1. خانه
  2. /
  3. کتاب بادبزن

کتاب بادبزن

2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
3.6 از 1 رأی

کتاب بادبزن

کمدی در سه پرده
The Fan
٪10
200000
180000
3.3 از 1 رأی

کتاب بادبزن

The Fan
انتشارات: افراز
ناموجود
72000
معرفی کتاب بادبزن
«بادبزن» نوشته کارلو گولدونی، نمایشنامه‌ای کمدی از سال ۱۷۶۵ است که در حوزه کمدی رفتار قرار می‌گیرد و یکی از نمونه‌های درخشان مهارت این نمایشنامه‌نویس ایتالیایی در تبدیل موقعیتی ساده به شبکه‌ای پیچیده از سوءتفاهم، شایعه و آشفتگی اجتماعی به شمار می‌آید. گولدونی در این اثر، به‌جای اتکا به طرحی عظیم یا بحران‌های عمیق تراژیک، از یک شیء روزمره و ظاهرا بی‌اهمیت، یعنی یک بادبزن، به‌عنوان هسته مرکزی روایت استفاده می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه فقدان گفت‌وگوی مستقیم و تفسیرهای شتاب‌زده می‌تواند زندگی یک اجتماع کوچک را دستخوش آشوب کند. در این معنا، «بادبزن» نه‌فقط یک کمدی سرگرم‌کننده، بلکه مطالعه‌ای دقیق درباره مناسبات انسانی، غرور، حسادت و سازوکار شایعه در محیطی بسته و پررفت‌وآمد است. داستان در میدان روستایی کوچکی در نزدیکی میلان رخ می‌دهد؛ فضایی واحد اما زنده که در آن شخصیت‌های گوناگون از طبقات مختلف اجتماعی، از اشراف تا پیشه‌وران و خدمتکاران، در برابر چشم یکدیگر زندگی می‌کنند و همین نزدیکی دائمی، زمینه‌ساز گسترش سریع سوءتفاهم‌ها می‌شود. ماجرا از جایی آغاز می‌شود که کاندیدا بادبزن خود را به‌طور تصادفی می‌شکند. اواریستو، که پنهانی به او علاقه‌مند است، بادبزن تازه‌ای برایش می‌خرد؛ اما به‌جای آنکه هدیه را مستقیم به او بدهد، آن را به جانینا، دختر روستایی باهوش و پرجنب‌وجوش، می‌سپارد تا به دست کاندیدا برساند. همین تصمیم به‌ظاهر کوچک، موتور اصلی کمدی را به حرکت درمی‌آورد. اهالی روستا فورا این رفتار را نشانه علاقه اواریستو به جانینا می‌پندارند و از دل همین برداشت غلط، زنجیره‌ای از حسادت، خشم، رقابت و شایعه شکل می‌گیرد. گولدونی با دقتی تحسین‌برانگیز نشان می‌دهد که در فضایی اجتماعی و محدود، هر کنش کوچک چگونه می‌تواند معناهای تازه پیدا کند. کاندیدا از این وضعیت رنجیده و خشمگین می‌شود، خواستگاران جانینا دچار سوءظن و حسادت می‌شوند، و اشراف‌زادگانی چون کنت روکامارینا نیز به‌نحوی در این آشوب درگیر می‌شوند. بادبزن دست‌به‌دست می‌چرخد و به نشانه‌ای متغیر از عشق، خیانت، رقابت و بدگمانی تبدیل می‌شود. این شیء در واقع بهانه‌ای است برای آشکار شدن ضعف‌های ارتباطی آدم‌ها؛ هیچ‌کس مستقیما از دیگری نمی‌پرسد، همه ترجیح می‌دهند حدس بزنند، تفسیر کنند و بر اساس شایعه واکنش نشان دهند. در پایان، با روشن شدن حقیقت از طریق گفت‌وگوی صریح، سوءتفاهم‌ها از میان می‌روند و نظم اجتماعی دوباره برقرار می‌شود. از مهم‌ترین نقاط قوت «بادبزن» استفاده هوشمندانه از یک ابزار صحنه‌ای ساده به‌عنوان محور پیرنگ است. گولدونی با این شگرد، کمدی را از دل خود اشیا و مناسبات روزمره بیرون می‌کشد. همچنین این نمایشنامه نشانه‌ای از فاصله گرفتن او از سنت تیپ‌سازی و نقاب‌های کلیشه‌ای کمدی دلارته است. شخصیت‌ها هرچند همچنان واجد رنگ‌وبوی تیپیک هستند، اما رفتاری واقعی‌تر، انگیزه‌هایی قابل‌فهم‌تر و روابطی اجتماعی‌تر دارند. ریتم اثر نیز سریع، پرتحرک و مبتنی بر زمان‌بندی دقیق است؛ عاملی که در اجرای صحنه‌ای، جذابیت آن را دوچندان می‌کند. با این حال، همین وابستگی به اجرا می‌تواند محدودیت متن باشد، زیرا بخشی از ظرافت طنز و پویایی موقعیت‌ها در خواندن صرف، کمتر منتقل می‌شود. در مجموع، «بادبزن» نمایشی سبک اما بسیار حساب‌شده است که هنر گولدونی را در مهندسی کمدی، سازمان‌دهی صحنه و شناخت رفتار اجتماعی انسان‌ها به‌روشنی نشان می‌دهد.
درباره کارلو گولدونی
درباره کارلو گولدونی
کارلو گولدونی، زاده ی 1707 و درگذشته ی 1793، نمایشنامه نویس ایتالیایی بود.گولدونی در ونیز به دنیا آمد و از کودکی به تئاتر علاقه مند بود. پدر کارلو، او را در جوانی به ریمینی نزد فیلسوفی به نام کالدینی فرستاد تا فلسفه بیاموزد، اما او با یک گروه تئاتر دوره گرد همراه شد و به ونیز بازگشت. پدرش او را در سال 1723 در مدرسه ای در پاویا ثبت نام کرد که با مقررات سختگیرانه ی مذهبی و رهبانی اداره می شد. گولدونی که در این سال ها نوشتن را آغاز کرده بود، دو سال بعد از وارد شدن به این مدرسه، هجویه ای نوشت که در آن به استهزای دختران پاویا پرداخته بود. او به دلیل نوشتن این هجویه از مدرسه اخراج و مجبور شد شهر را ترک کند. گولدونی به اودینه رفت و در آن جا به تحصیل در رشته ی حقوق پرداخت و سرانجام در مودنا فارغ التحصیل شد.او سرانجام به ونیز بازگشت و بر خلاف انتظار همه، به جای این که در رشته ی تحصیلی اش، یعنی حقوق، کار کند، به تئاتر روی آورد و به نوشتن نمایشنامه پرداخت. گولدونی که بسیار پرکار بود، با آثارش خشم سنت گرایان را برانگیخت و انتقادهای تند و تیز آنان را متوجه خود کرد. مباحثه های تئوریک و مخالفت شدید کارلو گوتزی با اصلاحات گولدونی موجب رنجش خاطر او شد و آزرده از قدرنشناسی مردم ونیز، این شهر را ترک کرد. گولدونی به پاریس رفت و در آن جا زندگی اش را در فقر و تنگدستی به پایان رساند.
نظر کاربران در مورد "کتاب بادبزن"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

خلاصه داستان بادبزن چرا هیچ جا نیست من باید بدونم فقط نویسنده معرفی شده

1401/10/19 | توسطکاربر سایت
1
| |