گذرگاه میلر که با الهام از رمانهای کلید شیشهای و خرمن سرخ دشیل همت نوشته شده، تفسیری تازه از ادبیات همت را به نمایش میگذارد و حتی از آن نیز فراتر میرود و با استفاده از ارجاعات مختلف به فیلمهای گنگستری و فیلم نوآر، از منابع الهام همتی خود موفقتر ظاهر میشود و در نهایت، یکی از جالبترین برداشتهای سینمایی از ادبیات همت که مورد توجه فیلمسازان دیگری هم بوده شکل میگیرد.
برادران کوئن که «کارگردان دوسر» لقب گرفتهاند، قراردادهای ژانر نوآر و نیز دیالوگ و زبان را به بهترین شکل در گذرگاه میلر بهکار بستهاند، چنانکه در این فیلم استفاده از زبان گنگستری در شکلگیری فضا و شخصیتها بسیار کلیدی مینماید. آنها اثر خود را به شکلی ساختهاند که گاه بهنظر میرسد وجه داستانی و زبان آن بیشتر از وجه بصری برایشان حائز اهمیت بوده است، اما درعینحال، وجه بصری را نیز ابدا دستکم نگرفتهاند. در مجموع، این اثر و سایر آثار این دو تن حاکی از دانش سینمایی، فرهنگی و تاریخی آنهاست دانشی که در بطن فرهنگ امریکایی و در جوار سینمای هالیوود، به ساخت فیلمهایی مستقل و کمهزینه میانجامد که مخاطبانی جهانی دارند. گذرگاه میلر از جمله آثار برادران کوئن است که بسیار مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفت و نخل طلایی جشنوارهی کن را در سال ۱۹۹۱ از آن خود کرد.
جوئل دنیل کوئن (زادهٔ ۲۹ نوامبر ۱۹۵۴)فیلمساز آمریکایی است. او با همکاری برادرش ایتن، کارگردانی، نویسندگی، تدوین و تهیهکنندگی فیلمهای بلند بسیاری را بر عهده داشته است که از تحسینشدهترین آنها میتوان به این آثار اشاره کرد: «خون ساده» (۱۹۸۴)، «بزرگ کردن آریزونا» (۱۹۸۷)، «تقاطع میلر» (۱۹۹۰)، «بارتون فینک» (۱۹۹۱)، «فارگو» (۱۹۹۶)، «لبوفسکی بزرگ» (۱۹۹۸)، «ای برادر، کجایی؟» (۲۰۰۰)، «قاتلان پیرزن» (۲۰۰۴)، «جایی برای پیرمردها نیست» (۲۰۰۷)، «پس از خواندن بسوزان» (۲۰۰۸)، «مرد جدی» (۲۰۰۹)، «شهامت واقعی» (۲۰۱۰)، «درون لوین دیویس» (۲۰۱۳)، «درود بر سزار!» (۲۰۱۶) و «تصنیف باستر اسکراگز» (۲۰۱۸).