خون الف ها

Blood of Elves

مشخصات کتاب خون الف ها
مترجم :
شابک :978-600-182-328-2
قطع :رقعی
تعداد صفحه :368
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1994
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :25 تیر

کتاب سوم از مجموعه حماسه ی ویچر

معرفی کتاب خون الف ها اثر آندره ساپکوفسکی | ایران کتاب

کتاب خون الف ها، رمانی نوشته ی آندره ساپکوفسکی است که اولین بار در سال 1994 انتشار یافت. برای بیش از یک قرن، انسان ها، کوتوله ها، دیوها و الف ها در صلح و آرامشی نسبی در کنار هم زندگی کرده اند. اما زمانه عوض شده، صلح شکننده پایان یافته و اکنون، نژادهای مختلف دوباره به جنگ با یکدیگر برخاسته اند. گرالت، قاتل زیرکی که با نام ویچر شناخته می شود، انتظار تولد کودکی موعود را می کشد. این کودک، قدرت این را دارد که جهان را تغییر دهد—چه به نفع نیکی و چه به نفع شر. همزمان با این که تهدید جنگ بر شهر سایه می افکند و کودک به خاطر قدرت های خارق العاده اش تحت تعقیب قاتلان قرار می گیرد، بار مسئولیت محافظت از همگان، بر دوش گرالت می افتد—و ویچر هیچ وقت شکست را نمی پذیرد.

کتاب خون الف ها

آندره ساپکوفسکی
آندری ساپکوفسکی ( زادهٔ ۲۱ ژوئن ۱۹۴۸) نویسنده اهل لهستان است. ژانر خیال پردازی سبک مورد علاقهٔ وی است و مجموعه کتاب های فانتزی-حماسی وی با نام ویچر که بر پایهٔ همین سبک است، از شهرت بسزایی برخوردار است. این مجموعه تاکنون به ۲۰ زبان دنیا ترجمه گردیده است.ساپکوفسکی دانش آموخته اقتصاد از کالج لودو است. تا پیش از روی آوردن به نوشتن کتاب، به عنوان نمایندهٔ ارشد فروش یک شرکت تجاری مشغول به کار گردید. وی کار ادبی خود را در ابتدا به عنوان مترجم و به ویژه آثار علمی-تخیلی آغاز نمود. او می گوید که اولین...
نکوداشت های کتاب خون الف ها
One of the best and most interesting fantasy series ever.
یکی از بهترین و جذاب ترین مجموعه های فانتزی در تمام اعصار.
Nerds of a Feather

None of the characters in Sapkowski's world are black or white; they are all shades of grey, including Geralt and the monsters.
هیچ یک از شخصیت ها در جهان ساپکوفسکی، سیاه یا سفید نیستند؛ همه ی آن ها طیف هایی از خاکستری هستند، از جمله گرالت و هیولاها.
The Deckled Edge

Sapkowski is very good at creating interesting, imaginative characters.
ساپکوفسکی در خلق شخصیت های جذاب و خلاقانه، مهارت زیادی دارد.
The Wertzone

قسمت هایی از کتاب خون الف ها (لذت متن)
شهر در میان شعله های آتش بود. از خیابان های منتهی به خندق و ردیف اول خانه های شهر دود و خاکستر گرم فوران می کرد. شعله ها خانه های به هم چسبیده و سقف شالی پوش آن ها را می بلعید و به دیواره های قلعه زبانه می کشید. از سمت غرب، از دروازه ی لنگرگاه، صدای فریاد، همهمه ی جنگی وحشیانه و ضربات کند دژکوب که بر دیوارها کوفته می شد، هر لحظه بالاتر می رفت.

همان طور که به افسار چنگ می زد، با هر ضربه، هر تکان، هر پرش اسب، درد در دستانش می پیچید. پاهایش به طرز دردناکی گرفته بود و نمی توانست تکیه گاهی پیدا کند، چشمانش به خاطر دود پر از اشک شده بود. دستی که دورش حلقه شده بود راه نفسش را می بست، خفه اش می کرد، دنده هایش را می فشرد. در اطرافش، صدای جیغ هایی که هرگز شبیه شان را نشنیده بود، بلندتر می شد. با یک آدم باید چه کرد که این گونه جیغ بکشد؟

اسب روی دو پا بلند می شود. محکم بشین!... تکیه گاهی نیست، نیست... نیست... خون هست. اسب به زمین می افتد. فرار از زیرش غیرممکن است، هیچ راهی برای خلاص شدن نیست، هیچ راهی برای فرار از این بازوهای زره پوش که او را محکم در برگرفته اند، نیست. هیچ راهی برای دور ماندن از خونی که روی سر و شانه هایش می ریزد، نیست.