هارلم، از آخرین باری که برای خرید مواد آنجا رفته بودم، خیلی فرق کرده بود. انگار تنفروشی، استعمال مواد، و خشونت توی خیابانهایش کمتر شده بود. زنها و مردهای همسنوسال خودم را میدیدم که کت چرم پوشیده و کلاه بره سرشان گذاشته بودند و توی خیابانها راه میرفتند، روزنامه میفروختند، و با مردم گپ میزدند. آنها زنها را در «روزهای تسویهحساب» تا فروشگاه همراهی میکردند، مراقب بودند کسی به زنها دستبرد نزند. فهمیدم اعضای حزب پلنگ سیاهاند. تا آن موقع ندیده بودم سیاهپوستی از خودمطمئن و نترس باشد، اما آنها اعتمادبهنفسی بینظیر داشتند. عادت کرده بودم ترس را در چشمهای سیاهپوستها ببینم، بهخصوص وقتی پلیس دوروبرشان بود، ولی انگار ترس به دل پلنگهای سیاه راه نداشت.
آلبرت وودفاکس در سال ۱۹۴۷ در نیواورلئان متولد شد. او که یک فعال متعهد در زندان بود، امروز نیز همچنان فعال است و برای طیف وسیعی از مخاطبان، از جمله پروژه بیگناهی، هاروارد، ییل و دیگر مراکز سخنرانی میکند.