خشکم می زند! - آقای نویسنده! تقریبا این آمادگی را داشتم که درجایی به هویت واقعیم کسی اشاره کند. این خیلی طبیعی بود و احتمالا با یک جست وجوی ساده همه چیز لو می رفت؛ اما در این دیدار آخر و در این سطح اصلا انتظار نداشتم… دوباره با صدایی از ته گلو می گوید: - آقای نویسنده! درست بنویس! می خندم. هنوز دستم را رها نکرده است. می گویم: - تلاش می کنم صادق باشم. تحریم از مبادله ی کالا و ارز جلوگیری می کند. نمی گذارد کالا و ارز شما در کشور دیگری راه پیدا کند… اما تحریم به جز کالا و ارز شما، جلو حرکت حرف شما را هم می گیرد… دوباره دستم را می گیرد و فشار می دهد و با خوش حالی تائید می کند. بیش تر صدایی می شنوم از داخل حنجره اش که نشان رضایت است. حالا وقتش است که در کوتاه ترین زمان حرفم را بزنم. می گویم: - در تحریم کالا و ارز مقصر امپریالیسم است، اما مقصر اصلی تحریم حرف شما، امپریالیسم نیست، خودتان هستید!
سلام، بخش سفرنامه و همچنین دیدههای نویسنده به نظرم جالب و جذاب بود و گفتگو هایی که با اعضای رده بالای حزب داشته. ولی بخش هایی که آقای امیرخانی دیدگاهها و نقد هاشون رو گفته بودند به نظرم اصلا صادقانه نبود و بیشتر مغالطه بود. مثالهای زیادی میتونم از کتاب بزنم ولی اگر بخوام به دو مورد اشاره کنم مثلا یک جا آقای امیرخانی نقد میکنه به نوع نگاههای منفی که به کره شمالی میشه؛نوشته بودند که: "آیا وقتی دولت مقتدر(که منظور کره شمالی هست) به جای پول، سبد کالا به کارمندان و کارگران میدهد و مصرف پیِ خوک و ماهی و روغن و برنج را به اندازه بینشان تقسیم میکند، کارش، نمونه رفتاری منبعث از عدالت اجتماعی نیست؟ یقین ندارم تفاوتی در کار است". این حرف به نظر من مغلطه هست چون برای مثال شما نمیتونید یک گروهی رو ازشون تا جایی که ممکنه کار بکشید و جبورشون کنید تا جایی که میتونن برای شما کار کنند بعد حالا یه حداقلی بهشون غذا و برنج و آذوقه بدید. اگر با این استدلال بخوایم این موضوع رو توجیه کنیم پس برده داری رو هم میشه با این استدلال توجیه کرد. (در مورد نحوه کار کردن در مزارع و ادارات و... در این کتاب هم اشاراتی شده؛ همون قسمتی که گفته زوجها حتی روز جشن عروسیشون هم میرن سر کار...گر چه بعضی مناسبتهای ملی تعطیلاتی هم دارند که خب به جای کار مردم باید در اون تجمعات و جمعهای مشخص شده توسط حکومت شرکت کنند که این کار اجباری و برای همه هستش، کتابهای زیادی به این موضوع اشاره کردند). یا مثلا اینطور که من متوجه شدم آقای امیرخانی علت ناعدالتیها و این مشکلات رو تحریم دشمن میدونند که خب این هم از اون دست توجیهها هست؛ به نظر من نمیشه همه یا اکثر تقصیرها رو به علت تحریم ربط بدیم مثلا نمیشه گفت علت اینکه یک نوجوان به خاطر گوش دادن به موسیقی پاپ کره جنوبی اعدام میشه، تحریمهای دشمنه؛ اگر هم بخوایم از این مثال فاکتور بگیریم و علت رو تحریم بدونیم، باید به دلیل تحریم بودنشون اشاره کنیم (که چه کار هایی توسط حکومت کره شمالی انجام شده که نتیجه اش شده تحریم؟) مثلا مثل این میمونه که بگیم مجرمهای یک زندان ناراحت و افسرده شدن پس باید آزاد بشن، بدون اینکه به دلیل زندانی شدنشون اشاره کنیم. از این دست موضوعات و استدلالها زیاد مطرح شده داخل کتاب.
