کتاب دختر پشت پنجره

Camdaki Kız
کد کتاب : 38165
مترجم : نسرین سیدزوار
شابک : 978-6226813501
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 341
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 30 اردیبهشت

معرفی کتاب دختر پشت پنجره اثر گلسرن بودایجی اوغلو

گلسرن بودایجی اوغلو در سال 1947 در آنکارا به دنیا آمد. وی در سال 2005 بزرگترین اولین و تنها مرکز روان پزشکی ترکیه را در آنکارا به نامMEDALLION تأسیس کرد. وی در سال 2011 اولین کتاب خود به نام برگرد به زندگی را به چاپ رساند که داستان این کتاب موضوع سریال معروف "عروس استانبول" شد. کتاب "دختر پشت پنجره" چهارمین کتاب خانم بودایجی اوغلو است. دیگر آثار او عبارتند از: سه رنگ گناه، داخل مادالیون، برگرد به زندگی داستان دختر پشت پنجره داستان بسیاری از زنانی است که نه خود را به طور کامل شناخته اند و نه به درک درستی از عشق نائل شده اند و در نهایت گرفتار مردانی شده اند که آنها نیز دوران کودکی خود را بدون درک خوشبختی گذرانده اند. جریان داستان دختر پشت پنجره ضمن جذب خواننده به پیگیری ادامه ی ماجرا، وی را ترغیب می کند که به کنکاش شخصیت خود پرداخته و ضعف ها و توانمندی های به یادگار مانده از دوران کودکی خود را کشف کند. خواننده ی این کتاب بعد از پایان مطالعه ی کتاب، به روشنگری خاصی نسبت به شخصیت درونی خود و اطرافیان می رسد و اطلاعات مفیدی را در مورد شناخت درونیات خود درمی یابد.

گفتنی ست که سریالی با همین نام و بر اساس این رمان در ترکیه تولید شده و در حال پخش است.. این کتاب شامل ۱۳ فصل است.

کتاب دختر پشت پنجره

گلسرن بودایجی اوغلو
گلسرن بودایجی اوغلو در سال 1947 در آنکارا متولد شد. وی در سال 1966 برنده دانشکده پزشکی دانشگاه آنکارا شد. در دوران دانشجویی به عنوان گوینده و مجری دائمی در رادیو و تلویزیون TRT آنکارا کار می کرد. وی به عنوان پزشک آزاد در آنکارا کار می کند.
قسمت هایی از کتاب دختر پشت پنجره (لذت متن)
مادربزرگم بعد از اتمام دوره ی دبستان مادرم، او را برای ادامه تحصیل به یک مدرسه معروف برده و پدربزرگم آخر هفته به دیدارشان می رفته. در همان زمان ها برادر کوچک مادربزرگم برای ادامه تحصیل به خانه ی آنها آمده. یک جوان با ادب، محترم و خجالتی. خانه ای که در آن زندگی می کردند پنج خوابه بوده و یکی از اتاق ها را به او اختصاص می دهند. همیشه سر به زیر بوده. به شوهرخواهرش یعنی پدربزرگم خیلی احترام قائل بوده. بعد از غذا به اتاقش می رفته و مشغول درس خواندن می شود. سال دوم رشته ی حقوق بوده و مادرم هم سال سوم مدرسه متوسطه بوده.

فکر می کنم چون سن کمی داشته متوجه اتفاقی که برایش افتاده نشده!!!! اما مادربزرگم ماجرا را فهمیده!! برای خلاص شدن از من دنبال دکترهای زیادی رفته اند ولی پزشکان جواب منفی داده و گفته بودند که خیلی دیر شده و جان دخترتان به خطر می افتد. در نهایت هم نتوانسته اند از من خلاص شوند. - (نتوانسته اند از او خلاص شوند. چقدر این جملات را سرد ادا می کند.) می فهمم. اما آیا حس این ها را می تواند درک کند؟ زنی مثل نالان چطور می تواند این را تحمل کند.