1. خانه
  2. /
  3. کتاب امشب در سینما ستاره

کتاب امشب در سینما ستاره

نویسنده: پرویز دوائی
3.2 از 1 رأی

کتاب امشب در سینما ستاره

Emshab Dar Sinama Setareh
انتشارات: روزنه کار
٪15
320000
272000
معرفی کتاب امشب در سینما ستاره
«امشب در سینما ستاره» مجموعه خاطرات داستان‌گونه‌ای از پرویز دوایی، نویسنده، مترجم و منتقد فیلم ایرانی است که مخاطبان را به دنیای زیبا و جذابی می‌برد که حس نوستالژیک عمیقی دارند. او در خیابان‌های محل زندگی‌اش در کودکی سرک می‌کشد و خاطره‌هایی را تعریف می‌کند که با زبانی شیرین و دلنشین به عمق جان مخاطبان می‌رود؛ روایت‌هایی دلنشین از عشق به سینما و زندگی. پرویز دوائی با قلمی مسحورکننده، خاطراتی ماندگار خلق کرده است.
مجموعۀ حاضر حاوی 20 داستان کوتاه است و داستان «امشب در سینما ستاره» که عنوان کتاب از آن گرفته شده است، داستان هجدهم کتاب است. روایتی از پیدا کردن سینمایی که هیچ نشانه‌ای ندارد. سینمایی متفاوت با سینماهای آشنای شهر که تابلویی بزرگ دارند و همیشه روایتی تصویری از یک قصه بر سر درشان نقش بسته است. این بار قصه با یک خواب و وسوسه یافتن چنین سینمایی در دل محله‌ای ناآشنا شروع می‌شود: «خواب می‌دیدم که از کسی شنیده بودم که سینمایی در جنوب شهر، شاپور، مختاری، امیریه، منیریه و آن‌طرف‌ها... که ما اسمش را شنیده بودیم ولی خودش را ندیدیم، قرار است سریال بلای جان نازی را نشان بدهد.» همین اسم سریال کافی‌ست تا بهانه‌ای شود برای طی کردن مسیر طولانی و ناشناخته‌ از دربند تا شاپور و گذشتن از کوچه پس کوچه‌ها و زیر طاقی‌های نیمه تاریک و دهانه‌های بازارهای محله و...
راوی به همراه دوستش جواد برای مشاهده‌ی سریال «بلای جان ‌نازی» راهی یکی از سینماهای جنوب شهر با نام «سینما ستاره» می‌شوند. آن‌ها با پرس و جو درباره‌ی مکان سینما سرانجام به تجمع عده‌ای در مقابل خانه‌ای و صحبت کردن پیرمردی از لای در با این عده مواجه می‌شوند و از گفت‌وگوی جمعیت با پیرمرد پی می‌برند که این‌جا همان سینما ستاره است که پیرمرد به خاطر نبود آپاراتچی از ورود افراد ممانعت به عمل می‌آورد. دوست راوی با گرفتن دست یکی از حاضران و معرفی کردن او به عنوان آپارتچی اسبق وزارت فرهنگ، سرانجام موفق می‌شود تا جمعیت را به داخل سینما ببرد.
بیش از پنجاه سال از روزی که پرویزدوائی «خداحافظ رفقا» را نوشت و با بهترین رفقایش یعنی سینماهای شهر تهران خداحافظی کرد و به پراگ سفر رفت می‌گذرد، ولی او هیچ وقت تهران را ترک نکرد. تهرانش را با خود برد و در خیال‌ها و خواب‌هایش آن را کوچه به کوچه بازسازی کرد. او در پرسه‌هایش در شهر، خود را لبریز از خاطرات تهران کرد و به قول خودش فقط کافی بود تا بویی به مشام آدم برسد، آهنگی از پنجره بازمانده به گوش برسد، عکسی را آدم ببیند در راه یا چهره‌ای را، تا قفل در این گنج‌خانه‌ی خواب و خاطره باز شود و تهرانی از جنس کلمات و قصه‌ها در دل پراگ جاری شود و بر دل هر خواننده‌ای بنشیند.
«امشب در سینما ستاره» برای علاقمندان به سینما و نوستالژی و زبان دلنشین پرویز دوایی کتابی خواندنی و جذاب است.
درباره پرویز دوائی
