درخت و برگ

سه داستان تخیلی
Tree and Leaf

مشخصات کتاب درخت و برگ
مترجم :
شابک :‭978-964-334-554-9
قطع :پالتویی
تعداد صفحه :252
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1964
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :2
زودترین زمان ارسال :9 تیر

جی آر آر تالکین از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب درخت و برگ اثر جی. آر. آر. تالکین | ایران کتاب

کتاب درخت و برگ، اثری نوشته ی جی. آر. آر. تالکین است که نخستین بار در سال 1964 وارد بازار نشر شد. قصه های پریان و داستان های تخیلی، فقط برای کودکان نیستند، همانطور که هر کسی که کتابی از تالکین خوانده، این نکته را به خوبی می داند. یکی از داستان های جذاب این مجموعه، به ماجرای هنرمندی به نام نیگل می پردازد که «سفری طولانی را در پیش دارد» و به نوعی، تمثیلی از زندگی خود تالکین است. داستان دیگر، گفت و گوی دو شخصیت فراموش نشدنی درباره ی اسطوره ها است و در نهایت، ماجرای نبرد حماسی مالدون، با نثر خیال انگیز و تکان دهنده ی تالکین روایت می شود. کتاب درخت و برگ، اثر جذاب دیگری از یکی برجسته ترین نویسندگان داستان های فانتزی در طول تاریخ ادبیات جهان است.

کتاب درخت و برگ

جی. آر. آر. تالکین
جان رونالد روئل تالکین، زاده ی ۳ ژانویه سال ۱۸۹۲ در بلوم فونتین، آفریقای جنوبی - درگذشته ی ۲ سپتامبر سال ۱۹۷۳ میلادی)، نویسنده و زبان شناس بریتانیایی است که کتاب های هابیت و ارباب حلقه ها، از آثار اوست.او از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۵۹، استاد زبان شناسی تاریخی در دانشگاه آکسفورد بود.تالکین علاوه بر کتاب های یاد شده که معروف تر و شناخته شده تر هستند، آثار داستانی دیگری به نام های سیلماریلیون، ماجراهای تام بامبادیل، می رود راه پیوسته تا آن سو و فرزندان هورین دارد که عمدتا پس از مرگش منتشر شدند و در مورد م...
نکوداشت های کتاب درخت و برگ
A provocative and entertaining collection.
مجموعه ای برانگیزاننده و سرگرم کننده.
Barnes & Noble

It reveals the diversity of J.R.R. Tolkien’s imagination and the depth of his knowledge of English history.
این اثر از گستردگی خیال جی آر آر تالکین و ژرفای دانش او از تاریخ انگلستان پرده برمی دارد.
Amazon Amazon

قسمت هایی از کتاب درخت و برگ (لذت متن)
نیگل نقاش بود، اما نقاشی نه چندان موفق؛ تا حدودی به این خاطر که مشغله های بسیار داشت. بیشتر آن ها در نظرش جز دردسر چیزی نبودند، ولی آن ها را به نحو احسن انجام می داد به ویژه هنگامی که نمی توانست از سر بازشان کند، و (به عقیده ی او) متأسفانه وضع اغلب همین طور بود. سرزمین وی قوانین نسبتا سختی داشت. البته موانع دیگری هم بود؛ مثلا گاهی اوقات به کلی عاطل می ماند و هیچ کاری نمی کرد. دیگر آن که به نوعی دل رحمی دچار بود. می دانید منظور چه نوع دل رحمی ای است. این احساس غالبا به جای آن که او را به انجام کاری وادارد، ناراحتش می کرد، و حتی هنگامی که سرش به کاری گرم می شد هم از غرولند کردن و خشمگین شدن و ناسزا گفتن (بیشتر به خودش) دست برنمی داشت.

هر از چندگاهی نیز به یاد سفرش می افتاد و به طریقی بی نتیجه شروع می کرد به جمع آوری برخی از چیزها؛ در چنین مواقعی دیگر چندان به نقاشی نمی پرداخت. چند تابلو در دست کار داشت که با توجه به مهارت او اکثرا بیش از حد بزرگ و جاه طلبانه بودند. او از آن دسته نقاشانی بود که برگ ها را بهتر از درختان می کشند. معمولا زمانی طولانی را صرف نقاشی یک برگ می کرد و تلاشش بر این بود که تا شکل و درخشندگی برگ و برق قطره های شبنم بر لبه های آن را تصویر کند. او می خواست درختی کامل نقاشی کند که همه ی برگ هایش با همین شیوه نقاشی شوند و همگی با یکدیگر متفاوت باشند.

یک روز خوش تابستان، غول به گردش رفته بود و بی هدف پرسه می زد و طبق معمول جنگل و بیشه ها را خراب می کرد. ناگهان متوجه غروب خورشید شد و نزدیک شدن وقت شام را در شکمش حس کرد. آنگاه تازه دریافت که در سرزمینی ناآشنا گم شده است و راه را نمی شناسد. حدسش در مورد راه خانه غلط بود. در نتیجه آنقدر رفت و رفت که شب فرا رسید و هوا کاملا تاریک شد. غول به ناچار به انتظار برآمدن ماه، بر زمین نشست. بالاخره ماه درآمد و او باز رفت و رفت و رفت. اکنون با اراده ای محکم قدم برمی داشت زیرا می خواست هرچه زودتر به خانه برسد.