1. خانه
  2. /
  3. کتاب به چشم های هم خیره شده بودیم

کتاب به چشم‌های هم خیره شده بودیم

نویسنده: احمد آرام
2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
3.8 از 1 رأی

کتاب به چشم‌های هم خیره شده بودیم

We were staring at our eyes
انتشارات: نیماژ
٪15
120000
102000
3.6 از 1 رأی

کتاب به چشم های هم خیره شده بودیم

We were staring at our eyes
ناموجود
3000
معرفی کتاب به چشم های هم خیره شده بودیم
رسوخ به دنیای داستانی جنوب، عبور از مرزهای جغرافیایی تکراری و ورود به ساحت واقعیت‌های دگرگون‌شده است؛ همان اتمسفر غریبی که در کتاب «به چشم‌های هم خیره شده بودیم» نوشته‌ی احمد آرام به شکلی نمادین و بومی بازآفرینی می‌شود. این مجموعه داستان کوتاه بازتاب‌دهنده‌ی جهان‌بینی نویسنده‌ای است که سنت‌های روایی بوشهر و اقلیم جنوب را با تکنیک‌های مدرن نمایشی پیوند می‌زند. در این مجموعه دریا به عنوان یک نیروی زنده، بلعنده و سرنوشت‌ساز عمل می‌کند که بر روان، روابط انسانی شکننده و رفتارهای روزمره‌ی شخصیت‌ها سایه انداخته است. آرام با تکیه بر پیشینه‌ی خود در تئاتر و سینما، موفق به خلق خرده‌روایت‌هایی می‌شود که تعلیق و واهمه در آن‌ها، کشش داستانی بالایی ایجاد می‌کند و خواننده را بدون استفاده از هیاهوهای مرسوم روایی، با خلاءها و مکث‌های عمیق روانی روبه‌رو می‌سازد.
هسته‌ی ساختاری و معنایی این اثر بر پایه‌ی فروپاشی تدریجی مرز میان رویا و واقعیت استوار است؛ جایی که موقعیت‌های به ظاهر ساده‌ی زندگی، آرام‌آرام جای خود را به کابوس‌های جمعی و باورهای اساطیری می‌دهند. در جزییات ظریف داستان‌هایی چون فانوس، آب به عنوان مظهر پاکی عمل نمی‌کند، بلکه نیرویی رونده است که با بالا آمدنش، گذشته‌ی تاریک و انتظارهای ابدی را به سطح می‌آورد و انسان‌ها را مجبور به عقب‌نشینی به ساحت‌های بالاتری از انزوا مثل پشت‌بام‌ها می‌کند؛ هجوم سگ‌ماهی‌ها و خرچنگ‌ها به دیوارهای خانه، استعاره‌ای عینی از هجوم تهدیدهای ذهنی به حریم امن بازماندگان است که در نهایت با یک وداع وهم‌آلود به تکامل می‌رسد. از سوی دیگر دراماتیزه کردن مرگ و بازگشت‌های غیرمنتظره در شاه‌کلیدهای داستانی مجموعه نظیر دره‌های ماه‌زده یا لایه‌های روان‌شناختی موجود در خرده‌روایت‌های منطقه البروج، نشان از پیوند عمیق میان واقع‌گرایی تلخ و رئالیسم جادویی دارد. آدم‌های این قصه‌ها دائم با هویتی مخدوش و روابط عاطفی آسیب‌دیده دست‌به‌گریبان هستند و گویی در خلأیی از سوءظن و پیش‌داوری‌های فرهنگی زیست می‌کنند که حرکت آن‌ها را به سوی رهایی مسدود می‌سازد.
نثر داستان‌ها با وجود بهره‌گیری از اصطلاحات اقلیمی و کدهای بومی، به شدت شفاف، حساب‌شده و فاقد تکلف‌های فیلسوفانه‌ی تصنعی است، اما پشت این زبان روشن، نوعی سنگینی ملموس و فشار روانی پنهان جریان دارد. تکنیک فراداستان در بخش‌هایی مانند شب به یادماندنی که از زبان سه زن به چگونگی شکل‌گیری پیرنگ و دیالوگ‌نویسی اشاره دارد، هوشمندی ساختاری نویسنده را نمایان می‌کند تا خواننده‌ی امروزی فرآیند آفرینش هنر را در کنار خود روایت تجربه کند. عنوان کتاب «به چشم‌های هم خیره شده بودیم» خود گویای بزرگ‌ترین کنش عاطفی و روان‌شناختی است که جایگزین کلمات می‌شود؛ لحظه‌ای که نگاه کردن دیگر وسیله‌ای برای ارتباط نیست، بلکه به ابزاری برای اعتراف، تنهایی، قضاوت و حتی کشف ترس‌های درونی تبدیل می‌شود.
درباره احمد آرام
درباره احمد آرام

