پشت درهای بسته

Behind Closed Doors

  • قیمت : ۲۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
مترجم: آرزو امیررضایی
نویسنده:

معرفی کتاب پشت درهای بسته اثر بی. ای. پاریس

کتاب پشت درهای بسته، رمانی معمایی اثر بی. ای. پاریس است که در بدو انتشار به فروش بسیار بالایی دست یافت. بسیاری از آدم ها، زوجی مانند جک و گرِیس را می شناسند: مردی خوشتیپ و ثروتمند، و زنی زیبا و جذاب. به سختی می توان گریس را بهتر شناخت چرا که این زوج هیچوقت از هم جدا نیستند. برخی ممکن است اسم این رابطه را عشق راستین بگذارند. دوستان گریس به خانه ی زیبای آن ها آمده اند و از یک مهمانی شام بی نقص لذت می برند. آن ها دوست دارند که لطف جک و گریس را با دعوت کردن آن ها به خانه شان جبران کنند. گریس هم دوست دارد که دعوت آن ها را بپذیرد اما می داند که این کار امکان پذیر نیست. زمانی که کسی به خانه ی این زوج زنگ می زند، گریس هیچوقت گوشی را برنمی دارد. اما دلیل این اتفاق چیست؟ و چرا پنجره های اتاق خواب آن ها با میله هایی فلزی پوشیده شده است؟ حقیقت پشت این رابطه ی عجیب چیست؟

کتاب پشت درهای بسته


ویژگی ها کتاب پشت درهای بسته

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کتاب پشت درهای بسته
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-461-006-3
تعداد صفحه :264
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2016
سری چاپ :1
بیشتر بخوانید

داستان های معمایی و تریلر، قلمرو هیجان و تعلیق

این دسته از کتاب ها، ضربان قلب مخاطب را به بازی می گیرند و هیجان و احساس ورود به دنیایی جدید را برای او به ارمغان می آورند.

نکوداشت های کتاب پشت درهای بسته
You’ll love this.
عاشق این کتاب خواهید شد.
Sun

This is one readers won’t be able to put down.
اثری که مخاطبین نخواهند توانست آن را کنار بگذارند.
Booklist Booklist

An intriguing, sharply gripping thriller.
تریلری جذاب و بسیار هیجان انگیز.
Lovereading.co.uk

بخش هایی از کتاب پشت درهای بسته (لذت متن)
با اینکه وجب به وجب این اتاق را می شناسم، باز هم با چشمانم جست و جو می کنم، چرا که همیشه فکر می کنم شاید جایی ندیده وجود داشته باشد که زندگی ام را قابل تحمل تر کند؛ مثلا میخی که با آن بتوانم پریشانی ام را روی لبه ی تخت خط خطی کنم، یا اگر ناگهان ناپدید شوم، اثری از من بر جا مانده باشد. اما هیچ چیز وجود ندارد. به هرحال، هدف جک، مرگ من نیست.

جک می داند که هیچ چیز بهتر از روال عادی زندگی نیست، از این رو هر چیز شبیه آن را از من دریغ می کند. اگرچه این را نمی داند، و دارد به من لطف می کند، چون روال عادی زندگی ام مختل شده، هیچ خطری وجود ندارد که دیوانه شوم و نتوانم فکر کنم؛ و من باید بتوانم فکر کنم.

سرم را می چرخانم و به کسانی نگاه می کنم که می خندند و جوک می گویند، و تلاش می کنم این را بفهمم که زندگی ام به جهنمی تبدیل شده که هیچ کدام از افراد حاضر در اینجا حتی نمی توانند تصورش را بکنند.