستان اشاره کردهاند. همچنین پایانبندی برای برخی ناگهانی یا ناقص جلوه کرده است، گویی برخی از خطوط داستانی بهسرعت جمعبندی شدهاند. افزون بر این، در مقیاس عظیم روایت، بعضی از شخصیتهای فرعی کمتر بسط یافتهاند و این میتواند برای خوانندگانی که به دنبال عمق عاطفی گستردهتر هستند، کمی فاصله ایجاد کند. با وجود این کاستیها، «جام اخترغبار» یکی از آثار متمایز علمیتخیلی سالهای اخیر است؛ رمانی که در عین سرگرمکنندگی، جسارت پرسشگری دارد و توانسته مفاهیم پیچیدهی سیاسی، اخلاقی و فرهنگی را در قالب داستانی پرهیجان عرضه کند. برای دوستداران اپرای فضایی و آثاری که میان ماجراجویی حماسی و تأمل فلسفی در نوساناند، این کتاب تجربهای غنی و بهیادماندنی خواهد بود.
درباره یومه کیتاسی
یومه کیتاسی نویسنده ژاپنی - آمریکایی است و در فضایی بین دو فرهنگ بزرگ شده است - همان فضایی که داستانهایش در آن قرار دارند.