بروکلینی دیگر

Another Brooklyn

  • قیمت : ۱۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب بروکلینی دیگر اثر ژاکلین وودسن

کتاب بروکلینی دیگر، رمانی نوشته ی ژاکلین وودسن است که اولین بار در سال 2016 به چاپ رسید. دیدن دوستی قدیمی، خاطراتی از دهه ی 1970 را در ذهن آگوست زنده می کند و او را به زمانی می برد که دوستان، همه چیز یکدیگر بودند. تا این که اتفاقات، شکل دیگری به زندگی داد. بروکلین برای آگوست و دوستانش، جایی بود که آن ها زیبایی های زندگی را درک می کردند؛ بخشی از آینده ای بود که به آن ها تعلق داشت. اما در زیر این ظاهر زیبا و امیدبخش، بروکلینِ دیگری وجود داشت؛ جایی خطرناک که در آن، افرادی در راهروهای تاریک به کمین دختران معصوم می نشستند، ارواح بر شب ها حکومت می کردند و مادرها ناپدید می شدند. جهانی که در آن، دیوانگی و جنون در چندقدمی بود و هرکسی تلاش می کرد به طریقی، امیدی برای ادامه ی زندگی خود به دست آورد.

کتاب بروکلینی دیگر


ویژگی ها کتاب بروکلینی دیگر

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کتاب بروکلینی دیگر
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-8211-96-9
تعداد صفحه :104
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2016
سری چاپ :1
بیشتر بخوانید

در دنیای نوجوانی ساعت چند است؟

بیایید سوار بر قالیچه ای پرنده، بر فراز دنیاهایی پر از شگفتی به پرواز درآییم.

آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی

می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.

نکوداشت های کتاب بروکلینی دیگر
It exquisitely renders a powerful and indelible friendship that united four young lives.
این اثر به زیبایی، دوستی قدرتمند و ماندگاری را به تصویر می کشد که زندگی چهار جوان را به هم گره زده است.
Barnes & Noble

An engrossing novel about friendship, race, the magic of place and the relentlessness of change.
رمانی جذاب درباره ی دوستی، نژاد، جادوی مکان و همیشگی بودن تغییر.
People Magazine

A lyrical, haunting exploration of family, memory, and other ties that bind us to one another and the world.
کاوشی شعرگونه و به یاد ماندنی درباره ی خانواده، خاطرات و سایر قیودی که ما را به یکدیگر و جهان پیوند می زنند.
Boston Globe Boston Globe

بخش هایی از کتاب بروکلینی دیگر (لذت متن)
تا سال ها بعد مادرم هنوز نمرده بود. داستان من حتی می توانست از این هم غم انگیزتر باشد. پدرم می توانست خیلی راحت من و برادرم را رها کند و ما را در ازای یک زن، بطری یا سر سوزنی وادهد تا خودمان یا حتی بدتر، در مرکز خدمات کودکان شهر نیویورک بزرگ شویم؛ جایی که به قول پدرم به ندرت پایان خوشی در انتظارمان بود. اما این اتفاق رخ نداد. حالا می فهمم هیچ چیز همان دم غم انگیز نیست، بلکه یاد و خاطره اش غم انگیز است.

در هندوستان، هندوها اجساد را می سوزانند و خاکسترش را در رودخانه ی گنگ می ریزند. مردم کاواتینو در نزدیکی بالی، اجسادشان را در تنه ی درخت دفن می کنند. پدرم خواسته بود به خاک سپرده شود. کنار تابوتش تپه ای خاک قهوه ای تیره و روشن انتظارش را می کشید. صبر نکردیم تا خاک او را بپوشاند. سخت بود که فکر نکنیم ناگهان از توی ساتن نرم و شفاف بیدار شود، مثل صدها نفری که در کمای عمیق دفن شده اند و زیر خاک با وحشت بیدار شده اند.

دعا می کردم ذهن تیره از خاطرات ابری ام، شفاف شود. می دانستم درون دنیا گم شده ام و فقط تماشایش می کنم. می دانستم در تقلا هستم تا بفهمم چرا همیشه احساس می کنم بیرون از قاب همه چیز ایستاده ام.