کتاب دیوان کامل فروغ فرخزاد

forough farrokhzad
کد کتاب : 14260
شابک : 978-6003041073
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 496
سال انتشار شمسی : 1397
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 18 خرداد

دیوان اشعار فروغ فرخزاد
collected poems
برگزیده ای از 5 کتاب فروغ فرخزاد
کد کتاب : 4520
شابک : 9789647703543
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 375
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2007
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 19 خرداد

دیوان اشعار کامل فروغ فرخزاد
collected poems
بهمراه سال شمار زندگی و آلبوم عکس فروغ فرخزاد
کد کتاب : 4525
شابک : 9786007563014
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 320
سال انتشار شمسی : 1382
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 18 خرداد

مجموعه اشعار فروغ فرخزاد
collected poems
نسخه دوزبانه
کد کتاب : 4666
شابک : 9789648279146
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 487
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : ---

کسی که مثل هیچ کس نیست
collected poems
مجموعه اشعار فروغ فرخ زاد
کد کتاب : 14265
شابک : 978-6007185124
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 380
سال انتشار شمسی : 1395
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : ---

دیوان کامل اشعار فروغ فرخزاد
collected poems
کد کتاب : 4670
شابک : 9780000636232
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 462
سال انتشار شمسی : 1383
سال انتشار میلادی : 2004
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب دیوان اشعار فروغ فرخزاد اثر فروغ فرخ زاد

فروغ فرخزاد (۸ دی، ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵) شاعر معاصر ایرانی است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.
فروغ با مجموعه های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلم ساز سرشناس ایرانی، و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعهٔ تولدی دیگر، تحسین گسترده ای را برانگیخت. سپس مجموعهٔ ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت کند. آثار و اشعار فروغ به زبان های انگلیسی، ترکی، عربی، چینی، فرانسوی، اسپانیایی، ژاپنی، آلمانی و عبری ترجمه شده اند.

کتاب دیوان اشعار فروغ فرخزاد

دیوان فروغ در بردارنده دفترهای دیوار، عصیان، تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل زرد است.

کتاب دیوان اشعار فروغ فرخزاد

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد مجموعه شعری از فروغ فرخزاد و شامل ۷ قطعه شعر است.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
بعد از تو
پنجره
دلم برای باغچه می سوزد
کسی که مثل هیچ کس نیست
تنها صداست که می ماند
پرنده مردنی ست

تولدی دیگر نام مجموعه شعری فروغ فرخزاد است که ۳۵ قطعه شعر دارد. چاپ اول آن در سال ۱۳۴۲ منتشر شد و شعرهایی از فروغ را از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ دربردارد. ناشر آن انتشارات مروارید بود.

آن روزها
گذران
آفتاب می شود
روی خاک
شعر سفر
باد ما را خواهد برد
غزل
در آب های سبز تابستان
میان تاریکی
بر او ببخشایید
دریافت
وصل
عاشقانه
پرسش
جمعه
عروسک کوکی
تنهایی ماه
معشوق من
در غروبی ابدی
مرداب
آیه های زمینی
هدیه
دیدار در شب
وهم سبز
فتح باغ
گل سرخ
به علی گفت مادرش روزی
پرنده فقط یک پرنده بود
ای مرز پرگهر
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
من از تو می مردم
تولدی دیگر

عصیان مجموعه شعری از فروغ فرخزاد و شامل ۱۶ قطعه شعر است.

عصیان بندگی
عصیان خدایی
عصیان خدا
شعری برای تو
پوچ
دیر
صدا
بلور رویا
ظلمت
گره
بازگشت
از راهی دور
رهگذر
جنون
بعدها
زندگی

دیوار مجموعه شعری از فروغ فرخزاد و شامل ۲۵ قطعه شعر است.

