این اثر، درست به اندازه ی «بینوایان»، قدرتمند و جهانی است.
بدون شک واقعی ترین و حقیقت گوترین اثر هوگو در میان تمام آثارش.
هوگو در این اثر به شکلی قانع کننده یادآور می شود که مباحثات سیاسی باید چگونه باشند.
دریغا؛ در این امر به هیچ وجه گناه از شخص من نیست بلکه از نفس مسموم فردی محکوم به اعدام است که همه چیز را پژمرده و فاسد می سازد.
به نظرم می آید همین که چشمانم بسته شود، روشنایی عظیمی خواهم دید و ورطه هایی از نور که ذهن من تا بی نهایت در آن غوطه خواهد خورد.
در طول داستان «بینوایان»، جایگاه «عدالت» و «بیعدالتی» تغییر می یابد، و این بر عهدهی خود کاراکترها و مخاطبین است تا در این مورد تصمیمگیری کنند.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
«ادبیات فرانسه» از اشعار قرون وسطایی گرفته تا رمان های مدرن، برخی از تأثیرگذارترین و جسورانه ترین آثار را در ادبیات اروپا و جهان به وجود آورده
وقتی از «ادبیات فرانسه» صحبت می کنیم، یکی از نام هایی که به سرعت به ذهن می آید، «ویکتور هوگو» است
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
داستان زیبایی بود، خود کتاب و چاپ و کاغذ و... هم عالی بود
قابل توجه بعضیها که میگن خسته کننده بود ، کل کتاب ۱۰۰ صفحه هست و درباره اعدام هست ، اکثرا شخصیت دومی در کتاب وجود نداره و بیشتر تفکرات و طرز فکر اون زندانی و در حقیقت شخص ویکتور هوگو توی این کتاب هست ، نه سیر داستانی جذابی داره و نه اصلا هدفش این بوده ، این کتاب اصلا داستان نیست که بخواید ازش بخاطر سیر داستانی ایراد بگیرید ، لطفا اول ببینید کتاب اصلا درباره چیه نویسنده چه هدفی داره از نگارش کتاب بعد انتقاد کنید
نمیتونم نظری راجب کتاب بدم چون ترجمهی آقای محمد قاضی از نشر ثالث به شدت بد بود و کتابو به شدت خسته کننده کرده بود. خطها همه به هم نزدیک بود و چشمو اذیت میکرد. تقریبا ۵۰٪ کتاب نصف صفحه نوشته شده بود و نصف صفحه سفید بود و عملا به جای ۱۳۳ صفحه میشد تو ۷۰ ۸۰ صفحه کتابو درست میشد و نباید انقدر صفحهی سفید اضافه میکردن.
این مورد چه ربطی به مرحوم قاضی داره ؟ شما از نحوه ارائه انتشارات ناراضی هستید چه ربطی به مرحوم قاضی داره این موارد ؟ این موارد تقصیر ویراستار و انتشارات هست نه مرحوم قاضی ، این کتاب داستان نیست که به راحتی خونده بشه ترجمه آقای قاضی بی نظیره
کتابی عالی و تاثیر گذار
خب بنظرم درمورد این کتاب حتماً باید شرایط اجتماعی و فرهنگی اروپای اون دوره که نتیجهی سلطه کلیسای مخوف بر همهی ابعاد زندگی مردم بوده رو درنظرگرفت.. با این ملاحضه، نقد اعدام توسط پستترین افراد، پذیرفتنیه.. اما تعمیم این نگاه به همهی ادوار و جوامع بنظرم چندان منصفانه نیست.. بالاخره اعدام مجازاتی است که در جای صحیح خودش، میتونه عین عدالت باشه.. ترجمه چشمه خوب بود..
خوندنش برای همه واجبه
لب حرفش اینه که اقلا بین مجرمان خوش سابقه و خانواده دار نسبت به سابقه داران ژنتیکی😅 فرق بذارین و فرصت مجدد بدین تا اقلا بچه هاشون بی سرپرست نمونند
اصلا وقتی اسم استاد مرحوم قاضی در میان هست ، سراغ ترجمههای دیگر رفتن اشتباه هست ، اساتیدی مثل استاد قاضی ، غبرایی ، سحابی ، اعتمادزاده ، مجلسی ، گلکار و پارسایار واقعا خواندن کتابهارو جذاب کردن
بله مثل ترجمهٔ افتضاحی که از شازده کوچولو داشته و همینطور چندتا نظر بالاتر هم در تأیید حرف تو نوشته شده!
