خواننده خیلی بی سر و صدا به آن نقطه میخکوب می شود. . . مسحور کننده . . . از هر نظر. . . رضایت بخش.
وسوسه انگیز. . . .درخشان. . . . سخنان [مارای] طنین انداز است.
دلم می خواست بدانم آیا واقعا چیزی به نام دوستی وجود دارد؟ مقصود فرصت طلبی لذت بخش دو نفر نیست که می بینند درباره بعضی چیزها در بعضی زمان های زندگیشان همعقیده اند، یا در کارهای خطیر و امیالشان شریکند. این ها هیچ کدام دوستی نیست. گاهی فکر می کنم دوستی نیرومندترین پیوند در زندگی است و در نتیجه نادرترین. پایه اش چیست؟ همدلی؟ این واژه توخالی و بی محتوا و خیلی ضعیف که اصلا تداعی گر آن نیست که دوتن در بدترین شرایط پشتیبان یکدیگرند. شاید هم چیز دیگری باشد... شاید در عمق هر رابطه ای جرقه ای کوچک از شیفتگی شهوانی پنهان باشد.
ترجمه بسیار بهتری نسبت به برگردان مینو مشیری در دههی هشتاد توسط نشر مروارید به چاپ رسید و بدبختانه تجدید چاپ نشد عنوان: اخگر، ترجمه شهروز رشید، شهروز رشید شاعر و مترجم گزیده کار بسیار برجسته ای بود که زیستن در غربت و مرگ زودهنگام نگذاشت تا بیشتر شناخته شود.
کتاب مکالمه محور هست ولی بسیار عمیق و جالبه این گفتگوی یک روزه و کشش داره که تمومش کنید و به نظرم ادبیات کلاسیک به حساب میاد
ترجمه دیگر با نام اخگر را خوانده ام. رمانی خواندنی، عمیق با پایانی شگفت انگیز.