چه میشد اگر تاریخ ایمان را از نو میخواندیم؟ چه میشد اگر پردههای ضخیم سههزارهی تفسیر ابراهیمی را کنار میزدیم و به آن یازده فصل آغازین پیدایش مینگریستیم که گویی در خلائی از زمان، هنوز همچون متنی مستقل و بیپروا میتپد؟ کتاب سام نه رسالهای در تبارنامه که فراخوانی است برای بازگشت به آن منطق شرقی که سام، آن نخستزادهی نوح و صاحب نام، نمایندهی آن است. این کتاب در پی آن است که سامیبودن را از چنگال نژاد و آیین برهاند و آن را همچون سنخی کلی در کالبد زیستنی باستانی بازیابد. دیوید کیشیک در این اثر راهی متفاوت میگشاید؛ او نه بهدنبال اثبات یک حقیقت دینی که در پی کشف همان حقیقت فلسفی بنیادینی است که پیش از ظهور پیامبران در بطن جهان جاری بود و اکنون زیر آوار سنتها مدفون شده است. این کتاب نه برای مومنان به آیینهای مألوف که برای جماعتی نگاشته شده است که هنوز در راهاند؛ برای آنان که در جستوجوی گشودن گرههای ناگشودهی هستیاند و در پی میراثی میگردند که نه در خون، که در نام جاری است. کتاب سام بازخوانی امر کهن برای آیندهای است که هنوز نیامده است.