آقای کاربر سایت شما اصلا در حدی نیستید از کار آقای قاضی ایراد بگیرید هر زمان که یه کتاب رو تونستید ترجمه کنید بیاید با هم صحبت کنیم ، ترجمه مرحوم قاضی از شازده کوچولو هم بهترین و کاملترین ترجمه ممکن هست شما هم بهتره از نظرات دیگران برای انتقاد استفاده نکنید بنده جواب ایشون رو هم دادم ، ایشون به ویراستار گیر داده بودن و مثل اینکه فرق بین مترجم و ویراستار رو نمیدونستن
اصلا وقتی اسم استاد مرحوم قاضی در میان هست ، سراغ ترجمههای دیگر رفتن اشتباه هست ، اساتیدی مثل استاد قاضی ، غبرایی ، سحابی ، اعتمادزاده ، مجلسی ، گلکار و پارسایار واقعا خواندن کتابهارو جذاب کردن
این کتاب با سلایق من جور نبود،قطعا کتابهای زیباتری هست که برای خواندن انتخاب کنیم،نشر ثالث بیخودی صفحات رو کش داده و چند غلط املایی داره،نوشتهها در سطرها زیاد بهم نزدیک هستند و کمی چشم رو اذیت میکنه،ترجمههای قدیمی یه مشکلی که داره خیلی سخته که با متن هماهنگ شد
بخونید و لذت ببرید....نگاه کردن به مسئله اعدام و فردِ اعدامی که برای جامعه مسائلی مشمئز کننده و ناراحت کننده هست با قلم ویکتور هوگو تبدیل به یه مسئله قابل تامل شده...توی خوندش شک نکنید...ضمنا مقدمه کتاب رو که به قلم خود نویسنده است رو حتما بخونید
نشر چشمه رو خوندم ترجمه روان بود.توصیه میکنم درکل یکی از غمگینترین کتاب هایی بود که خوندم.اهل خوندن کتابهای تاریخی نیستم اما این کتاب در بطن خودش تونست تاریخ رو به من یاد بده.نحوهی تفکر اون زمان فرانسه درمورد عدالت. میتونه جز اولین کتابهایی باشه که میخونید ،خیلی سنگین نیست اما داستان قشنگی داره.شما شروع به تجربهی احساسات فردی میکنید که حتی اسمش و دلیل گناهکار بودنش رو نمیدونید🥲لذت ببرید.
به نظرم کتاب جالبیه و یک روند ساده و خوبی داره
شاهکار پیشنهاد میکنم بعدش کتاب بیگانه خونده شه
کلود ولگرد رو بیشتر دوست داشتم
به نظرم جدیدا کیفیت جلد و کاغذ و متن نشر چشمه به طرز چشمگیری پایین اومده.
کتابی با مونولوگهای ستودنی و زیبا. ترجمه آقای محمد قاضی بسیار روان و خواناست. کتاب سیر هیجانی ندارد ولی خیلی درست به نقد قانون اعدام پرداخته و من به شخصه با این کتاب خیلی غمگین شدم. این کتاب آدم را وادار میکند به فکر انسانیت و ارزش زندگی، حتی وقتی قانون ظاهراً درست به نظر میرسد.
کتاب داستان خاصی نداره و درواقع مثل یک دفترچه خاطراته. اما مونولوگ هاش واقعا زیباست، توصیف هایی که میکنه و جزییاتی که به تصویر میکشه خیلی زندهست. ممکنه سلیقه هرکسی نباشه اما در کل کتابیه که آدم رو غمگین میکنه چون میشه گفت اتفاقاتی واقعی بودن. ترجمه نشر چشمه روان و زیبا بود.
ترجمه فریس ابادی واقعا خوب بود. ولی واقعا از نشر چشمه توقع میره که کتابها رو خیلی با کیفیتتر و بهتر چاپ بکنه! اما درمورد کتاب؛ به نظر من کسل کننده بود. جدا از اینکه من اصلا با این طرز فکر رمانتیسمی نمیتونم کنار بیام؛ دقیقا همون مطالبی که تو بخش اول کتاب (خطابهی علیه حکم اعدام) نوشته بود؛ تو بخش داستانی هم بود؛ یعنی حتی خیلی هم رنگ و بوی داستان نداشت و کلش شبیه یک بیانیهاست. کلا به نظر من اون چیزی که تو ذهن هوگو بوده و نیتش از نوشتن این کتاب که شامل انزجار از گیوتین و حکم اعدام میشه رو دیکنز تو داستان دو شهر خیلی بهتر دراورده.
چقدر درست و خوب گفتید! و واقعا هم داستان دوشهر کتابی بود که من هیچوقت نتونستم ازش بگذرم و هر چند ده روز یکبار دلم میخواد باز بخونمش.. افسوس که زندگی اونقدر مشغله و گرفتاری قاطیش هست که مجال نمیده😅
خب من چون خیلی با ویکتور هوگو آشنا نبودم این کتاب رو با ترجمهی خانم فریس آبادی تهیه کردم(چون ترجمهی روانی داره)و خب ترجمه عالی بود و دوست داشتم البته هنوز کلودبینوا رو نخوندم خطابه ای علیه اعدام رو که نگم... اصلا دهنم وا مونده بود واقعا هنوزم نمیدونم کدوم طرفم😁 و خب امیدوارم اگر تونستم با ترجمهی آقای قاضی بخونم