در عمق سایههای زمان، جایی که زخمهای کهنه همچنان میسوزند و تشنگی عدالت هرگز فرو نمینشیند، مارگارت اتوود، قصهگوی افسانهای کانادایی، با زخم و تشنگی بار دیگر ما را به سفری پر از طنز تلخ و عمیق انسانی میبرد. اتوود، که با بیش از پنجاه اثر در کارنامهاش، جهانی از کلمات را فتح کرده، اینبار داستانی کوتاه اما پرنفوذ خلق کرده که همچون خنجری پنهان در گلدان گلها، خواننده را غافلگیر میکند.
سه زن سالمند -لیونی، کریسی و میرنا- در حیاط خلوتهای آرامشان گرد هم میآیند، جین و تونیک مینوشند، اما زیر این ظاهر روزمره، نقشهای شوخطبعانه و انتقامجویانه میکشند. دوست چهارمشان، فرن، سالها پیش قربانی توطئهای ادبی شده: گروهی از نویسندگان مرد، با نقدهای ویرانگر، شهرت و روح او را بر باد دادند. حالا، در پاییز زندگی، این سه زن تصمیم میگیرند عدالت را به دست خود بگیرند؛ البته نه با خشونت، بلکه با حیلههایی که از عمق دوستی و کینههای فرو خورده برمیخیزند. آیا تلاشهای پیرانهسرشان به شکست میانجامد، یا تقدیر، همچون سایهای نامرئی، کار خود را میکند؟
«چرا این چهار سوار آخرالزمان هیچکدوم زن نیستن؟» این را کریسی میپرسد. حیات علمی خود را وقف این دست امور کرده بود. فقدان زنها در حوزههای فعالیتی مختلف؛ چرا زن زبالهجمعکن نداریم؟ زن معدنچی نداریم؟ زن کارگر نداریم؟ زن بندباز و بالونسوار و خلبان ولی داریم، آملیا ارهارت مثلا. تنها کتاب کریسی که به زیور طبع آراسته شد دربارۀ زنان در پرواز بود: زنهایی که موفق به مقاومت در برابر نیروی گرانش شدند، مثل - شاید بعضیها بگویند - خود کریسی. او هیچوقت پایش روی زمین نبوده.
با این مطلب همراه شوید تا دربارهی این داستان بهیادماندنی و هشداردهنده از «مارگارت آتوود»، بیشتر بدانیم.
سریال های که از ادبیات داستانی اقتباس شده اند و زندگی جدیدی را به آثار ادبی بخشیده اند.
یک رمان ماجرایی پر از سرگرمی و شوخی درباره ی سقوط احتمالی نژاد بشر
داستان «سرگذشت ندیمه» از آثار بسیار مطرح اتوود است که با وجود انتقادهای فراوان در سال ۱۹۸۵ منتشر شد.
مارگارت اتوود، بانویی شگفت انگیز است. مسیر حرفه ای او در نویسندگی، سابقه ای بیش از نیم قرن دارد و انواع و اقسام گونه های ادبی را شامل می شود.