ژتون قرمز من

We Are All Completely Beside Ourselves

مشخصات کتاب ژتون قرمز من
مترجم :
شابک :978-600-367-070-9
قطع :رقعی
تعداد صفحه :311
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2013
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :3
زودترین زمان ارسال :6 تیر

برنده جایزه پن فاکنر

نامزد جایزه من بوکر

نامزد جایزه نبیولا

از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز

معرفی کتاب ژتون قرمز من اثر کارن جوی فاولر | ایران کتاب

کتاب ژتون قرمز من، رمانی نوشته ی کارن جوی فاولر است که اولین بار در سال 2013 به چاپ رسید. دختری جوان به نام رزماری در حالی که مشغول تحصیل در دانشگاه کالیفرنیا است، به زندگی سابق خود در ایندیانا می اندیشد. او در آن جا با خواهرش فرن، برادرش لوول، مادرش و پدرش که استاد روانشناسی رفتاری در دانشگاه بلومینگتون است، زندگی می کرد. روزی فرن ناپدید می شود و لوول در جست و جوی او خانه را ترک می کند. از طرف دیگر، رزماری درمی یابد که دانشگاهش، رازی دارد که به گذشته ی او مربوط می شود. با بیشتر شدن اطلاعات رزماری، او ارتباطی جدید را با خانواده اش کشف می کند. فاولر در رمان ژتون قرمز من، یکی از برترین داستان های خود را ارائه می کند؛ داستانی درباره ی انسان هایی بامحبت اما دارای اشتباه که کارهایی که از روی خوش قلبی انجام می دهند، عواقب اندوهباری دارد.

کتاب ژتون قرمز من

کارن جوی فاولر
کارن جوی فاولر، زاده ی 7 فوریه ی 1950، نویسنده ای آمریکایی است. اغلب آثار او بر قرن نوزدهم، زندگی زنان و احساس بیگانگی تمرکز دارد.فاولر در ایندیانا به دنیا آمد. او به دانشگاه کالیفرنیا رفت و به تحصیل در رشته ی علوم سیاسی پرداخت. فاولر پس از بچه دار شدن به مدت هفت سال از کار در بیرون کناره گرفت. پس از این مدت، او در کلاس نویسندگی خلاق در دانگشاه کالیفرنیا حضور یافت و مسیر حرفه ای نویسندگی خود را آغاز نمود.
نکوداشت های کتاب ژتون قرمز من
Fowler has a lot to say about family, memory, language and science.
فاولر حرف های زیادی درباره ی خانواده، خاطرات، زبان و علم دارد.
Khaled Hosseini

Funny, clever, intimate, honest, analytical and swirling with ideas.
بامزه، هوشمندانه، صمیمی، صادقانه، تحلیلگرانه و سرشار از ایده.
Amazon Amazon

Utterly captivating.
کاملا مسحورکننده.
The Seattle Times

قسمت هایی از کتاب ژتون قرمز من (لذت متن)
می توانستم سرتاسر این خاطره را دوباره در ذهنم ببینم. فرن با آن چشم های درخشان و غمگین به من نگاه می کند و ژتون قرمز را روی سینه ام می گذارد. این چیزیست که من از ژتون قرمز دریافت می کنم. شبیه به هم. جور. تو و من.

بعد پیشانی اش را به شیشه چسباند. من هم همین کار را کردم و ما مدتی طولانی به همین حالت ماندیم؛ رو در رو. در آن وضعیت تنها می توانستم او را در قطعه شعری اشک آلود ببینم. چشمانش، لرزش پره های بینی اش، موهای تنک روی چانه اش و لرزش گوش هایش.

هنوز جایی را پیدا نکرده ام که بتوانم در آن، خود واقعی ام باشم. اما شاید هم هیچ وقت این فرصت به آدم دست نمی دهد که خود واقعی اش باشد.