1. خانه
  2. /
  3. کتاب تندبادی از کنج

کتاب تندبادی از کنج

3.5 از 1 رأی

کتاب تندبادی از کنج

گزارشی از داستان رستم و سهراب شاهنامه
A hurricane of curtains
٪10
250000
225000
معرفی کتاب تندبادی از کنج
رستم برای بریان‌کردن شکار خود آتشی افروخته است و فردوسی می‌گوید: «چو آتش پراگنده شد پیلتن». خوانندهٔ امروز ممکن است از «پراگنده‌شدن» آتش تصویری از پراکندن شعله‌ها در ذهن بسازد، اما میرجلال‌الدین کزازی در «تندبادی از کنج»، هنگام شرح همین بیت، توضیح می‌دهد که مراد آماده‌شدن آتش برای بریان‌کردن است؛ هنگامی که از تیزی شعله‌ها کاسته شده و حرارت برای پختن مناسب شده است. چنین توضیحی نشان می‌دهد این کتاب چگونه از جزئیاتی کوچک به فهم دقیق‌تر کنش و تصویر در داستان رستم و سهراب شاهنامه می‌رسد. کزازی داستان را بیت‌به‌بیت گزارش می‌کند. معنی واژه‌ها، ریشه و صورت‌های تاریخی آن‌ها را بررسی می‌کند، ترکیب‌های دشوار را می‌گشاید و به آرایه‌های ادبی و مناسبات تصویری توجه دارد. برای توضیح بعضی تعبیرها، نمونه‌هایی از بخش‌های دیگر شاهنامه یا شعر شاعران دیگر می‌آورد. به این ترتیب، توضیح یک بیت الزاما در برگردان آن به فارسی امروز پایان نمی‌یابد؛ خواننده درمی‌یابد واژه در کدام بافت به کار رفته، چه معنایی در گذر زمان تغییر کرده و چرا شاعر همین شیوهٔ بیان را برگزیده است. داستانی که مبنای این پژوهش قرار گرفته، از آشنایی رستم و تهمینه و تولد سهراب تا رویارویی پهلوان جوان با پدری که هنوز به‌درستی نمی‌شناسد پیش می‌رود. نیروی تراژیک روایت به اختلاف سادهٔ دو جنگاور محدود نیست. میان شناخت شخصیت‌ها و اطلاعاتی که خواننده در اختیار دارد فاصله‌ای شکل می‌گیرد و آرزوهای خانوادگی در میدان کشاکش ایران و توران با مصلحت‌های سیاسی و جنگی روبه‌رو می‌شوند. خواندن دقیق زبان فردوسی کمک می‌کند این تنش‌ها را در گفت‌وگوها، توصیف‌ها و تغییر آهنگ روایت دنبال کنیم، بی‌آنکه شرح جای خود داستان را بگیرد. عنوان کتاب نیز از آغاز همین داستان گرفته شده است: «اگر تندبادی برآید ز کنج / به خاک افگند نارسیده ترنج». تصویر تندباد و میوهٔ نارس، پیشاپیش احساسی از آسیب‌پذیری زندگی در برابر رویدادی ناگهانی می‌آفریند. حتی خواندن واژهٔ «کنج» و نسبت آن با صورت‌هایی چون «کنگ» و «گنگ» موضوع گفت‌وگوی متن‌شناسان بوده است. این اختلاف یادآوری می‌کند که شرح شاهنامه با مسئلهٔ ضبط و معنی واژه‌ها پیوند دارد و دربارهٔ هر تعبیر نمی‌توان به یک تفسیر قطعی رسید. دستاورد روشن شیوهٔ کزازی در آن است که خواننده را به جزئیاتی بازمی‌گرداند که در پیگیری شتاب‌زدهٔ ماجرا دیده نمی‌شوند. در مقابل، ریشه‌شناسی‌های متعدد و نثر ویژهٔ او ممکن است برای مخاطبی که صرفا در پی خواندن داستان است، حرکت روایت را کند کند. همچنین توضیح‌های پیشنهادی یک شارح، هرقدر آگاهانه باشند، باید از شواهد قطعی متن جدا بمانند؛ پژوهش‌های بعدی دربارهٔ واژه‌های بحث‌انگیز این داستان نیز ضرورت چنین احتیاطی را نشان می‌دهند. «تندبادی از کنج» برای خواننده‌ای مناسب است که می‌خواهد بداند اثرگذاری داستان رستم و سهراب چگونه در جزئیات بیان فردوسی ساخته می‌شود. از شعله‌ای که باید برای پختن شکار فروبنشیند تا تصویر ترنج نارس در آغاز داستان، هر واژه می‌تواند بخشی از جهان زندگی و خیال حماسی را آشکار کند. حاصل این نوع خواندن، مواجهه‌ای آهسته‌تر و دقیق‌تر با روایتی است که شهرت سرگذشت شخصیت‌هایش گاهی ظرافت شیوهٔ روایت آن را از نظر دور نگه می‌دارد.
درباره میر جلال الدین کزازی
درباره میر جلال الدین کزازی
میرجلال الدین کزّازی(زادهٔ ۲۸ دی ۱۳۲۷ در کرمانشاه) استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم، شاهنامه پژوه و پژوهشگر برجستهٔ ایرانی در زبان و ادب فارسی است. او از چهره های ماندگار فرهنگ و ادب ایران در پنجمین همایش چهره های ماندگار به سال ۱۳۸۴ است. وی نام بردار به بهره گیری از واژه های پارسی سره در نوشته ها و گفتار خود است. کزّازی، عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی است.میرجلال الدین کزّازی در خانواده ای اهل روستای کزاز در استان مرکزی به دنیا آمد که برای ساخت حوزه علمیه به کرمانشاه مهاجرت کرده بودند. جلال الدین کزازی از همان دوران کودکی به فرهنگ و ادبیات ایران علاقهٔ زیادی نشان می داد.دورهٔ دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذرانید و از سالیان دانش آموزی با زبان و ادب فرانسوی آشنایی یافت. سپس دورهٔ دبیرستان را در مدرسه رازی به فرجام آورد و آنگاه برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ زبان و ادب پارسی به تهران آمد.کزّازی در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دوره های گوناگون آموزشی را سپری کرد. وی در سال ۱۳۵۱ خورشیدی مدرک کارشناسی در رشتهٔ زبان و ادب پارسی از دانشگاه تهران را به دست آورد و به سال ۱۳۷۱، پایان نامهٔ دکترای خود را با نام نمادشناسی در شاهنامه نوشت.وی هم اینک عضو هیئت علمی در دانشکدهٔ ادبیّات فارسی و زبان های خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خردی با آن آشنایی یافته است، با زبان های اسپانیایی و آلمانی و انگلیسی نیز آشناست و تاکنون ده ها کتاب و نزدیک به سیصد مقاله نوشته است و در همایش ها و بزم های علمی و فرهنگی بسیاری در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کرده است.وی از سال ۷۶ تا ۷۹ خورشیدی به آموزگاری ایران شناسی و زبان پارسی در اسپانیا سرگرم بوده است.او از سال های نوجوانی، نوشتن و سرودن را آغاز کرد و در همان سال ها با هفته نامه های کرمانشاه همکاری داشته و آثار خود را در آن ها به چاپ می رسانید. هم اکنون نیز گهگاه شعر می سراید و نام هنری اش در شاعری زروان است. گفتنی است، وی در سخن گفتن، هرگز واژه های عربی را به کار نمی گیرد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب تندبادی از کنج" ثبت می‌کند