درباره پرویز دوائی
پرویز دوایی منتقد فیلم، نویسنده و مترجم ایرانی متولد ۱۳۱۴ تهران است.پرویز دوایی فارغ التحصیل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته زبان انگلیسی است و همین تسلط به زبان باعث شد که مترجم مقالات مختلف سینمایی و متن گفت وگو برای دوبله فیلم ها باشد. با مجلات سینمایی مختلفی همکاری و به عنوان منتقد فیلم شهرت پیدا کرد. از مجلاتی که با آنها همکاری کرد می توان به سپید و سیاه، مجله فردوسی، رودکی، روشنفکر و سینما و نگین اشاره کرد. برای ماهنامه سینمایی فیلم هم گاهی بهاریه یا مقاله نوشته است. آخرین مقاله اش را در ایران در سال ۱۳۵۳ در مجله سپید و سیاه با عنوان «خداحافظ رفقا» نوشت و برای یک دوره آموزشی به چکسلواکی رفت و ساکن پراگ شد.او همچنین از پایه گذاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در کنار پرویز کلانتری، عباس کیارستمی، اکبر صادقی، نورالدین زرین کلک ،سیروس طاهباز و خسرو سینایی است و مدتی هم دبیر جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان در سالهای ۵۰ و ۵۲ بود. درسال ۱۳۸۷ به مناسبت آخرین رونمایی از کتابش در خانه هنرمندان دوستانش در مورد او گفتند. احمد رضا احمدی از دوران دوستی اش با پرویز دوایی گفت که سرآغازش فیلم قیصر مسعود کیمیایی بود. جمشید ارجمند دوایی را شاعری می داند که در قالب شهر فارسی شعر نمی گوید. ابراهیم حقیقی هم نقد درست فیلم را مدیون پزویز دوایی می داند.هوشنگ گلمکانی معتقد است که نسل گذشته او را با نقدهای سینمایی اش می شناسد و نسل امروز با داستان هایش. در سال ۱۳۹۰ درسومین جشن جایزه کتاب سال سینمای ایران از پرویز دوایی تقدیر شد. کتاب هایش لحنی نوستالژیک دارد و ریشه در خاطرات دوران کودکی و البته در ارتباط با سینماست. پرویز دوایی هم اکنون ساکن پراگ است و علاوه بر آثار ترجمه ای، تالیفی در زمینه سینما مجموعه داستان ها و کتاب های دیگری را هم در کارنامه دارد.آثار:باغبازگشت یکه سوارسبز پریایستگاه آبشاربلوار دل شکستهامشب در ستاره سینماتنهایی پر هیاهوسینما به روایت هیچکاک (ترجمه کتاب فرانسوا تروفو)بچه هالیوود (ترجمه زندگینامه رابرت پریش)سرگیجه (ترجمه فیلمنامه سمویل تیلر)استلا (ترجمه کتاب جان دوهاتوگ)
قسمت هایی از کتاب امشب در سینما ستاره

... برگشتم و به پشت سر نگاه کردم. جمعی بچه، پسربچه های همان سن و سال سریال دیدن هایمان نشسته بودند، مبهوت و مجذوب تصویر، دهان ها نیمه باز و چشم ها مشتاق، و گاهی هم یکی شان رو به کنار دستی می کرد و چیزی را با اشاره انگشت روی پرده نشان می داد، و حالا موسیقی مهیج سریال، جوری که در فاصله ای دور، از پشت درهای بسته سالن انتظار به گوش برسد، در فضا بود، و در این لحظه انگار که به طور محوی باز آن احساس جادوئی بچه بودن و در حضور یک سریال قدیمی، در جمع عاشقان سریال نشستن به من دست داد، غرقه در لذتی کودکانه. مثل وقتی که در راه های روشنائی صبح زود به طرف آب تنی رودخانه می رفتیم...

مقالات مرتبط با کتاب امشب در سینما ستاره
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب امشب در سینما ستاره" ثبت می‌کند