«روش فیلمنامهنویسی شهودی؛ چگونه در ۲۱ روز فیلمنامه بنویسیم» نوشتهی ویکی کینگ، راهنمای عملی نوشتن فیلمنامه در مدت زمان کوتاه است و به مخاطبان کمک می کند تا با استفاده از روشی شهودی و خلاقانه، فیلمنامهی خودشان را در یک بازه زمانی مشخص به اتمام برسانند. این کتاب مراحل نوشتن فیلمنامه را به سه بخش اصلی تقسیم میکند: شروع، میان و پایان. در بخش اول (شروع) با استفاده از شهود و احساسات، ایده اولیهی فیلمنامه شکل میگیرد و به ساختار کلی آن پرداخته میشود. بخش دوم (میان) بسط و گسترش ایده و ایجاد تعلیق و گرهافکنی در داستان است و بخش سوم (پایان) حل گرهها و پایانبندی. این کتاب علاوه بر توضیح مباحث مهم فیلمنامهنویسی، تمرینات عملی زیادی برای تقویت مهارت فیلمنامهنویسی نیز ارائه میدهد. تمرینهایی که با انجام آنها و رعایت زمانبندی توضیح داده شده در کتاب، میتوان در 21 روز فیلمنامهای را تمام کرد. نویسنده با لحنی صمیمی به توضیح بیماریها و وسواسهای ذهنی نویسندگان در پروسه فیلمنامهنویسی نیز میپردازد. ویکی کینگ به مخاطب میآموزد که چگونه ابتدا آنچه در ذهن دارد بنویسد و سپس با کمک منطق و عقل به بازنویسی متن خود بپردازد. در این روش، فیلمنامهنویس باید در ابتدا به احساسات و شهود خود اعتماد کند و اجازه دهد ایدهها به طور طبیعی شکل بگیرند. او باید تمام شک و تردیدهای خود را کنار بگذارد و با اعتماد به نفس به نوشتن ادامه دهد. در این مرحله نیازی به جزئیات زیاد نیست. مهم این است که نویسنده یک طرح کلی از داستان در ذهن داشته باشد. داشتن زمانبندی مناسب مهمترین نکته است؛ یعنی اینکه نویسنده هر روز را به یک بخش از مراحل نوشتن اختصاص دهد و طبق برنامه پیش برود. گام آخر نیز بازبینی و اصلاح فیلمنامه پس از نوشتن پیشنویس اولیه است. روش فیلمنامهنویسی شهودی در یک کلام یعنی با دل بنویس و بعد به کمک عقل بازنویسی کن. «روش فیلمنامه¬نویسی شهودی چیست؟»، «چگونه آماده شویم؟»، «چه بنویسیم؟»، «انتقال از آمادگی به حرکت»، «نوشتن فیلمنامه در بیست و یک روز»، «دست¬نویس گتره¬ای: با دل بنویسید»، «دستنویس بازنویسی: بازنویسی به کمک عقل»، «استقبال از موانع تحمل¬ناپذیر»، «ذن و هنر والای به پایان رساندن کار» و «کلام آخر: هیچ کاری مثل کار نمایش نیست» عناوین بخشهای مختلف کتاب هستند. «روش فیلمنامهنویسی شهودی» کتابی مفید و کاربردی برای علاقمندان به فیلمنامهنویسی و حتی فیلمنامهنویسان حرفهای است.
«زاویه ی دید»، داستان ها را به آثاری جدید تبدیل می کند و نشان می دهد ما به جای نیاز داشتن به مجموعه ای جدید از رویدادها، فقط به شیوه ای جدید برای نگاه کردن به آن ها نیاز داریم.