کتاب اگر گربه ها نبودند

If Cats Disappeared from the World
کد کتاب : 34416
مترجم :
شابک : 978-6003767942
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 177
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2012
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب اگر گربه ها نبودند اثر گنکی کاوامورا

پدیده ای بین المللی که بیش از دو میلیون نسخه فروخته است.
داستان از زبان یک پستچی روایت می شود. روزهای پستچی جوان شماره گذاری شده اند. از خانواده اش جدا شده و تنها با گربه اش کلم به تنهایی زندگی می کند تا او را همراه کند. پزشک برای او تشخیص داده است که او تنها چند ماه زنده است. اما او برای این اتفاق اصلا آماده نیست. اما قبل از اینکه او بتواند لیستی از کارهای نکرده اش آماده کند شیطان حاضر می شود تا به او پیشنهاد دهد: در ازای ناپدید شدن هر چیز در جهان ، یک روز اضافه برای زندگی کردن به پستچی تعلق می گیرد. و بنابراین یک هفته ی بسیار عجیب آغاز می شود که پستچی جوان و گربه ی محبوبش را به آستانه وجود می رساند.
با هر شی ای که ناپدید می شود، پستچی در زندگی خود ، شادی ها و پشیمانی ها و افرادی که دوستشان داشته و از دست داده است تأمل می کند.
این داستان بی انتها از گنکی کاوامورا یک داستان زنده و متحرک درباره ی از دست دادن و سازش است. اگر گربه ها نبودند سفر یک مرد برای کشف آنچه واقعا بیشتر از همه در زندگی اهمیت دارد است. چه چیز واقعا در زندگی مدرن ما انسان ها اهمیت دارد؟ این پرسشی است که نه فقط راوی بلکه همه ی ما نیاز داریم تا پاسخش را بدانیم.
کتاب اگر گربه ها نبودند را کیتا گرکانی ترجمه کرده و موسسه ی انتشارت نگاه آن را منتشر کرده است.

کتاب اگر گربه ها نبودند

نکوداشت های کتاب اگر گربه ها نبودند
A funny and heartwarming meditation on the meaning of life.
تاملی بامزه و دلچسب در مورد معنای زندگی.
Book Riot

A warm, quirky novel on life, love, family estrangement and what remains when we are gone with a surprising emotional charge.
یک رمان گرم و صمیمی در مورد زندگی ، عشق ، بیگانگی خانوادگی و آنچه باقی می ماند از ما وقتی که با یک بار شگفت آور احساسی از بین برویم.
Observer Observer

A poignant, affecting story about facing up to one's mortality.
داستانی تکان دهنده و تأثیرگذار درباره مواجهه با میرا بودن.
Herald

قسمت هایی از کتاب اگر گربه ها نبودند (لذت متن)
اگر گربه ها از صحنۀ روزگار محو می شدند، دنیا چه تغییری می کرد؟ زندگی من چه تغییری می کرد؟ و اگر من از صحنۀ روزگار محو می شدم؟ خوب، به گمانم اصلا هیچ چیز تغییر نمی کرد. احتمالا اوضاع به همین طریق پیش می رفت، روزی پس از روزی دیگر… مطابق معمول. بسیار خوب، پس احتمالا فکر می کنید همۀ این ها کمی احمقانه است، اما خواهش می کنم باورم کنید. آنچه می خواهم برایتان تعریف کنم در سه روز گذشته اتفاق افتاد. این چیزی است که به آن می گویید یک هفتۀ عجیب و غریب. راستی _ من به زودی می میرم. حالا همۀ این ها چطور اتفاق افتاد؟ نامه ام همه چیز را توضیح می دهد. پس احتمالا نامه ای طولانی خواهد بود. اما دلم می خواهد تا آخر تحملم کنید. چون این اولین و آخرین نامه ام به شما خواهد بود. همچنین وصیتنامه و شهادتم خواهد بود.

من حتی ده کار نداشتم که بخواهم قبل از مرگ انجام بدهم. یک بار در فیلمی دیدم قهرمان زن داشت می مرد و برای همین فهرستی از ده کار تهیه کرد که می خواست قبل از مردن انجام بدهد. چه مزخرفات مفصلی. بسیار خوب. شاید نباید آنقدر سخت می گرفتم. اما واقعا، چه چیزی توی چنین فهرستی می آید؟ احتمالا یک عالم چرندیات. شاید بپرسید:«اما چطور می توانی این را بگویی؟» باشد، ببینید، نمی دانم، اما به هرحال امتحانش کردم و فقط مایۀ خجالت بود.