سه سده از زادهشدن پاسکال میگذرد، و کمابیش همین اندازه از مرگش؛ پاسکال عمر درازی نداشت، همهاش سیونه سال. در این سه سده بشر به پیشرفتهای چشمگیری رسیده است، پس چه میتوان فهمید از مردی از سده هفدهم میلادی؟ اگر باز به زندگی فراخوانده شود این اوست که میتواند چیزی از ما بیاموزد نه ما از او؛ ازآنجاکه پاسکال در میان هم روزگاراناش یه واپسگرا بود برخلاف همه، از آغاز، نه به پیش، به سوی آیندهای بهتر، بلکه به واپس، به درون ژرفناهای گذشته، روان بود. همچون ژولیان مرتد خواهان بازگرداندن چرخ زمان به عقب بود؛ بهراستی او خود یک مرتد بود. او رنسانس را دور ریخت، همه چیز داشت نو میشد، اما پاسکال از نو شدن هراس داشت. همه کوششهای فکریاش را به کار بست تا در برابر جریانهای تاریخ ایستادگی ورزد، که اجازه ندهد این جریانات افسار او را به دست گیرند.