چهاردهم مارس 1883، در مراسم خاکسپاری کارل مارکس در گورستان هایگیت فقط دوازده نفر حضور داشتند و کل مراسم در سخنرانی قدیمیترین دوست او خلاصه شد. انگلس پیشبینی کرد که «نام و آثار مارکس در طول قرنها زنده خواهد ماند». پیشبینی درستی بود، اما چهبسا حتی آن گروه کوچک عزاداران حاضر در گورستان هایگیت هم آن را باور نداشتند. آوازهٔ پس از مرگ عمدتا پیشبینیناپذیر است. اما نامی که نزدیک به صدوپنجاه سال پس از مرگ صاحبش همچنان عشق و نفرتی پرشور در میان مردم برمیانگیزد به این زودیها از تاریخ بشر حذف نخواهد شد. مارکس بهمعنای دقیق کلمه فیلسوف قلمداد نمیشد و اقتصاددان بزرگی نبود و سیاستمدار یا خطیب یا رهبر به شمار نمیرفت. در آتش عشق عمیقی به انسانیت نیز نمیسوخت و در مراوداتش شخصیتی دوستداشتنی یا خاص از خود بروز نمیداد. اما در نهایت، خود را به معاصرانش و نیز، بهضرب و زور ایدههای یگانه و بارز، به تاریخ تحمیل کرد.