سازمانها برای بقا و تداوم حضور در عرصهی رقابت، نیازمند افرادی هستند که در برابر چالشهای محیطی واکنش نشان دهند، در تصمیمگیری و ارائهی ایدهها در زمینهی مسائل سازمانی مشارکت کنند، و از اشتراکگذاری دانش و اطلاعات خود بیمی نداشته باشند. در چنین شرایطی که سازمانهای مدرن بر مدیریت دانش و تسهیم اطلاعات تمرکز دارند، بیتوجهی به پدیدهی «سکوت سازمانی» میتواند به مانعی جدی تبدیل شود. با این حال، به دلیل تازگی این مفهوم در ادبیات پژوهش و پیچیدگی ماهیت آن، مطالعات اندکی در این زمینه انجام شده است. در واقع، میتوان گفت که در بسیاری از سازمانهای ایرانی نیز این پدیده چندان مورد توجه قرار نگرفته است. یکی از دلایل این غفلت، دشواری تمایز سکوت سازمانی از سایر متغیرهای رفتاری است.