پادشاهی کهن (سه جلدی)

Old Kingdom

مشخصات کتاب پادشاهی کهن (سه جلدی)
مترجم :
شابک :978-600-251-159-1
قطع :رقعی
تعداد صفحه :1846
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1995
نوع جلد :جلد سخت
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :2 شهریور

جزو لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان

مجموعه سه جلدی دارای قاب

معرفی کتاب پادشاهی کهن (سه جلدی) اثر گارت نیکس | ایران کتاب

مجموعه کتاب های پادشاهی کهن، رمان هایی سه گانه و فانتزی نوشته ی گارت نیکس هستند که از عناوین سابریل، لیرایل و ابهورسن تشکیل شده اند. در داستان کتاب اول، سابریل، با هر قدم و هر لحظه به نبردی نزدیک می شود که او را در مقابل نیروهای اصلی زندگی و مرگ قرار خواهد داد و به مواجهه ای رو در رو با سرنوشت خودش دعوت خواهد کرد. در کتاب دوم، لیرایل به همراه سگی که تنها یار وفادار اوست، مأموریتی سخت و سرنوشت ساز را در زیر سایه ی رو به گسترش شیطانی کهن آغاز می کند؛ شیطانی که سرنوشت و آینده ی کل پادشاهی کهن را به خطر انداخته است. داستان جلد سوم این مجموعه به گم شدن پادشاه تاچستون می پردازد و لیرایل قبل از این که دیر شود، باید هم در مرگ و هم در زندگی به دنبال ابزار لازم برای شکست دادن نیروی مخرب شیطانی باشد.

کتاب پادشاهی کهن (سه جلدی)

گارت نیکس
گارت ریچارد نیکس، زاده ی 19 جولای 1963، رمان نویس استرالیایی است. نیکس در ملبورن به دنیا آمد و در کانبرا بزرگ شد. او پس از مدتی کار برای دولت کشورش، به اروپا سفر کرد و پس از بازگشت به استرالیا، در دانشگاه کانبرا مشغول تحصیل در رشته نویسندگی حرفه ای شد.نیکس پس از فارغ التحصیلی مدتی را در یک کتابفروشی در کانبرا کار کرد و در سال 1987 به سیدنی نقل مکان کرد. او در این شهر، به موسسه ی انتشاراتی هارپرکالینز پیوست و بعد از مدتی، شرکت خود را تأسیس کرد. گارت نیکس در سال 2002 به نویسنده ای تمام وقت تبدی...
نکوداشت های کتاب پادشاهی کهن (سه جلدی)
A thought-provoking fantasy about war and peace.
یک داستان فانتزی تفکربرانگیز درباره ی جنگ و صلح.
Publishers Weekly Publishers Weekly

An epic fantasy not to be missed.
یک فانتزی حماسی که نباید آن را از دست داد.
Harper Collins

Breathtaking, bittersweet and unforgettable.
نفسگیر، تلخ و شیرین، و فراموش نشدنی.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

قسمت هایی از کتاب پادشاهی کهن (سه جلدی) (لذت متن)
چرخش سر جانور متوقف شد و سابریل فهمید که توجه او را به خود جلب کرده است. موجود آرام حرکت کرد. یک پای زمختش را بلند کرد و به جلو تاب داد، لحظه ای استراحت کرد، بعد دومین پا را کمی جلوتر از پای اول قرار داد. حرکتی سلانه سلانه که صدایی ترسناک بر روی فرش پدید می آورد. از هر تختی که عبور می کرد، روشنایی الکتریکی لحظه ای می درخشید و بعد خاموش می شد.

ترس و درک جهالت، پادزهری قوی در مقابل غرور احمقانه بود.

دستان سابریل حرکتی نامعلوم کرد و سپس نشان های کارتر را که برای خواب ناگهانی، سکوت و آرامش بود، کشید. او به دو طرف خوابگاه اشاره کرد و یکی از نشان های اصلی را کشید، سپس همه را با هم رسم کرد. تمام دختران خوابگاه ناگهان دست از جیغ کشیدن برداشتند و به طرف تخت هایشان رفتند.