از دیدار با چیانکای چک و چوئنلای و کار دیپلماتیک زیر بمباران ژاپنیها تا همکاری با دکتر مصدق و شرکت در نهضت ملیشدن نفت، از گفتوگو با شاه در سر میز ناهار و نمایندگی دولت در آذربایجان تا کودتا و زندانیشدن در پادگان عشرتآباد، از فعالیت در جبههٔ ملی دوم تا زندانیشدن در قزلقلعه، از کار در کارگاه بندرعباس تا ملاقات با هویدا نخستوزیر، از روزهای انقلاب تا باز هم گرفتاری در زندان، اصغر پارسا سخنگوی سابق جبههٔ ملی ایران زندگی پرفراز و نشیب خود را روایت میکند.
× × ×
… گفتم: «آقا این مردم، این مرد و زن، مالیات نمیدهند که گلوله بخرند و با آن مردم را بکشند.» شاه باز تأکید کرد که: «من با نیروی ارتش با بینظمی مقابله خواهم کرد.» گفتم: «میل میل اعلیحضرت است ولی اگر اعلیحضرت به ارتش بگوید این کار را بکند من بهعنوان مبعوث مردم به آنها خواهم گفت از خودشان دفاع بکنند.» شاه گفت: «من دیگر با شما حرف نمیزنم…»
اصغر پارسا (۱۲۹۴ یا ۱۲۹۸– ۱۶ بهمن ۱۳۸۵) سخنگوی فراکسیون جبههٔ ملی در مجلس هفدهم و مدتی نیز بعد از انقلاب ۵۷ سخنگوی جبههٔ ملی ایران بود.او دوران کودکی خود را در استان آذربایجان و شهر خوی گذراند. پس از چند سال زندگی در تبریز در سال ۱۳۱۳ به مدرسهای در تهران رفت. پس از پایان دبیرستان، به دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران رفت و مشغول به تحصیل در رشتهٔ علوم سیاسی شد. وی در سال ۱۳۲۰ تحصیلات خود را در این رشته به پایان رساند.اصغر پارسا پس از پایان تحصیلات، دوران خدمت خود را در وزارت امور خارجه آغاز کرد و به عنوان قائم مقام دفتر عهدنامهها در زمان وزارت حسین علا فعالیت میکرد.او برای ارسال دادخواست ایران به دادگاه لاهه در مورد اختلافهای نفتی ایران و انگلستان با علی شایگان همکاری کرد.در سال ۱۳۲۳ و در حین جنگ جهانی دوم به عنوان دبیر دوم نخستین سفارتخانهٔ ایران در جمهوری خلق چین، به این کشور رفت.وی در اسفند ۱۳۲۷ با پروین قدیمی، دختر جواد قدیمی مستشار سفارت ایران، ازدواج کرد.