احمد آرام، متولد 1330، داستان‌­نویس و نمایش‌نامه‌نویس ایرانی و مدرس تئاتر و سینما. در سال 1348 اولین داستانش در مجله‌­ی فردوسی چاپ شد. در سال 1357 به استخدام اداره‌ی فرهنگ و هنر درآمد. سپس کار را رها کرد و برای تحصیل سینما به ایتالیا رفت. پس از بازگشت به عنوان کارشناس آمار در دانشگاه علوم پزشکی مشغول به کار و نهایتا نیز از همین دانشگاه بازنشسته شد. او فارغ‌­التحصیل دوره‌­ی کارشناسی بازیگری- کارگردانی از دانشگاه آزاد و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشکده هنر و معماری است. آرام طی دور‌ه‌­ی اشتغالش در دانشگاه علوم پزشکی، به عنوان مدرس تئاتر و ادبیات نمایشی نیز در آنجا به صورت فوق برنامه تدریس کرده است. او هم‌­اکنون ساکن شیراز است و در تعدادی از مدرسه‌های هنری، بازیگری و فیلم‌­نامه‌نویسی تدریس می‌کند و در عین حال به نوشتن نیز می‌پردازد.

جوایز و افتخارات: لوح‌تقدیر از نخستین دوره‌ی جایزه­‌ی ادبی یلدا (۱۳۸۰)، رتبه‌هی سوم در بخش داستان‌کوتاه هفتمین دوره‌­ی جایزه­‌ی ادبی اصفهان (۱۳۸۸) و بهترین مجموعه‌داستان در سومین دوره­‌ی جشن فرهنگ فارس برای مجموعه ‌داستان غریبه در بخار نمک.

آرام در داستان­هایش با به‌كارگیری روایتی وهم‌آلود، آمیختن رویا و واقعیت و عناصری از فرهنگ مناطق بومی جنوب ایران صداها و تصاویر تازه‌ای خلق کرده است.

گزیده­‌ی کتاب‌­شناسی: غریبه در بخار نمک (مجموعه داستان- نیم­‌نگاه، 1380)؛ مرده‌­ای که حالش خوب است (رمان- افق، 1383)؛ آنها چه کسانی بودند؟! (مجموعه داستان- افق، 1387)؛ همین حالا داشتم چیزی می­‌گفتم (مجموعه داستان- چشمه، 1389)؛ این یارو، آنتیگونه (نمایش­‌نامه- نوح نبی، 1389)؛ به چشم‌­های هم خیره شده بودیم (مجموعه داستان- کتابسرای تندیس، 1390)؛ حلزون­‌های پسر (رمان- افق، 1393)؛ بیدار نشدن در ساعت نمی­‌دانم چند (مجموعه داستان- نیماژ، 1395) و باغ استخوان­‌های نمور (رمان- نیماژ، 1396)

مقالات مرتبط با کتاب به چشم های هم خیره شده بودیم
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب به چشم های هم خیره شده بودیم" ثبت می‌کند