ازدواج ناشیانه

The amateur marriage

مشخصات کتاب ازدواج ناشیانه
مترجم :اختر اعتمادی
شابک :9786003673960
قطع :رقعی
تعداد صفحه :368
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2004
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :6 تیر

از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز

معرفی کتاب ازدواج ناشیانه اثر آن تایلر | ایران کتاب

کتاب ازدواج ناشیانه، رمانی نوشته ی آن تایلر است که اولین بار در سال 2004 به انتشار رسید. در همان لحظه ای که پائولین، به مغازه ی خواربارفروشی مادر مایکل پا گذاشت، مایکل شیفته و مسحور او شد. این دو در تب و تاب جنگ جهانی دوم، با عجله و صرفا از روی هیجان و احساس با هم ازدواج کردند. اما آن ها هرگز نباید این کار را می کردند. پائولین، همیشه شخصیتی رویاپرداز و ریسک پذیر در زندگی داشته و مایکل از طرف دیگر، محتاط، قضاوت گر و طرفدار نقشه و برنامه ریزی است. با این که تقریبا همه ی زوج ها در ابتدای ازدواج کمی ناشی هستند و با گذشت زمان، راه و چاه را یاد می گیرند، اما خبری از یادگیری در رابطه ی پائولین و مایکل نیست و آن ها «آماتور» باقی می مانند. این دو حتی وقتی تقریبا سی سال بعد یکدیگر را ملاقات می کنند، هنوز قادر به درک تفاوت های ریشه ای میان خود نیستند.

کتاب ازدواج ناشیانه

آن تایلر
آن تایلر، زاده ی ۲۵ اکتبر سال ۱۹۴۱ در مینیاپولیس، مینه سوتا، رمان نویس، داستان نویس و منتقد ادبی آمریکایی و برنده ی جایزه ی پولیتزر برای داستان در سال ۱۹۸۹ است.آن تایلر در سال ۱۹۶۳ با نویسنده و روانپزشک ایرانی، تقی مدرسی ازدواج کرد. مدرسی که ۱۰ سال از او بزرگتر بود، در آمریکا مشغول تحصیل بود. آن ها در دانشگاه دوک با هم آشنا شدند و علاقه به ادبیات سبب شد که بیشتر به یکدیگر نزدیک شوند. پس از ازدواج و به علت پایان یافتن اعتبار ویزای اقامت مدرسی در آمریکا، به مونترال کانادا نقل مکان کردند و پس از...
نکوداشت های کتاب ازدواج ناشیانه
A rich and compelling novel.
رمانی غنی و هیجان انگیز.
Barnes & Noble

An ode to the complexities of familial love.
قصیده ای برای پیچیدگی های زندگی خانوادگی.
The New York Times

Among the best of today’s American literature.
در زمره ی بهترین آثار ادبیات آمریکا در زمان حال.
The Observer

قسمت هایی از کتاب ازدواج ناشیانه (لذت متن)
چیزی که گفتی مهم نبود. حسی که بهم دست داد وقتی اون حرف رو زدی، اهمیت داشت.

گاهی اوقات رویاپردازی می کرد که در پایان زندگی اش، فیلمی به او نشان خواهند داد از تمام راه هایی که نرفته بود، و این که این راه ها به کجاها می توانستند ختم شوند.

برای اولین بار، اشک ها جاری نمی شدند. فهمید که ممکن بود حق با مایکل باشد. واقعا ممکن بود برای باریدن برف، هوا بیش از اندازه سرد باشد.