کتاب نی سحرآمیز

و چند داستان دیگر
L'uragano di novembre

  • قیمت : 28,000 تومان
  • تمام شد ، اما میاریمش 😏
  • انتشارات: آگه آگه
مشخصات کتاب نی سحرآمیز
مترجم :
شابک : 9789643293048
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 208
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1990
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب نی سحرآمیز اثر بهومیل هرابال

این مجموعه شامل شانزده داستان است با عنوان های: «نی سحرآمیز»، «یک روز در ماه اوت»، «بئاتریس»، «پری دریایی»، «مرواریدهای اعماق»، «پادوی هتل»، «روشنایی های شهر»، «پرندهٔ زرد»، «عمو پپین من»، «مادام کاملیا»، «سرشاخه های شکسته»، «آن روز بعدازظهر»، «پدربزرگ»، «کافکائیه»، «آن هالهٔ سفیدبرفی» و «اشک های استالین». این داستان ها را پرویز دوایی از مجموعه ها و دفترهای متفاوتی گرد آورده است. «روح آثار هرابال و طنز و فانتزی نهفته در آن در تضاد کامل و مطلق با طرز فکری بود که در آن زمان در سرزمین مان سلطه داشت و می خواست هر نوع طرز فکر دیگری را خفه کند... دنیایی که بتوان در آن آثار هرابال را خواند به کلی سوای دنیایی است که در آن نشود صدای او را شنید... یک اثر هرابال به تنهایی به آزادی روحی انسان ها بیش تر کمک و خدمت می کرد تا تمامی اعلامیه های اعتراض آمیز ما در مخالفت با رژیم!» (میلان کوندرا، نقش نویسنده)

کتاب نی سحرآمیز

بهومیل هرابال
بهومیل هرابال، زاده ی 28 مارس 1914 و درگذشته ی 3 فوریه ی 1997، نویسنده ی اهل چک بود. میلان کوندرا، رمان نویس سرشناس، او را بهترین نویسنده ی معاصر چک می خواند.هرابال در سال 1948 دکترای حقوق گرفت و همزمان با تحصیل، دوره هایی را در سطح دانشگاهی در فلسفه ی ادبیات و تاریخ گذراند اما پس از تحصیل، از مدرک و پیشینه ی تحصیلی اش هیچ استفاده ای نکرد و به قول خودش به یک سری مشاغل جنون آمیز از جمله سوزن بانی راه آهن و راهنمایی قطارها، نمایندگی بیمه، دست فروشی اسباب بازی، کارگر کارخانه ی ذوب آهن و کار در ک...
دسته بندی های کتاب نی سحرآمیز
قسمت هایی از کتاب نی سحرآمیز (لذت متن)
از نوشتن، حتا موقعی که تمام روز در خانه تنها هستم، بیم دارم، موقعی که می دانم نوشتن ام نمی آید و نخواهد آمد. موقعی که تنها هستم و می توانم بنویسم از این تنهایی و نوشتن ترس دارم، ترس دارم و برای همین هم از خانه بیرون می زنم، در درخت زار راه می روم و به این طرف و آن طرف می روم تا کسی را پیدا کنم و با خوش رویی بسیار به خانه دعوت اش کنم تا در پایان بحث و فحص غیرمستقیم به او برسانم که این دیدار درواقع وقت ذی قیمت مرا دزدیده است، وقتی که می توانستم بیش از آن چه در حد تخیل ام بگنجد چیز بنویسم.