کتاب «رواناسطورهشناسی زنان شاهنامه» اثری به کوشش بهروز عوضپور و جمعی از نویسندگان است که در معرفی زنان این حماسه و جستوجوی کهنالگوهای یونگی گام برمیدارد. رسالت اصلی این اثر، بومیسازی سنت فکری «رواناسطورهشناسی» است؛ مفهومی که نخستین بار زیگموند فروید در سال ۱۸۹۷ مطرح کرد و بعدها اندیشمندانی چون یونگ، شارل مورون و ژیلبر دوران آن را بسط دادند. مولفان با طرح پرسشی نوآورانه، بهدنبال آن هستند که دریابند آیا میتوان روانرنجوریهای جمعی یک جامعه را از دل اسطورههای بومی آن استخراج و تدوین کرد و برای این منظور، چه اثری شایستهتر از شاهنامهی فردوسی که بازتابی هنرمندانه از اسطورههای ایرانی است. مبنای نظری کتاب بر این اصل تکیه دارد که ناخودآگاه جمعی، عمیقترین لایههای خود را در بستر روایتهای اسطورهای نمایان میسازد و هنر، بهترین جایگاه برای واکاوی این روایات است. با وامگیری از دیدگاه فروید که خواب را «اسطورهای شخصی» و اسطوره را «خوابی جمعی» میدانست، نویسندگان به زنان شاهنامه نه به چشم شخصیتهای صرفا ادبی یا تاریخی، بلکه بهعنوان کنشگران و کنشپذیران «خوابهای جمعی ایرانیان» مینگرند. واکاوی این شخصیتها در واقع به معنای رمزگشایی از این خوابهاست تا از طریق محتوای پنهان آنها، روانرنجوریهای ریشهدار فرهنگی که «شامل حال تمام زنان ایرانی میشود»، هویدا شود. از منظر روششناسی، این پژوهش از رویکرد «متنکاوی» فروید بهره برده و آن را برای تحلیل یک متن حماسی متناسبسازی کرده است. این فرآیند در دو گام اصلی انجام میشود: نخست، «اسطورهشناسی تحلیلی» که در آن ویژگیها و نوع کنش هر شخصیت از طریق بررسی نامشناسی، تبارشناسی و روایتشناسی واکاوی میشود؛ و دوم، «رواناسطورهشناسی تحلیلی» که دستاوردهای گام قبل را برای کشف وضعیت روانی و روانرنجوری اسطورهای آن شخصیت به کار میگیرد. این رویکرد دوگانه، در واقع نوعی مهندسی معکوس مکانیسم خواب از نگاه فروید است؛ یعنی حرکت از لایهی آشکار روایت اتفاقات و کنشها به سوی لایهی پنهان آن روانرنجوریها و نمادها. مولفان هدفمند، جامعهی آماری خود را به «زنان نژادهی» شاهنامه محدود کردهاند؛ زنانی که دارای تبار، نام و روایتهای روشنی هستند که پیشنیاز بررسی رواناسطورهشناختی محسوب میشود. روند کتاب کاملا وفادار به سیر روایی فردوسی و فرهنگ زیرین شاهنامه است و فصلها به ترتیب حضور این زنان سازماندهی شدهاند؛ از ارنواز و شهرناز خواهران جمشید گرفته تا پوراندخت و آزرمدخت. در هر فصل، شخصیتهای مرتبطی چون فرانک، سیندخت و رودابه، سودابه، تهمینه، گردآفرید، فرنگیس و جریره، منیژه و اسپنوی، کتایون، همای و بهآفرید، همای چهرزاد، گلنار، گردیه، شیرین و مریم مورد بررسی قرار میگیرند. در نهایت، «رواناسطورهشناسی زنان شاهنامه» اثری است که میکوشد از طریق تحلیل زنانی که در حافظهی اسطورهای ما زنده و پویا هستند، دریچهای جدید به سوی شناخت روان جمعی ایرانیان باز کند. مطالعهی این اثر برای علاقهمندان به تقاطع روانکاوی، اسطورهشناسی و شاهنامهپژوهی تجربهای ارزشمند خواهد بود.
درباره بهروز عوض پور
بهروز عوض پور متولد سال 1358، نویسنده و مترجم ایرانی می باشد.