آنها خانهشان را بیشتر از هر چیز دیگری دوست دارند.
جیل و تد زندگی رویاییشان را در خانهای مجلل در نیویورک ساختهاند؛ اما وقتی آیندة مالیشان به خطر میافتد، دیگر توان حفظ این زندگی را ندارند.
راهحل ساده است؛ یکی از اعضای ثروتمند خانواده باید بمیرد.
جیل و تد مطمئند نقشهشان بینقص است. اگر به یکدیگر اعتماد کنند، اگر اشتباهی مرتکب نشوند و اگر اتفاق پیشبینینشدهای رخ ندهد، میتوانند از مجازات فرار کنند.
اما وقتی رازها فاش میشوند و آدمها به یکدیگر مشکوک میشوند، شاید جیل و تد مجبور شوند دوباره مرتکب جنایت شوند.