شیاطین و قدیسان، تلاقی چند مولفهٔ آشنای دنیای داستانی آندرهآ است: موسیقی، نوجوانی، عشق و مذهب. در این رمان نویسنده از سالخوردگی شخصیت اصلی در زمان معاصر آغاز میکند و برمیگردد به سالهای دو دههٔ شصت و هفتاد تا نوجوانی او را روایت کند. این روایت به کشفی منجر خواهد شد تا بتوانیم به هویت فعلی او معنا بدهیم؛ هویتی عجیبوغریب: پیرمردی که هر روز با پیانوهای عمومی ایستگاههای قطار یا فروشگاهها و حتی فرودگاهها همیشه یک آهنگ ثابت را استادانه مینوازد. گرچه موسیقی سایهٔ بلندی روی این رمان انداخته، اما مضمون اصلی آن مبارزه برای رهایی است، و عشق؛ عشق از هر نوعی، به هر شکلی، چون تنها عشق میتواند نجاتبخش باشد. این رمان سال ۲۰۲۱ منتشر شد و دهها جایزه برای آندرهآ به ارمغان آورد. مخاطبان ادبیات، از هر طیف و سلیقهای، استقبال گرمی از آن به عمل آوردند و با ترجمهٔ این رمان به چند زبان دیگر، ژان باتیست آندرهآ به نویسندهای جهانی بدل شد.
سال ۲۰۲۳، آندرهآ با رمان مراقبش باش برندهٔ معتبرترین جایزهٔ ادبی فرانسه، گنکور، و چند جایزهٔ دیگر شد. از نظر بسیاری از منتقدان ادبی، ژان باتیست آندرهآ با همین چهار رمان روح تازهای به ادبیات معاصر فرانسه بخشیده است و قدرت قصهگویی او یادآور نویسندههای بزرگی مثل ژان ژیونو است.
دیگر توان زیادی برایم نمانده است، حالا دیگر میدانم که رفتنیام. ناراحت نباش. دیشب خوابی دیدم. میدانی که مادربزرگم کمی جادوگر بود و من به این چیزها باور دارم. در خواب، مادربزرگم به من میگفت که قرار نیست بمیرم، نه واقعا، بلکه از این پس به شکل دیگری زندگی میکنم: یک گاو نر، اما گاو نری متفاوت از بقیه، تماما سفید. پس اگر روزی دوباره مسیرهامان برحسب اتفاق بههم رسید، عشق من، از دیدن یک گاو نر سفید و بزرگ که بهطرفت میدود تعجب نکن.
اگر خدا کر است، باید او را ببخشیم. او را ببخشیم، نه نصفهونیمه، برای روزهای زخمخورده و دلهای لنگانمان.