کتاب خوبی بود حال و خوای مهاجرت و پناهندگان رو خیلی خوب انتقال داده بود.
اثری کلیشه ای و فاقد جذابیت.
خیلی دوست داشتنی بود ولی کتاب هرس قشنگ تره
برای کسی که حضور در کمپ رو با تمام وجود درک کرده واقعا ملموس و آشنا بود روایت، من خیلی کتاب رو دوست داشتم مثل دو کتاب قبلی این نویسنده پاییز فصل آخر سال است و هرس، که هر سه کتاب برگرفته از حقایق تلخ زندگی هستند با دلخوشیهای کوچک
بی نظیر، مخصوصه این روزهای تاریک، خانم مرعشی قلم تون به جان آدمیزاد میشینه، بازم بنویسید برامون
من اولین کتابی بود که از قلم ایشون میخوندم و نمیتونم بگم صد ازش راضی بودم چون یکسری سوالات و یک سری انتظارات داشتم مثلا سرنوشت نهایی عمو آذرباد رو کاش مثل بابو میفهمیدیم یا چرا اینقدر پراکندگی داشتیم توی داستان! درکل کتاب متوسطی بود اما از خوندنش پشیمون نمیشید
واقعا قشنگ بود. یه جاهایی اشکم دراومد
نسبت به کارهای قبلی ایشون به شدت ضعیف بود
روایتی غلو شده، روضهای و تهی از تکنیک، از نویسندهای که زمانی متوسط بود و حالا به کلی بیمایه و صد البته رانتی.
با توجه به کتابهای گذشته خانم مرعشی و قلم شیواشون اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم.شخصیت پردازی اصلا قابل باور نبود.من خوندمش که تموم شه !
من کتاب رو هفته پیش تمام کردم ؛ دوست داشتم در زمره ادبیات مهاجرت اثر زیبا و جدیدی بود برام
کتاب خوبی بود
به نظرم ضعیفترین اثر خانم مرعشی است. نه شخصیت پردازی درستی دارد و نه تصویرسازی و نه حتی روایت منسجم و جذاب... انگار همه خوبها دارند افول میکنند.