خوب به یاد دارم هنگامی که نخستین بار نام کتاب جزیره پنگوئن ها را شنیدم گمان بردم که حاصل تحقیقات پژوهنده ای است درباره این پرندگان جالب قطبی و کتابی است در حدود زنبور عسل و موریانه ها اثر موریس مترلینگ، و چون مقدمه آن را خواندم تصور کردم که هدف آناتول فرانس نوشتن تاریخ گونه ای بوده است درباره رویدادهای زندگی گروهی خاص با روشی ابتکاری و نو، اما وقتی که برگی چند از متن کتاب را به دقت مطالعه کردم، نادرستی پندارهای پیشینم آشکار شد و دانستم که این کتاب اگر چه تاریخ است، تاریخ قومی خاص نیست، بلکه روح راستین تاریخ بشر است. گفتم «روح تاریخ»، چرا که تاریخ همانند موجود زنده ای است که حوادث تلخ و شیرین گیتی کالبد آن را تشکیل می دهند، اما «روح» آن مجموعه علتهای حقیقی و پیوندهای ناآشکاری است که اساس پیشامدهای روزگار را به وجود می آورد و درک آن کاری آسان نیست. بنابراین اگر به کتاب های تاریخ بنگریم اغلب چیزی جز نقل کشمکش های پادشاهان و توطئه های آنان نیست که البته آن هم در بسیاری از موارد به اصطلاح قلم در دست دوست یا دشمن بوده و حقایق امور در پرده ای از منافع شخصی یا اغراض حیوانی به کلی ناشناخته مانده و یا تحریف شده است.
زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟
«جزیره پنگوئنها» اثر آناتول فرانس، یکی از درخشانترین و بیرحمانهترین طنزهای تلخ (Satire) تاریخ ادبیاته که در قالب یک تمثیل بهظاهر ساده، کل تاریخ تمدن بشری رو به چالش میکشه. داستان با یک خطای مضحک شروع میشه؛ کشیشی که بینایی ضعیفی داره، تصادفاً وارد جزیرهای قطبی میشه و پنگوئنها رو با آدمها اشتباه میگیره و همهشون رو غسل تعمید میده! از همین نقطه، آناتول فرانس تاریخ خیالی این پنگوئنهای متمدنشده رو از عصر بدوی تا دوران مدرن و سرمایهداری روایت میکنه. کتاب با کالبدشکافی ریشههای مالکیت خصوصی (جایی که اولین پنگوئن یک تکه چوب رو دور تکه زمینش میکشه و با قتل و زور ادعای مالکیت میکنه)، شکلگیری طبقات اجتماعی، فساد کلیسا، جنگهای بیهوده ملیگرایانه و دستکاری عدالت، نشان میده که چطور تمدنها در چرخهای بیپایان از خودخواهی، حرص، بحران و فروپاشی دور خودشون میچرخن. این کتاب فقط نقد تاریخ فرانسه نیست؛ آینهایه تمامنما از تناقضهای حلنشده ذات انسان و سیستمهای حکمرانی. ترجمه محمد قاضی برای «جزیره پنگوئنها» فراتر از یک برگردان ساده، یک شاهکار تمامعیار در زبان و لحن فارسیه. قاضی با درک بینظیر از طنز ظریف و نیشدار آناتول فرانس، از دایره واژگانی فوقالعاده غنی، فاخر و در عین حال روان استفاده کرده. انتخاب تعابیر کهنالگو و ضربالمثلهای متناسب زبان فارسی باعث شده طعنههای فرانس نه تنها در ترجمه نسوزد، بلکه با همان تیزی، زنده و اثرگذار به ذهن خواننده بنشیند. متنی که قاضی تحویل داده، درسی است در هنر ترجمه متون کنایی و تمثیلی.
عالی بود داستان خواندنی و آموزنده ای داره ترجمه استاد محمد قاضی عالی بود
ابن اثر عالی بود 👌😇
لطفا این کتاب را بیاورید. سپاسگزارم
من نسخه قبل انقلاب را دارم
آفرین
به نظرم چاپ هفت به بعد سانسور داره
چاپ دهم که سانسور داره .
چاپ دهم حذفیات داره
کجاهاش سانسور داره؟جایی هست بشه تیکههای سانسور شده رو خوند؟
این کتال اولین ترجمه استاد محمد قاضی ست، اثری که باعث شد ترجمه رو جدی بگیره.
اشتباه نکن دوست من،شازده کوچولو اولین ترجمه قاضی بود،این ترجمه بعد از یک سال و نیم دوری قاضی از مترجمی ترجمه شده.
با احترام، هر دو اشتباه میکنید! اولین ترجمهی آقای محمد قاضی، داستان کوتاهی از ویکتور هوگو، یعنی کلود ولگرد بود. و بعد از آن این کتاب را ترجمه کرد و بعد از آن شازده کوچولو را.
در کتاب خاطرات یک مترجم،اولین آثار ترجمهٔ آقای محمد قاضی به ترتیب زیر ذکر شده است:کلود ولگرد_سناریوی دن کیشوت_ سپید دندان_جزیرهٔ پنگوئن ها
سرنوشت تمدنها از آغاز حال و آینده تو این کتاب مصداقهای زیادی پیدا میشه که قابل لمس برای همه هستش و همیشه میبینیم هر شیش ماه یه بار میخونمش به خودم یادآوری میکنم که پنگون هستم
یکی از جالبترین داستانهاییه که تا به حال خوندم. همیشه به همه پیشنهاد میکنم بخوننش. به خصوص توی این بازهی زمانی.