«دستگاه جهنم دانته» رمانی تجربی و تکاندهنده از امیری باراکا است که نخستینبار در سال ۱۹۶۵ توسط انتشارات گروو منتشر شد. این اثر که باراکا آن را با نام پیشین خود، لروی جونز، منتشر کرد، از جمله آثار اولیه اما بسیار تعیینکنندهی او به شمار میآید؛ رمانی کوتاه که بیش از آنکه به روایت کلاسیک متکی باشد، بر زبان، تصویر، خشم و تجربهی زیسته استوار است. «دستگاه جهنم دانته» را نمیتوان صرفا یک رمان دانست؛ این متن در مرز میان داستان، شعر، بیانیهی سیاسی و مراقبهی وجودی حرکت میکند و همین ویژگی آن را به اثری شاخص در ادبیات آفریقایی-آمریکایی دههی شصت بدل کرده است. رمان بهطور آزاد و تمثیلی از «دوزخ» دانته آلیگیری الهام میگیرد، اما باراکا این الگوی کلاسیک را از جهان پس از مرگ به واقعیت زمینی آمریکا منتقل میکند. «دوزخ» در اینجا نه مکانی متافیزیکی، بلکه زیستجهان روزمرهی یک مرد جوان سیاهپوست است؛ جهانی ساختهشده از نژادپرستی ساختاری، فقر، خشونت، بیگانگی و فروپاشی روانی. روایت خطی وجود ندارد و شخصیت اصلی نیز بیشتر یک آگاهی سیال است تا فردی با هویت روایی تثبیتشده. متن از اپیزودهایی گسسته، خاطرات، مونولوگهای درونی، تصاویر خشن و قطعات شاعرانه تشکیل شده که خواننده را در دل تجربهای تکهتکه و ناآرام فرو میبرد. باراکا بهجای بازسازی دقیق ساختار نهدایرهای دوزخ دانته، از ایدهی «دستگاه» استفاده میکند؛ دستگاهی اجتماعی و روانی که فرد را در خود میبلعد. خیابانهای شهر، روابط جنسی آشفته، مواجهه با خشونت، تحقیر نژادی و اضطراب دائمی، همگی بهمثابه دایرههای جهنمی عمل میکنند که خروج از آنها ممکن نیست. زبان رمان خشن، بیپروا و اغلب آشفته است؛ زبانی که آگاهانه از شفافیت فاصله میگیرد تا خود بیسامانی تجربه را بازتاب دهد. همین انتخاب سبکی باعث میشود «دستگاه جهنم دانته» بیش از آنکه «خوانده» شود، «تحمل» شود. از نظر مضمونی، اثر بیانیهای صریح علیه نژادپرستی آمریکایی است. باراکا نشان میدهد که چگونه تبعیض نژادی نه فقط یک مسئلهی سیاسی یا اقتصادی، بلکه وضعیتی وجودی است که ذهن، بدن و عاطفه را شکل میدهد. بیگانگی شخصیت اصلی صرفا اجتماعی نیست؛ او از خود نیز جدا شده است. این رمان بهخوبی نشان میدهد که چگونه ستم ساختاری میتواند به فروپاشی هویت و خشونت درونی منجر شود، بیآنکه نیازی به توضیح نظری یا خطابهی مستقیم داشته باشد. «دستگاه جهنم دانته» اثری آسانخوان یا آرامبخش نیست؛ اما دقیقا به همین دلیل اهمیت دارد. این رمان نمونهای شاخص از جسارت فرمی و خشم اخلاقی باراکاست و نشان میدهد که چگونه ادبیات میتواند به ابزاری برای افشای جهنمهای پنهان جهان مدرن بدل شود. این کتاب نه فقط در کارنامهی باراکا، بلکه در تاریخ ادبیات اعتراضی قرن بیستم، جایگاهی ماندگار دارد.
درباره امیری باراکا
امیری باراکا (۷ اکتبر ۱۹۳۴ – ۹ ژانویه ۲۰۱۴) یک هنرپیشه، آموزگار، نویسنده، کنشگری، و شاعر اهل ایالات متحده آمریکا بود.