کتاب مادمازل شنل

Mademoiselle Chanel

مشخصات کتاب مادمازل شنل
مترجم : الهام عبادی
شابک : 978-6004610674
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 512
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2015
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 19 فروردین

نامزد جایزه بهترین داستان تاریخی گودریدز سال 2015

معرفی کتاب مادمازل شنل اثر سی دابلیو گورتنر

رمان مادمازل شنل پر از رنگ ، درام ، شور ، تراژدی و زیبایی است که به طرز حیرت انگیزی زندگی نماد طراح مد کوکو شنل را به تصویر می کشد. دختر جاه طلب و با استعداد لباسشوئی که انقلابی در مد داشت ، یک امپراطوری بین المللی ساخت و تبدیل به یکی از برجسته ترین و بحث برانگیزترین چهره های قرن بیستم شد.
گابریل شنل و خواهران و برادرانش در روستایی فقر زده متولد شدند و پس از مرگ مادرشان به یتیم خانه فرستاده می شوند. خواهران مهارت خیاطی استثنایی گابریل را پرورش می دهند ، استعدادی که باعث می شود زن جوان از زندگی پر مشقت دوران جوانی اش دور شود.
او خودش را به کوکو تبدیل می کند - خیاطی سبزه و ریزه اندام که در او جاه طلبی شعله می کشد ، چیزی که یک مرد ثروتمند را به خود جلب می کند و به عشق زندگی او تبدیل می شود. او خود را در دنیای پول و تجملات غوطه ور می کند ، و آزادی ای را کشف می کند که باعث ایجاد خلاقیت او می شود. اما تنها زمانی که معشوقش او را به پاریس می برد که کوکو سرنوشت خود را کشف می کند.
سبک های مینیمالیستی براق و کم نظیر وی ، با رد کردن طرح های پر زرق وبرق و تزئینات گذشته ، نشانگر اعتماد به نفس زن جوان مدرن دهه ی 1920 است. با گسترش شهرت کوکو ، تجارتش به شکلی انفجارآمیز گسترده می شود پای وی را به محافل خاص باز می کند. اما شهرت و ثروت او نمی تواند او را از ناراحتی ها و دلشکستگی هایش نجات دهد و هنگامی که پاریس در مقابل نازی ها سقوط می کند ، کوکو مجبور است انتخاب کند که ...
مادمازل شنل رمانی جذاب از یک زن خارق العاده است که زندگی دلخواه خود را ایجاد می کند. مادمازل شنل در دنیای درونی یک زن با جاه طلبی عجیب را می رود. زنی که قدرت ، شور و دید هنری وی به علامت تجاری او تبدیل می شود.

کتاب مادمازل شنل

سی دابلیو گورتنر
سی.دابلیو.گورتنر نویسنده آمریکایی داستان های تاریخی، از جمله رمان های آخرین ملکه، اعترافات کاترین دی مدیچی، و مثلث Spymaster است.رمان های او به بیش از 25 زبان ترجمه شده است.The Queen's Vow یک کتاب پرفروش بین المللی در لهستان بود.مادامازل شانل پرفروش ایالات متحده امروز، پرفروش ترین انجمن فروشندگان کتاب آمریکایی بود و هر دو آخرین ملکه و مارلین پرفروش ترین مجله مارین مستقل بودند.
نکوداشت های کتاب مادمازل شنل
Gortner brings history to life in a fascinating study of one woman’s unstoppable ambition.
گورتنر در مطالعه ی جذاب زندگی زنی با جاه طلبی غیرقابل توقف تاریخ را به زندگی می آورد.
Booklist Booklist

Absorbing, heartbreaking and salacious--like Chanel’s life story . . . a vivid, heartbreaking portrait of Coco Chanel’s meteoric rise to fame and her complicated personal life.
جذاب و ناراحت کننده. همانطور که زندگی خود شنل بود. تصویری واضح و متاثرکننده از صعود کوکو شنل به شهرت و زندگی شخصی پیچیده ی او
Shelf Awareness Shelf Awareness

Enticing . . . well-researched and well-crafted historical novel that leaves the reader satisfied on many levels.
فریبنده... رمانی که خوب تحقیق شده و پرداخته شده است و خوانندگان را در سطح های بسیار زیادی راضی نگه می دارد
New York Journal of Books

قسمت هایی از کتاب مادمازل شنل (لذت متن)
تابستان ۱۹۱۱ بود که بوی مرا برای سفر و گردش به شهر دوویل برد. علی رغم اینکه دلم نمی خواست مزونم را ترک کنم، او به این سفر اصرار ورزیده بود. به دنبال غذانخوردن های پانزدهساعته و شب های بی خوابی فراوان بالاخره در کارم رو به موفقیت گام برداشته بودم. و این موفقیت گذرا نبود بلکه تعداد مشتریانم به طور مداوم افزون تر و تداوم خریدشان بیشتر شده بود. با زیادشدن روسپیان و هنرپیشگانی که لباس های به روز پویرت را برمی گزیدند و کلاه های مرا مناسب ترین گزینه برای آن پیراهن ها می دانستند، کاروبار من هم رونق گرفته بود. البته همچنان خیل عظیمی از زنان اعیان و اشراف بودند که در اسارت وورث و دیگر خیاطان مانده بودند و مثل گذشته به دست آنها سراپا آراسته می شدند؛ این دسته از من اجتناب می کردند. اما دیگرانی که چیزی برای ازدست دادن نداشتند و آنهایی که میزبانی هنرمندان و شعرا در سالن های باشکوهشان از افتخاراتشان بود، کارت تماس سادهٔ مرا دست به دست می چرخاندند.

ویچی نخستین شهری بود که به عمرم می دیدم. شهری بازسازی شده با بلوارهای پهن و به گفتۀ عمه لوئیز پر از هتل ها، قمارخانه ها و آدم های پول داری که به اشتیاق آب های درمانی اسپاها شهر را شلوغ نگه می داشتند. بعد از اینکه در مسافرخانۀ ارزانی که هر تخت را به سه نفر کرایه می داد، جا گرفتیم، همراه لوئیز برای تحویل سفارشات آماده شده به مغازه های مختلف سر زدیم و بعد از آن تمام بعدازظهر را به خرید خرده جات موردنیاز لوئیز و کلاه های من گذراندیم. پولم تنها به خرید سه کلاه رسید، اما آن قدر ذوق زده بودم که گویی دوازده تا خریده ام. بعد از غروب خورشید لوئیز اجازه داد من و آدرین تنهایی به گردش در شهر برویم و خودش در مسافرخانه ماند تا کمی استراحت کند. البته به ما اخطار داد که با هیچ کس، به خصوص مردان صحبت نکنیم و وارد هیچ کاباره یا میخانه ای، هرچند جالب توجه نشویم. من هرگز چنین جمعیتی ندیده و این همه سروصدا نشنیده بودم. گمان می کردی همۀ مردم هم زمان باهم در حال گفت وگو هستند. آدرین که قبلا آن جا بوده و آن ناحیه را بهتر می شناخت، دستش را در دستم حلقه کرده بود تا بیشتر مراقبم باشد و مرا در پیاده رو چنان راه می برد، انگار ملکه ای قصرش را نشان می دهد.