1. خانه
  2. /
  3. کتاب من پانزده ساله ام و نمی خواهم بمیرم

کتاب پانزده ساله ام و نمی خواهم بمیرم

3 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
3.7 از 1 رأی

کتاب پانزده ساله ام و نمی خواهم بمیرم

I am Fifteen and I Do Not Want to Die
٪15
175000
148750
پیشنهاد ویژه
3.8 از 1 رأی

کتاب 15 سال دارم و نمی خواهم بمیرم...

و زندگی آنقدرها هم آسان نیست
I am Fifteen and I Do Not Want to Die
انتشارات: سروش
٪25
310000
232500
3.5 از 1 رأی

کتاب من پانزده ساله ام و نمی خواهم بمیرم

I am Fifteen and I Do Not Want to Die
ناموجود
14500
معرفی کتاب من پانزده ساله ام و نمی خواهم بمیرم
کتاب «من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم» نوشته‌ی کریستین آرنوتی یکی از تکان‌دهنده‌ترین خاطرات خودزندگی‌نامه‌ای نوجوانانه از جنگ جهانی دوم است؛ روایتی که نه از زاویه‌ی فرماندهان و نقشه‌های نظامی، بلکه از درون ترس، گرسنگی و بی‌پناهی یک دختر پانزده‌ساله در محاصره‌ی بوداپست در سال ۱۹۴۵ شکل می‌گیرد. آرنوتی این کتاب را نخست به زبان فرانسوی نوشت و اندکی بعد به انگلیسی ترجمه شد؛ متنی کوتاه اما فشرده که شدت تجربه‌ی زیسته را بی‌واسطه به خواننده منتقل می‌کند. روایت از دل واپسین ماه‌های جنگ آغاز می‌شود؛ زمانی که ارتش سرخ شوروی و نیروهای در حال عقب‌نشینی آلمان نازی، بوداپست را به میدان نبردی شهری و بی‌رحم تبدیل کرده‌اند. آرنوتی به‌همراه خانواده و ساکنان دیگر یک ساختمان نیمه‌ویران، به زیرزمینی تاریک پناه می‌برد؛ فضایی تنگ که به مینیاتوری از جنگ بدل می‌شود. در این زیرزمین، زندگی به حداقل‌ترین شکل خود فروکاسته است: جیره‌بندی آب، جست‌وجوی ناامیدانه برای غذا، تحمل سرمای استخوان‌سوز، و ترسی دائمی از بمباران یا ورود نیروهایی که هرکدام می‌توانند سرنوشتی بدتر رقم بزنند. کتاب با تکیه بر یادداشت‌های روزانه‌ای که نویسنده همان روزها می‌نوشته، ضرباهنگی فوری و بی‌پرده دارد؛ گویی هر صفحه تلاشی است برای زنده‌ماندن تا فردا. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اثر، زاویه‌ی دید آن است. جنگ در این‌جا نه رویدادی تاریخی، بلکه تجربه‌ای جسمانی و روانی است: صدای انفجارها، بوی تعفن، ملال بی‌پایان انتظار، و وحشت از مرگی که هر لحظه ممکن است از سقف فروبریزد. عنوان کتاب، هسته‌ی احساسی روایت را آشکار می‌کند؛ ترسی ابتدایی و غریزی که هیچ ایدئولوژی یا توجیه سیاسی نمی‌تواند آن را بپوشاند. آرنوتی نشان می‌دهد چگونه انسان‌ها در چنین شرایطی به امیدهای کوچک چنگ می‌زنند: یک وعده‌ی غذا، لحظه‌ای گرما، یا شایعه‌ای مبهم از نزدیک‌بودن پایان جنگ. در کنار بعد فردی، کتاب تصویری دقیق از روابط انسانی زیر فشار شدید ارائه می‌دهد. زندگی جمعی در زیرزمین، رفتارها را عریان می‌کند: خودخواهی، پرخاش و احتکار در کنار همدلی، فداکاری و پیوندهای شکننده‌ی انسانی. این تضادها، بدون داوری اخلاقی آشکار، نشان می‌دهند که جنگ چگونه مرزهای اخلاقی را دگرگون می‌کند و انسان‌ها را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که انتخاب‌ها دیگر ساده نیستند. با این‌حال، روایت کاملا در تاریکی فرو نمی‌رود؛ لحظه‌هایی از مهربانی و مقاومت روانی، یادآور این نکته‌اند که حتی در شرایط مرگ‌بار، انسان می‌تواند شکلی از انسانیت را حفظ کند. از نظر سبکی، نثر کتاب ساده، موجز و عاری از پیرایه‌های ادبی است. همین سادگی، به‌جای کاستن از تأثیر، آن را تشدید می‌کند. آرنوتی نه در پی تحلیل سیاسی است و نه بازسازی جامع تاریخی؛ ارزش اثر در شهادت شخصی آن نهفته است. این محدودیت آگاهانه، کتاب را به سندی انسانی بدل می‌کند که بیش از هر چیز بر تجربه‌ی زیسته تکیه دارد. در عین حال، شدت عاطفی و تصاویر خشن ممکن است برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد، اما این همان بهایی است که روایت صادقانه‌ی جنگ می‌طلبد. در نهایت، «من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم» اثری است که هم‌زمان به‌عنوان سند تاریخی و روایت انسانی عمل می‌کند. این کتاب با قرار دادن خواننده در ذهن دختری نوجوان که هر روز با امکان مرگ روبه‌روست، نشان می‌دهد جنگ چگونه کودکی، امنیت و قطعیت را می‌بلعد، اما در عین حال، پایداری روح انسان را نیز آشکار می‌سازد. آرنوتی نه قهرمان می‌سازد و نه اسطوره؛ او فقط می‌نویسد تا زنده بماند، و همین نوشتن، کتاب را به یکی از صادقانه‌ترین روایت‌های جنگ برای نسل‌های بعد تبدیل کرده است.
درباره کریستین آرنوتی
درباره کریستین آرنوتی
کریستین آرنوتی (20 نوامبر 1930 - 6 اکتبر 2015) یک نویسنده فرانسوی متولد بوداپست بود. او تا به حال کتاب های زیادی ، از جمله من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم نگاشته است. او
"من پانزده ساله‌ام و نمی‌خواهم بمیرم" را براساس دفترچه خاطرات خود که تجربه های دوران  نوجوانی اش در زمان محاصره بوداپست در سال 1945است ،نوشته است. او به همراه والدینش از مجارستان گریخت. وقتی وارد فرانسه شد ، دفترچه خاطراتش تنها چیزی بود که هنوز در اختیار داشت. این کتاب در سال 1956 در مجله هارپر نقد شد.همچنین نقدهای خوبی از روزنامه های دیلی اکسپرس ، نیویورک تایمز ،هرالد تریبون ،سان فرانسیسکو اگزمینر، Chicago Sunday Tribune  و تایمز دریافت کرد.
دسته بندی های کتاب من پانزده ساله ام و نمی خواهم بمیرم
نظر کاربران در مورد "کتاب من پانزده ساله ام و نمی خواهم بمیرم"
2 نظر تا این لحظه ثبت شده است

فرق این دو کتاب چیه که اینهمه تفاوت قیمت داره؟

1399/05/20 | توسطکاربر سایت
0
| |
پاسخ ها

سال چاپشون‌.چاپ ۹۱ ارزونتر هست.ترجمه‌ی خیلی خوبی هم داره

1400/05/08|توسطدینک حمزه پور
0
|

این کتاب را با ترجمه قاسم صنعوی بخوانید . مترجم بسیار توانایی هستند .

1399/05/06 | توسطکاربر سایت
0
| |