ادامه: و من اصلا کتاب رو نقادانه مفید نمیدونم. اگر برای اولین بار میخواین در مورد کره شمالی کتاب مطالعه کنید من این کتاب رو پیشنهاد نمیکنم. پیشنهاد من این هست که اول 3 یا 4 کتاب از نویسندگانی که از خود مردم کره شمالی بودند و درد و زندگی تحت حاکمیت طاغوت رو تجربه کردند بخونید(همین سایت هم داره کتاباشون رو مثل تعطیلات من در کره شمالی، آکواریومهای پیونگ یانگ، روح گریان من و...) اینها برای شروع خوب هستش. بعد از مطالعه چند کتاب دست اولتر میتونید این کتاب رو هم برای اطلاعات بیشتر در مورد فضای کره شمالی بخونید. جدا از این مباحث سبک نگارش نویسنده کتاب جالب و متفاوت بود و غیر از نقدها و تحلیل ها، بقیه کتاب خوب نوشته شده بود و اطلاعات جالبی درباره این کشور بهمون میداد. اما چون کتاب دارای نقدهای جانبدارانه و نادرستی بود و ممکنه بقیه خوانندگان رو به اشتباه بندازه من بهش دو ستاره دادم با احترام.
من تمام کتابهای کره شمالی رو تهیه کردم (به خاطر زندگی - دختری با 7 اسم - رهبر عزیز - اتهام - روح گریان من - افسوس نمیخوریم - فرار از اردوگاه 14 - جانشین بزرگ - کره شمالی آنسوی آئینه - آکواریومهای پیونگ یانگ - هزاران فرسنگ تا آزادی ) و بعضی هم ازش دو نسخه از نشرهای مختلف دارم ولی هیچ وقت طرف این کتاب سفارشی نرفتم یعنی هیچ کتابی از نویسنده این اثر ندارم و نخواستم در کتابخانه داشته باشم. چون به طور مشخص این کتاب جهت دار و به دور از حقیقت عریانی است که دیگر کتابهای با موضوع کره شمالی به آن پرداخته اند و حتی ارزش داستانی و ادبی هم ندارد.
برعکس، این کتاب بسیار نقادانه است، هم نسبت به ایران، هم نسبت به کره شمالی. چون به جای دریچه تنفر بی حد، از دریچه چشم خودش این کشور رو دیده.
نمیدونم سفرنامهی یه فرد ولایی که زیر نظر رژیم دیکتاتوری کره شمالی به اون کشور سفر کرده چه ارزشی میتونه داشته باشه؟
امیر خانی وسط سیرنامه اش به کره شمالی داره از گرایشات سیاسی مورد علاقش تو ایران میگه و با اون دیدگاه عنقلابیش تحلیل میکنه!
من تازه دارم کتاب رو میخونم و از این حجم عجیب و وحشتناک غلطهای وسیع املایی و نگارشی که تعمدی هم هست، واقعا سردرد گرفتم، بهنظرم نمیشه هرطور دوست داریم بنویسیم و همه چیز زبان فارسی رو به سخره بگیریم و بگیم مثلا این سبک نویسندهی کتابه... خودمونی و محاورهای نوشتن، با عمدا غلط نوشتن، خیلی با هم متفاوت هستن.
بعضی نکات این کتاب برام جالب بود از رفتار شهروند کره شمالی در نوع برخوردهاشون با هم تا روابط کره شمالی با بعضی کشورها و نوع زندگی و نوع پوشش و تفریحات و عشق و بقیه موارد شهروند عادی کره شمالی بشدت منو تحت تأثیر قرار داد.
