«چهرهی مفتون» رمانی از آنا، کنتس متیو دو نوآی است که در سال ۱۹۰۴ منتشر شد و به عنوان یکی از آثار برجستهی ادبیات فرانسوی در اوایل قرن بیستم شناخته میشود. این کتاب داستان زنی جوان به نام خواهر سنت سوفی را روایت میکند که در صومعهای دورافتاده زندگی میکند و با ورود مردی جوان به نام ژولین، جهان درونیاش دچار دگرگونی میشود. آنا دو نوآی نویسندهای با تبار رومانیایی-یونانی، در این اثر با نثری شاعرانه و ظریف، کشمکش میان ایمان مذهبی و بیداری احساسات انسانی را به تصویر میکشد. داستان از زبان اولشخص و به شکل یادداشتهای شخصی بیان میشود، جایی که سوفی با خود و با جهان پیرامونش روبرو میشود و پرسشهای عمیقی دربارهی عشق، زیبایی و آزادی مطرح میکند. داستان در فضایی آرام و معنوی آغاز میشود، جایی که سوفی زندگی در صومعه را ترجیح داده است تا از شلوغی و مادیات دنیای بیرون دور باشد. اما ورود ژولین که نقاشی است که برای دیدن تابلوی مریم و کودک به صومعه میآید، همه چیز را تغییر میدهد. نگاه آنها به هم میافتد و این برخورد ساده، آغازگر رابطهای پنهانی و تدریجی میشود. سوفی که همواره خود را در چارچوب ایمان و پاکی میدید، اکنون با احساسات تازهای روبرو میشود که او را به کشف زیباییهای جهان و بدن و طبیعت وا میدارد. او در عین حال با وجدان مذهبی خود درگیر است و مدام از خود میپرسد که آیا این احساسات گناه به شمار میآیند یا خیر. رابطهی آنها هرگز به گناه کامل نمیانجامد، اما سوفی را با پرسشهای عمیقی دربارهی انتخاب میان دنیا و ایمان روبهرو میکند. آنا دو نوآی در «چهرهی مفتون» به بررسی تضادهای درونی پرداخته: پاکی مذهبی در برابر میل جسمانی، زندگی محصور صومعه در برابر آزادی بیرون و کشف زیبایی جهان از طریق عشق. نثر او در این رمان شبیه به شعر بلند منثوری است که پر از تصاویر حسی و استعارههای غنی است. این کتاب در زمان انتشارش جنجالبرانگیز بود، زیرا موضوع رابطهی میان راهبه و مرد جوان در دورهای مطرح شد که جدایی کلیسا و دولت در فرانسه در حال شکلگیری بود. با این حال نویسندگانی چون مارسل پروست نثر آن را «شعری دائمی و جداییناپذیر» توصیف کردند.
درباره آنا دو نوآی
آنا، کنتس متیو دو نوای نویسنده فرانسوی با اصالت رومانیایی و یونانی، شاعر و فمینیست سوسیالیست بود. او تنها شاعر زن زمان خود در فرانسه بود که بالاترین نشان افتخار عمومی، یعنی جایزه بزرگ آکادمی فرانسه، را دریافت کرد.