«دولت-حزب چین و شرکتهای چندملیتی: اتحادی نگرانکننده» نوشته ژان-پل گیشار، اقتصاددان فرانسوی، اثری در حوزه اقتصاد سیاسی بینالملل، مطالعات چین و نقد روندهای جهانیشدن است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. این کتاب میکوشد مناسبات میان ساختار سیاسی-اقتصادی چین و شرکتهای بزرگ چندملیتی غربی را نه بهعنوان همکاریای عادی در بازار جهانی، بلکه بهمثابه ائتلافی استراتژیک، نامتوازن و در درازمدت خطرناک تحلیل کند. گیشار با نگاهی انتقادی استدلال میکند که بخشی از سرمایهداری جهانی، در پی سود کوتاهمدت، ناخواسته یا آگاهانه به تقویت مدلی از قدرت یاری رسانده که بر پیوند تنگاتنگ اقتدار سیاسی، کنترل حزبی و توسعه صنعتی هدایتشده استوار است. ایده مرکزی کتاب این است که اتحاد میان دولت-حزب چین و شرکتهای چندملیتی، اگرچه در ظاهر بر مبنای منافع متقابل شکل گرفته، در عمل بیشتر به سود پروژه بلندمدت قدرتسازی چین و به زیان بنیانهای صنعتی و راهبردی غرب تمام شده است. نویسنده در آغاز، ماهیت نظام اقتصادی چین را بررسی میکند و آن را از الگوی کلاسیک بازار آزاد متمایز میداند. از نظر او، اقتصاد چین را باید نوعی سرمایهداری دولتی یا مرکانتیلیسم نوین دانست که در آن تولید، تجارت، سرمایهگذاری خارجی و انتقال فناوری همگی در چارچوب اهداف کلان سیاسی و ژئوپلیتیکی هدایت میشوند. در این چارچوب، شرکت، بانک، منطقه صنعتی و حتی سیاست صادراتی، تنها بازیگران اقتصادی مستقل نیستند، بلکه ابزارهایی در خدمت راهبرد ملیاند. گیشار تأکید میکند که بسیاری از تحلیلگران غربی، با تصور اینکه ادغام چین در اقتصاد جهانی بهتدریج آن را به سمت لیبرالیسم اقتصادی و شاید سیاسی خواهد برد، ماهیت واقعی این مدل را دستکم گرفتهاند. در بخش اصلی کتاب، نویسنده به رابطه میان شرکتهای چندملیتی و ساختار قدرت چین میپردازد. بهزعم او، شرکتهای غربی برای بهرهگیری از نیروی کار ارزان، هزینههای پایین تولید، مقررات سبکتر زیستمحیطی و دسترسی به بازار عظیم چین، بخش مهمی از ظرفیت صنعتی خود را به این کشور منتقل کردند. اما این جابهجایی صرفا انتقال کارخانه نبود؛ در بسیاری از موارد، انتقال دانش فنی، مهارتهای مدیریتی، زنجیرههای تأمین و فناوریهای حساس نیز همراه آن رخ داد. گیشار توضیح میدهد که دولت چین دسترسی به بازار داخلی را مشروط به تشکیل سرمایهگذاری مشترک، اشتراک فناوری و همکاری با شرکای چینی میکرد. نتیجه این روند، از نگاه او، جذب شتابان تکنولوژیهایی بود که کشورهای غربی طی دههها و با هزینههای فراوان توسعه داده بودند. کتاب سپس پیامدهای این فرایند را در سطح جهانی بررسی میکند. از دید گیشار، این اتحاد به صنعتزدایی تدریجی غرب، کاهش اشتغال تولیدی، وابستگی خطرناک زنجیرههای تأمین جهانی به کارخانههای چینی و تضعیف قدرت اقتصادی دموکراسیهای صنعتی انجامیده است. نقطه قوت مهم کتاب در همین نگاه پیشنگرانه نهفته است؛ زیرا سالها پیش از برجسته شدن بحرانهای زنجیره تأمین، جنگهای تجاری و بحثهای مربوط به کاهش وابستگی به چین، نسبت به این روند هشدار داده بود. همچنین پیوندی که نویسنده میان تحلیل اقتصادی و ساختار سیاسی دولت-حزب برقرار میکند، به فهم عمیقتر منطق قدرت در چین کمک میکند. با این حال، کتاب محدودیتهایی نیز دارد. لحن هشداردهنده آن گاه به بدبینی افراطی نزدیک میشود و پیچیدگیهای درونی اقتصاد چین، مانند مشکلات بدهی، نابرابریهای منطقهای، بحران جمعیتی یا آسیبپذیریهای ساختاری آن، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. همچنین نقش انتخابهای آگاهانه دولتها و مصرفکنندگان غربی در این روند، گاه بیش از حد به طمع شرکتهای چندملیتی فروکاسته میشود. با وجود این، «دولت-حزب چین و شرکتهای چندملیتی: اتحادی نگرانکننده» همچنان اثری مهم برای درک ریشههای ژئواکونومیک تنشهای امروز است؛ کتابی که نشان میدهد جهانیشدن، اگر از ملاحظات راهبردی و سیاسی جدا شود، میتواند به بازآرایی عمیق توازن قدرت جهانی بینجامد.
درباره ژان پل گیشار
ژان پل گیشار نویسنده صربستانی می باشد.
دسته بندی های کتاب دولت حزبی چین و شرکت های چند ملیتی