کتاب داستان من

My Story

مشخصات کتاب داستان من
مترجم :
شابک : 978-600-7845-33-2
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 181
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1974
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 24 مهر

از کتاب های پرفروش در آمریکا

معرفی کتاب داستان من اثر مریلین مونرو

کتاب داستان من، اثری نوشته ی مریلین مونرو است که نخستین بار در سال 1974 وارد بازار نشر شد. این خودزندگی نامه که در دوران اوج شهرت مونرو نوشته شد اما بیش از یک دهه پس از مرگ او به چاپ رسید، به شکلی فوق العاده تأثیرگذار و گزنده به ماجرای دوران کودکی مریلین به عنوان یتیمی بی سرپرست، دوران نوجوانی او، ظهور و درخشش این بازیگر جریان ساز در هالیوود و ازدواجش با جو دی ماجیو می پردازد. در این کتاب شخصی و فوق العاده صادقانه، مونرو از اولین تجربه ی جنسی خود (که بدون رضایت او اتفاق افتاد)، رابطه ی عاشقانه اش با ستاره ی بیسبال جو دی ماجیو، و نگاه و تحلیلش از خودش سخن می گوید. مریلینی که در این صفحات معرفی می شود، مخاطبین را شوکه خواهد کرد: زنی بااستعداد، باهوش و شکننده که بسیار پیچیده تر از زن اغواگری بود که مردم بر پرده ی سینما می دیدند. این کتاب جذاب و خواندنی، زندگی شخصی و حرفه ای یکی از نمادهای فرهنگی آمریکا را از نقطه نظر منحصر به فرد خودش به تصویر می کشد.

کتاب داستان من

مریلین مونرو
نورما جین مورتنسون معروف به مریلین مونرو، زاده ی 1 ژوئن 1926 و درگذشته ی 5 آگوست 1962، بازیگر، خواننده و مدل آمریکایی بود.مونرو در لس آنجلس به دنیا آمد. او در 9 سالگی به یتیمخانه سپرده شد و در طول سال ها تحت سرپرستی 11 خانواده ی مختلف قرار گرفت. مادر مریلین از بیماری روان گسیختگی رنج می برد. مونرو در 16 سالگی مجبور به ازدواج با پسر یکی از همسایگانشان شد و این ازدواج چهار سال بعد با توافق هر دو به طلاق انجامید. او پس از طلاق برای به دست آوردن خرج زندگی در یک کارخانه ی اسلحه سازی مشغول به کار ش...
نکوداشت های کتاب داستان من
This is who Marilyn saw when she looked in the mirror.
این کسی است که مریلین وقتی در آینه نگاه می کرد، می دید.
Early Bird Books

An intimate account of a very public life.
شرحی شخصی از یک زندگی بسیار عمومی.
Goodreads

قسمت هایی از کتاب داستان من (لذت متن)
و دور بر ما پر از گرگ بود. نه از آن گرگ های بزرگ که داخل استودیو ها نشسته اند، گرگ هایی کوچک: آژانس های استعدادیابی بدون دفتر و مرکز، دفتر های تبلیغاتی بی مشتری، واسطه هایی بدون ارتباط با مخاطبین یا مدیران. قهوه خانه ها و کافه های ارزان، پر از مدیرانی بود که آماده ی بستن قرارداد بودند، فقط کافی بود ثبت نام کنی و شرط ثبت نام آن ها معمولا در تخت خواب می گذشت.

با همه ی آن ها ملاقات کردم. همه شان حقه باز و شکست خورده بودند. بعضی هایشان شارلاتان و دروغگو بودند و اندازه ی خود شما به فیلم نزدیک بودند. بنابراین وقتی با آن ها می نشستی فقط باید به دروغ و دغل هایشان گوش می کردی و هالیوود را از چشم آن ها می دیدی؛ یک فاحشه خانه ی شلوغ پلوغ، یک چرخ و فلک، و تخت خواب هایی برای یابوهایش. جایی که از آن آمده بودم خیلی انسانی تر از این شهری بود که فکر می کردم بهشت برین است. مردم متقلب و دروغگوی اینجا خیلی رنگارنگ تر و دو روتر از آن آدم های مهم و بازیگران موفقی بودند که به زودی آن ها را شناختم.

وقتی جوان هستی و سالم، می توانی تصمیم بگیری که دوشنبه خودکشی کنی، اما چهارشنبه دوباره داری می خندی.