رضا امیرخانی پدیده عجیب و جالبی است، نابغهای معمولی و بیادعا که بیشتر به عنوان داستاننویس شناخته میشود.
این کتاب اولین کتابی بود که من دربارهی کره شمالی میخوندم ولی با اینحال متوجه شدم امیرخانی خیلی چیزها رو یا سانسور کرده یا سعی کرده ملایم درباره شون صحبت کنه ،شاید به لحاظ سیاسی مجبور بوده که خب ممکنه طبیعی باشه،یک فرضم هم این هست که امیرخانی فقط مشاهداتش رو بدون داوری کردن اورده که خب چرا اونجایی که از تحریم میگفت و خیلی از رفتارهای انسان کره شمالی رو به تحریم وصل میکرد در کنارش از مستبد بودن حکومت اینقدر با اطمینان نمیگفت؟ اگر ما خودمون توی کشور تحریمی بزرگ نشده بودیم میشد بیشتر این وقایع رو مربوط به تحریم بدونیم ولی مساله اینه که ما هم تحریم هستیم هر چند که خب روابط ایران قطعا با کره شمالی متفاوته. چیزی که من از کره شمالی فهمیدم استبداده و چیزی که امیرخانی بیشتر از استبداد بهش اشاره میکنه تحریمه که باز هم میگم احتمالا امیرخانی ملاحظات سیاسی رو در نظر گرفته. در کل به عنوان یک سفرنامه کتاب شیرینیه خاصه اینکه نصویرسازی کتاب خیلی خوب بود و با خوندن کتاب میتونی اون مشاهدات نویسنده رو توی ذهنت بسازی که به خاطر قلم نویسنده ست.
تلاقی دو تا موجود جالب، رضا امیرخانی و کرهی شمالی!
جستجوی کنجکاوانه درباره اقتصاد ، سیاست و روزمرگیهای مردم کره شمالی از رضا امیرخانی که با نگاه ریزبینانه اش به خوبی تصویری از کشور کره شمالی با گریزی به وضعیت کشورهای مشابه در بند تحریم هم زده . پیشنهاد میکنم کنار این کتاب دو کتاب دیگه آکواریومهای پیونگ یانگ و حسرت نمیخوریم هم در صورت امکان مطالعه شوند. از دیدن مستند خارجی (انگلیسی را جستجو کنید : به مادرم نگویید من به کره شمالی رفتم) در کنار این کتابها غافل نشوید.
من که خوندن سفرنامه رو دوست دارم خیلی از این کتاب لذت بردم. کره شمالی جایی نیست که بشه به آسونی رفت و دید اما به خوندن این کتاب میشه یه اونجا سفر کرد! با خواندن این کتاب علاقه مند به مطالعه سایر کارهای آهای امیرخانی شدم.
من به شخصه کتاب روح گریان من که در مورد جاسوس زن کره شمالی هست رو بیشتر میپسندم اما این کتاب جزییات خوبی از زندگی روزمره مردم در کره شمالی میده.
به خوبی خواننده رو همراه خودش میکنه و جزییات ناگفته و جدیدی بیان میکنه از کره شمالی و بخصوص مردم اون کشور. تنها انتقادی میشه به کتاب کرد اینه که در بخش هایی از کتاب عباراتی عربی (احتمالا از قرآن) بدون شرح آیه و معنی آورده شده که شما اصلا متوجه نمیشید منظور از آوردن اون بخش پی بوده.در کل اما پیشنهاد میشه بسیار زبان شیوایی داره نویسنده
رضا امیرخانی سبک خاص نوشتن خودشو داره. سبکی که هر خواننده ای رو به قلمرو خودش راه نمیده و برای ورود بهش لازمه اطلاعات دینی و ملی خوبی داشت.اینی که گفتید ضعف اثر نیست بلکه نقطه قوت اثر محسوب میشه و باعث میشه خواننده یه سطح بیاد بالاتر از چیزی که قبلا بوده