کتاب دنی قهرمان جهان

Danny the world champion
  • 25 % تخفیف
    35,000 | 26,250 تومان

  • موجود
  • انتشارات: افق افق
    نویسنده:
کد کتاب : 9378
مترجم :
شابک : 9786003533189
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 256
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 16 اسفند

دنی قهرمان جهان
Danny the world champion
  • 20 % تخفیف
    28,500 | 22,800 تومان

  • موجود
  • انتشارات: مرکز مرکز
    نویسنده:
کد کتاب : 22322
مترجم : مهدی وثوق
شابک : 978-9643056186
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 200
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1975
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 16 اسفند

معرفی کتاب دنی قهرمان جهان اثر رولد دال

کتاب "دنی قهرمان جهان" نوشته ی "رولد دال"، یکی از مشهورترین نویسندگان داستان کودک است. این اثر ماجرای زندگی عجیب و غریب دنی پسر کوچکی هست که همراه با پدرش در کاروان کولی ها زندگی می کند.

دنی زندگی دارد که هر پسری دوست دارد داشته باشد. خانه اش کاروانی است ، او جوانترین مکانیک ماشین در اطراف است و بهترین دوست او پدرش است که هیچ وقت داستان های شگفت انگیزی را برای گفتن ندارد. اما یک شب دنی راز تکان دهنده ای را کشف می کند که پدرش سالها پنهان کرده است.ناگهان دنی خود را پشت توطئه ای یافت که خود مغز متفکر این توطئه میباشد.

این دسیسه و توطئه را فردی بنام ویکتور هازل طراحی کرده است که ملاک و فردی ثروتمند،با روحی شیطانی میباشد.آیا دنی می تواند پای خود را ازین دسیسه کنار بکشد؟

کتاب دنی قهرمان جهان


ویژگی های کتاب دنی قهرمان جهان

برنده ی جایزه ی کتاب کالیفرنیا سال 1978

رولد دال
رولد دال، زاده ی ۱۳ سپتامبر ۱۹۱۶ و درگذشته ی ۲۳ نوامبر ۱۹۹۰، داستان نویس و فیلم نامه نویس اهل ولز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده های انگلیسی است که والدینش نروژی الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ی ۱۹۴۰ بود.مهم ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان های چشم نداشتنی است. بیشتر آثار او به فیلم درآمده اند.او در ۱۹۱۶ در لانداف گلامورگان به دنیا آمد. در جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی انگلستان در نایروبی پیوست. مدتی ...
قسمت هایی از کتاب دنی قهرمان جهان (لذت متن)
کاراوان یک اتاق بیشتر نداشت و اون هم از حمام های امروزی که توی خونه ها هست بزرگ تر نبود. اتاق باریکی بود که در انتهای آن یک تخت خواب دیواری دو طبقه وجود داشت. پدرم روی تخت بالایی می خوابید و تخت خواب پایین مال من بود. با این که کارگاه، برق داشت، اما اجازه نداشتیم توی کاراوان از برق استفاده کنیم. مأمورهای اداره ی برق می گفتند سیم کشی و استفاده از برق در جایی زهوار در رفته مثل اون، کار خطرناکی است. این بود که ما هم برای روشنایی و گرم کردن کاراوان از همون وسایلی استفاده می کردیم که کولی ها سال ها پیش از اون استفاده می کردند. یک بخاری هیزمی داشتیم که دودکش اون از سقف بیرون زده بود و تو زمستون باهاش گرم می شدیم. یک چراغ خوراک پزی نفتی هم داشتیم که روش غذا می پختیم و برای روشنایی هم یک چراغ نفتی از سقف آویزون کرده بودیم. وقتی می خواستم حموم کنم، پدرم کتری رو روی چراغ خوراک پزی نفتی می گذاشت و آب که گرم می شد، اونو می ریخت توی لگن. بعد منو لخت می کرد. همون طور که ایستاده بودم سر و تنمو می شست. بعد از شست وشو احساس می کردم توی یک وان درست و حسابی حموم کرده ام، حتی تمیزتر هم بود چون مجبور نبودم توی آب کثیف بشینم. اثاثیه عبارت بود از دو تا صندلی و یک میز کوچک و یک کمد کشودار، همین، به چیز دیگری احتیاج نداشتیم، توالت هم اتاقک چوبی کوچک و بامزه ای بود که در علفزار پشت کاراوان قرار داشت. تابستون خوب بود، اما در روزهای سرد زمستون نشستن توی اون مثل نشستن روی یخدون بود.