کتاب دفترهای سرافینو گوبیو فیلمبردار سینما

Quaderni di Serafino Gubbio operatore
کد کتاب : 45701
مترجم :
شابک : 978-6004901505
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 287
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1925
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 31 شهریور

معرفی کتاب دفترهای سرافینو گوبیو فیلمبردار سینما اثر لوئیجی پیراندلو

کتاب «دفترهای سرافینو گوبیو فیلمبردار سینما» یک رمان از لوئیجی پیراندلو است که در ابتدا در سال 1916 با عنوان Si gira منتشر شد ... و متعاقبا با عنوان جدید در سال 1925 ویرایش شد ، که در آن سیسیلی به طور مستقیم به موضوعات دستگاه و عصر معاصر می پردازد.


این رمان داستان سرافینو ، فیلمبردار شرکت فیلمسازی Kosmograph با نام مستعار "Si gira" را روایت می کند ، که سالانه تمام وقایع مربوط به کسانی که در محیط خود کار می کنند را ثبت میکند.
این فیلمبردار بیش از همه داستان یک بازیگر زن را در دفتر خاطرات خود ثبت می کند. فیلمبردار او را با ببر مقایسه می کنند. او زنی است که مردان را آزار می دهد.

راجع به نویسنده این اثر بهتر است که بدانیم او در سال 1924 نامه ای به بنیتو موسولینی نوشت و از او خواست تا به عنوان عضو حزب فاشیست ملی پذیرفته شود. او خود را "فاشیست چون من ایتالیایی هستم" توصیف کرد. وی درگیری های مستمر با رهبران فاشیست داشت. در سال 1927 ، وی کارت عضویت فاشیستی خود را در مقابل دبیرکل وحشت زده حزب فاشیست تکه تکه کرد. تا پایان عمر ، پیراندلو همیشه تحت نظارت شدید پلیس فاشیستی مخفی OVRA بود.

کتاب دفترهای سرافینو گوبیو فیلمبردار سینما

لوئیجی پیراندلو
لویجی پیراندلو، زاده ی ۲۸ ژوئن ۱۸۶۷ و درگذشته ی ۱۰ دسامبر ۱۹۳۶، نمایشنامه نویس و رمان نویس ایتالیایی بود که در سال ۱۹۳۴ برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شد. داستان های کوتاه او نیز شهرت زیادی دارد.لویجی پیراندلو در سیسیل متولد شد. پدر او بازرگان گوگرد بود و انتظار داشت که پسرش هم همان شغل را انتخاب کند. اما لوییجی در تحصیلاتش موفق بود و توانست در رشته ی ادبیات ادامه ی تحصیل دهد. او در سال ۱۸۸۷ وارد دانشگاه رم شد و بعد از آن برای تحصیل به بن رفت و آن جا تز دکترای خود را درباره ی گویش بومی سیسیلی تک...
قسمت هایی از کتاب دفترهای سرافینو گوبیو فیلمبردار سینما (لذت متن)
من معلم خصوصی جورجو میرلی بودم، اما خودم هم محصل بودم، محصلی فقیر که در انتظار ادامه تحصیلاتش پیر شده و از خودگذشتگی های دیرین والدینش برای نگه داشتن او در مدارس به شکل خودانگیخته حد اعلای همت و جدیت و سختکوشی را در او تقویت کرده بود، به همراه حسی از خضوع و خشوع خجولانه و انقیادی که ابدا خستگی نمی شناخت، ولو آن حس سالیان سال طول می کشید.