کتاب درد

La Douleur

مشخصات کتاب درد
مترجم :
شابک : 9789642071043
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 192
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1985
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 23 آبان

معرفی کتاب درد اثر مارگریت دوراس

کتاب «درد» اثر مارگریت دوراس، به گفته ی خودش مجموعه دست نوشته هایی است که آنها را در زمان جنگ جهانی نگاشته است و 40 سال بعد، بدون دستکاری و ویرایش چاپشان می کند. دوراس در مقدمه کتاب می گوید که این یادداشتها را در دو دفتر، در گنجه های آبی خانه نوفل لوشاتو پیدا کرده است و تأکید می کند که درد «یکی از مهمترین چیزهای زندگی» اوست و اضافه می کند که کلمه «نوشته» در مورد این اثر مناسب نیست: «من خود را رودرروی صفحاتی دیدم که به صورت منظم با خطی ریز و فوق العاده مرتب و ملایم سیاه شده بود و نیز خود را رودرروی نوعی بی نظمی اندیشه و احساس یافتم که جرئت نکردم به آن دست بزنم، زیرا در برابر آن از پرداختن به ادبیات شرمم می آمد.» این جمله ی او حاکی از آن است که این خاطرات به قدری تلخ بوده است که در پی ویراستاری ادبی بودن به جای توجه به درد نهفته در کتاب شرم آور است.

این رمان مشتمل بر چند بخش است که تمامی شان در زمره ی روایت اول شخص قرار دارند. اما راوی بخش اول با بخشهای دیگر بسیار متفاوت است. این بخش یک روایت جریان سیاله ی ذهنی است و اتفاقا به خاطر این سبک روایت تا حدودی سخت خوان است. روایتگر چنان دردمند است که با یک پریشانی بی حد و بی هدفی و از هم گسیختگی روایت می کند، یعنی هر چه را به ذهنش می رسد روی کاغذ روان می سازد و مقتدرانه به ما می قبولاند که هیچ مدیوم نگارشی برای بیان درد عمیق، جز جریان سیاله ی ذهن وجود ندارد. این بخش از انتظار راوی برای بازگشت همسرش که به دست آلمانها اسیر شده روایت می کند و سرانجام بازگشت او.

درواقع دوراس در این کتاب تنها به شقاوت نازی ها نمی پردازد و با بی طرفی هرچه تمام، با بیان سبک سری ها و سنگ دلی های نهضت مقاومت فرانسه چهره آنان را نیز عریان می کند و با زبانی عاری از تکلف، وجهه کریه جنگ را نمایان می سازد.

در حقیقت تفاوت رمان درد در بیان خرابی هایی که جنگ بر جای می گذارد با سایر رمانها و داستانهای ضد جنگی که خوانده و یا دیده ام در این است که این رمان به خرابی هایی فیزیکی ای که جنگ بر جای می گذارد نپرداخته است بلکه به این پرداخته است که جنگ چطور می تواند ماهیت درونی و انسانی را به نابودی و تباهی بکشاند. خرابی هایی که انگار هرگز و هرگز قابل بازسازی نخواهد بود.

کتاب درد

مارگریت دوراس
مارگریت دوراس با نام کامل مارگریت ژرمن ماری دونادیو، نویسنده و فیلم ساز فرانسوی است. برخی از منتقدان ادبی لقب «بانوی داستاننویسی مدرن» را به او دادهاند. او در طول دوران فعالیت ادبی و هنری خود، بیش از ۱۹ فیلم ساخت و ۶۰ کتاب شامل رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، اقتباس، فیلمنامه نوشت.دوراس در ۴ آوریل ۱۹۱۴ در خانوادهای فرانسوی در هندوچین، مستعمره ی سابق فرانسه و ویتنام فعلی زاده شد. او دو برادر بزرگتر از خود داشت. در سال ۱۹۲۹، مارگریت به منظور تحصیل در دوره ی دبیرستان به سایگون رفت. در همان زمان ب...
قسمت هایی از کتاب درد (لذت متن)
جلو شومینه، تلفن دم دستم است. سمت راست، دری که به سالن و راهرو باز می شود؛ و در انتهای راهرو، در ورودی. او ممکن است یکراست بیاید و زنگ ورودی را بزند. «کی است؟» و بگوید «منم.» و یا به محض ورود به دایره ترانزیت تلفن بکند: «من برگشته ام، و حالا برای انجام برخی تشریفات در هتل لوتسیا هستم.» از علائمی هم که نشانه ورودش باشد خبری نیست. ممکن است تلفن کند، یا سرزده برسد. احتمال همین چیزها می رود. به هر جهت می آید. او یک مورد استثناء نیست. دلیل خاصی وجود ندارد که نیاید، برای آمدنش هم همین طور. امکان آمدنش هست. زنگ خواهد زد. «کی است؟». «منم.»

موجودیتم جابه جا شده است. آنچه از من مانده زنی است که هنگام بیدارشدن می ترسد. زنی که میل دارد به جای او باشد، به جای آن مرد. همه شخصیت من همین است، همین میل و این میل حتی هنگامی که روبر«ل» در وخیم ترین وضع باشد، به نحو قابل وصفی قوی است؛ چراکه روبر«ل» هنوز در قید حیات است.