گناه
رویا
نغمهٔ درد
گمشده
اندوه پرست
قربانی
آرزو
آبتنی
سپیدهٔ عشق
بر گور لیلی
اعتراف
یاد یک روز
موج
شوق
اندوه تنهایی
قصه ای در شب
شکست نیاز
شکوفهٔ اندوه
پاسخ
دیوار
ستیزه
قهر
تشنه
ترس
دنیای سایه ها

کتاب دیوان اشعار فروغ فرخزاد

فروغ فرخ زاد
فروغ الزمان فرخ زاد (زادهٔ ۸ دی ۱۳۱۳، تهران — درگذشتهٔ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، تهران)، معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر نامدار معاصر ایران است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت.
نکوداشت های کتاب دیوان اشعار فروغ فرخزاد
شاعری که پس از تولد دوبارهٔ خویش بیش از پنج یا شش سال نزیست، اما با مجالی که بی رحمانه اندک بود توانست به صورت یکی از درخشان ترین چهره های شعر امروز تثبیت شود. با مرگ او موسیقی درخشانی که خاص شعر معصومانه اش بود غیرقابل تقلید ماند و از گسترش بازایستاد
احمد شاملو

فروغ با این راه افتاد که شعری می گفت که باب طبع حسیات ساده مردم بود. گنه کردم گناهی پر ز لذت. به به یک زنی می گوید گناه کردم چقدر هم کیف کردم، قفل در را این باز کرده برایشان، ولی از یک پرش رهاشونده و رهاکننده ای حکایت می کند، ولی آیا این همهٔ حرف اوست؟ نه. وقتی می آیید جلو، یک مقدار ساده است، خیلی هم ساده است. بعد که به شعرهای بعدی اش می رسی، می بینید که داستان دارد عوض می شود. راجع به چیزهای دیگر گفته می شود و آن چیزهای دیگر بیشتر در ذهن شما می تواند جا بگیرد؛ ولی خواننده با چیزهای دیگر راه افتاده
ابراهیم گلستان

او زنی معترض به ستمی که بر زنان می رفت بود و می خواست به ظلمی که به نیمی از افراد جامعه می شد اعتراض کند. این را در کتاب هایش می توانیم ببینیم، از «اسیر» گرفته تا «دیوار» و زندگی و طرز فکر خیامی اش را در «عصیان». بعد هم که خواست اسلوب و کار تازه ای را ارائه دهد بسیار لطیف و پرشور و حال شعر می گفت. او شاعر خوبی بود، به خصوص شعرهای آخرش بسیار لطیف و پرشور و حال بود، شعر ناب و نجیب بود
مهدی اخوان ثالث

قسمت هایی از کتاب دیوان اشعار فروغ فرخزاد (لذت متن)
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا سخت گرفتست به بر راز این حلقه که در چهره او،این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند مبارک باشد،دخترک گفت دریغا که مرا باز در معنی ان شک باشد،سالها رفت و شبی..... زنی افسرده نظر کرد بر ان حلقه زر،دید در نقش قروزنده ان روزهایی که به امید وفای شوهر،به هدر رفته هدر زن پریشان شد و نالید که وای،وای از این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است،حلقه بندگی و بردگی است

آه فروغی برایم نمانده تا عصیان کنم،تولدی دیگر شدیدا نیاز است ،شاید اسیر شوم،رو به دیوار،شاید ایمان آوردم به آغاز فصل سرد.... فکر نکنم دیگر کسی بیاید فروغ جان اگر آمد هم بقول هوشنگ ابتهاج نیامدی و دیر شد ... چه شد که امروزه فروغ دلنشین تر شد؟ مگر فروغ همانی نیست که فاحشه خوانده میشد... همانی که دیوانه بود... همانی که دیوانش بزور به چاپ سوم رسید... کسی آمد که من خبر ندارم؟ فروغ ، زنی که بی ادعا ترین روشنفکر ادبیات ایران است بنظر من... زنی با دستانی سیمانی...که آزادانه مینوشت،عاشقانه،عصیانگ

و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دست های سیمانی زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت امروز روز اول دیماه است من راز فصل ها را میدانم و حرف لحظه ها را میفهمم نجات دهنده در گور خفته است وخاکخاک پذیرنده اشارتی ست به آرامش زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت در کوچه باد می آید در کوچه باد می آید