1. خانه
  2. /
  3. کتاب مسافر کاناپه گرد در ایران

کتاب مسافر کاناپه گرد در ایران

نویسنده: عمرو بدوی
3.5 از 1 رأی

کتاب مسافر کاناپه گرد در ایران

(ایران‌نوشته یک کاوچ‌سرفر مصری)
Sofa traveler in Iran
ناموجود
695000
معرفی کتاب مسافر کاناپه گرد در ایران
در «مسافر کاناپه گرد در ایران»، عمرو بدوی بیشتر از آنکه نقش یک توریست را بازی کند، شبیه کسی است که می‌خواهد از پشت دیوارهای سیاسی و رسانه‌ای عبور کند و به لایه‌ی پنهان زندگی ایرانی نزدیک شود. همین انتخاب اولیه، یعنی سفر با کاوچ سرفینگ و اقامت در خانه‌ی آدم‌های عادی، مسیر کتاب را از همان ابتدا از سفرنامه‌های رایج جدا می‌کند. بدوی که روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اقتصادی است، ایران را نه از پنجره ی هتل‌های چندستاره و تورهای رسمی، بلکه از آشپزخانه‌ها، اتاق‌های نشیمن‌ و گفت‌وگوهای نیمه‌شب می‌بیند. این تفاوت زاویه‌ی دید، تمام فضای کتاب را تغییر داده و او مدام به این مسئله برمی‌گردد که تصویر ایران در ذهن بسیاری از مصری‌ها، محصول سال‌ها تنش سیاسی، رسانه‌های جهت‌دار و فاصله ی دیپلماتیک بوده؛ تصویری مبهم که در آن، ایران یا بیش از حد ایدئولوژیک دیده می‌شود یا بیش از حد مرموز. اما آنچه بدوی در خیابان‌های تهران، خانه‌های شیراز یا جمع‌های دوستانه‌ی مشهد می‌بیند، بیشتر زندگی روزمره است تا شعار سیاسی. یکی از ویژگی‌های جالب کتاب همین فاصله گرفتن از نگاه شرق‌شناسانه یا قضاوت‌های توریستی است؛ نویسنده حتی وقتی با تفاوت‌های فرهنگی مواجه می‌شود، آن‌ها را مثل یک مشاهده‌گر اجتماعی ثبت می‌کند، نه مثل کسی که به دنبال سوژه‌ای هیجان‌انگیز است. همین باعث شده «مسافر کاناپه گرد در ایران» بیشتر شبیه مطالعه‌ای مردم‌شناسانه درباره‌ی زیست ایرانی باشد تا یک سفرنامه‌ی کلاسیک.
بخش مهمی از جذابیت کتاب در تضادی نهفته که بدوی میان فضای عمومی و خصوصی ایران کشف می‌کند. او بارها اشاره می‌کند که خیابان، اداره، فضای مذهبی یا حتی گفت‌وگوهای رسمی، لزوما بازتاب کامل ذهن و زندگی مردم نیستند. در عوض وقتی وارد خانه‌ها می‌شود، ناگهان با ایران دیگری روبه‌رو می‌شود؛ ایرانی پر از شوخی، بحث‌های سیاسی، نگرانی اقتصادی، موسیقی، تعارف، خستگی و امید هستند؛ این دوگانگی برای یک نویسنده‌ی عرب که از جامعه‌ای با ساختار فرهنگی نسبتا نزدیک می‌آید، هم آشناست و هم غریب. بدوی در توصیف مهمان‌نوازی ایرانی‌ها دچار اغراق نمی‌شود، اما به جزئیاتی اشاره می‌کند که نشان می‌دهد این رفتار فقط یک رسم اجتماعی نیست؛ نوعی تلاش برای ساختن رابطه در جامعه‌ای است که سال‌ها زیر فشار سوءظن سیاسی و انزوا زندگی کرده است. حتی صحنه‌های ساده، مثل اصرار میزبان برای غذا خوردن یا طولانی شدن مکالمه‌های شبانه، در متن معنای اجتماعی پیدا می‌کنند. او به‌ویژه در بخش‌های مربوط به مشهد، نگاه پیچیده‌تری دارد. از یک طرف به عنوان یک مصری سنی‌مذهب، فاصله‌ی فرهنگی خود را حفظ می‌کند و از طرف دیگر تحت تاثیر فضای احساسی و جمعی حرم امام رضا قرار می‌گیرد. این مواجهه نه کاملا مذهبی است و نه صرفا توریستی؛ بیشتر نوعی مشاهده‌ی انسانی از تجربه‌ی ایمان در جامعه‌ی ایرانی است. بدوی متوجه می‌شود که برای شناخت ایران، نباید فقط به آثار تاریخی یا روایت‌های سیاسی تکیه کرد؛ گاهی فهم یک جامعه، در شنیدن درد دل یک راننده تاکسی یا بحث اقتصادی چند جوان در کافه‌ای کوچک اتفاق می‌افتد.
عمرو بدوی مدام از یک شهر به شهر دیگر می‌رود و هر خانه، تبدیل به پنجره‌ای تازه برای شناخت بخشی از جامعه ی ایران می‌شود. او با دقتی روزنامه‌نگارانه رفتار آدم‌ها، لحن حرف زدنشان، اضطراب‌های اقتصادی و حتی تناقض‌های فکری نسل جوان را ثبت می‌کند. نکتهی @مهم اینجاست که نویسنده نه در دام ستایش مطلق ایران می‌افتد و نه سراغ کلیشه‌ی «جامعه‌ی بسته و سرکوب‌شده» می‌رود. تصویر او خاکستری است؛ همان چیزی که در بسیاری از سفرنامه‌های سیاسی خاورمیانه غایب است. بدوی از تورم، فشار معیشتی، ناامیدی بعضی جوان‌ها و شکاف میان نسل‌ها حرف می‌زند، اما همزمان نشان می‌دهد که زندگی روزمره چگونه با طنز، روابط انسانی و نوعی انعطاف فرهنگی ادامه پیدا می‌کند. در جاهایی از کتاب حتی سکوت‌ها هم معنا دارند. مثلا وقتی میزبانان درباره‌ی سیاست با احتیاط حرف می‌زنند یا ناگهان موضوع بحث را عوض می‌کنند، نویسنده بدون توضیح اضافه اجازه می‌دهد خود فضا حرف بزند. این شیوه‌ی روایت متن را باورپذیرتر کرده است چراکه او بیشتر مشاهده می‌کند تا قضاوت. به همین دلیل خواننده احساس نمی‌کند با بیانیه ای سیاسی روبه‌روست؛ بلکه حس می‌کند کنار نویسنده روی همان کاناپه نشسته و دارد جامعه‌ی ایران را از فاصله‌ای نزدیک تماشا می‌کند.
«مسافر کاناپه گرد در ایران» همچنین درباره‌ی مفهوم «دیگری نزدیک» است؛ این که چگونه دو ملت با تاریخ، مذهب و حافظه‌ی فرهنگی مشترک، می‌توانند سال‌ها تصویر تحریف‌شده‌ای از هم داشته باشند. عمرو بدوی در طول سفرش مدام با لحظه‌هایی مواجه می‌شود که مرز میان غریبه و آشنا را از بین می‌برد. او در رفتار مردم ایرا، چیزهایی می‌بیند که
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب مسافر کاناپه گرد در ایران" ثبت می‌کند