کتاب مردی که می خواست سلطان باشد

The Man Who Would Be King
کد کتاب : 17093
مترجم :
شابک : 978-9648573787
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 132
سال انتشار شمسی : 1389
سال انتشار میلادی : 1888
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 3 مرداد

معرفی کتاب مردی که می خواست سلطان باشد اثر رودیارد کیپلینگ

مردی که می خواست سلطان باشد" داستانی از رودیارد کیپلینگ درباره دو ماجراجوی انگلیسی در هند بریتانیایی است که پادشاهان کافرستان، بخشی دورافتاده از افغانستان می شوند.
راوی داستان یک روزنامه نگار هندی بریتانیایی، خبرنگار «ستاره شمالی» در هند قرن نوزدهم است: خود کیپلینگ در سال 1886، در حالی که در حال سفر به برخی از ایالت های بومی هند است، با دو ماجراجوی بداخلاق به نام های دانیل دراووت و پیچی تولیور کارنهان ملاقات می کند. او که از داستان آنها خبر دار شده است، موافقت می کند که در یک کار کوچک به آنها کمک کند، اما بعدا از این کار پشیمان می شود. چند ماه بعد، این زوج در دفتر روزنامه راوی در لاهور ظاهر می‌شوند و در آنجا از نقشه‌ای به او می‌گویند. آنها اعلام می‌کنند که پس از سال‌ها تلاش در همه چیز، به این نتیجه رسیده‌اند که هند به اندازه کافی برای آنها بزرگ نیست، بنابراین قصد دارند به کافرستان بروند و خود را به عنوان پادشاه معرفی کنند.

کتاب مردی که می خواست سلطان باشد

رودیارد کیپلینگ
جوزف رادیرد کیپلینگ (به انگلیسی: Joseph Rudyard Kipling) (زاده ۳۰ دسامبر ۱۸۶۵ - درگذشته ۱۸ ژانویهٔ ۱۹۳۶) نویسنده، داستان‌نویس، رمان‌نویس و خبرنگار بریتانیایی برنده جایزه ادبی نوبل در سال ۱۹۰۷ بود. وی به دلیل اشعار، داستان‌های کوتاه و رمان‌هایش به دریافت این نایل شد.
قسمت هایی از کتاب مردی که می خواست سلطان باشد (لذت متن)
شب قبل کمی برف اومده بود، و همه جا سفید بود، تنها چیزی که این سفیدی رو به هم می زد، ابرهای غلیظی بود که از سمت شمال همین طور پایین و پایین تر می اومد. دراوت با اون تاج روی سرش، خوشحال تر از همیشه اومد بیرون. ‎آروم در گوشش می گم: (برای آخرین بار می گم، فراموشش کن.بیلی فیش میگه این جوری شورش به پا می شه.)