رویکرد ژرژ لوفور، هرچند در پی شرح علل و پیامدهای دگرگونی بزرگ فرانسه است، اما در دام توضیحاتی میافتد که نیروهای بنیادینتر و شاید پنهانتر را نادیده میگیرد: نقد بر دیدگاه علت و معلولی خطی) تفسیری که کتاب از انقلاب ارائه میدهد، اغلب بر رویکردی علت و معلولی استوار است که وقایع را در یک سیر تاریخی مشخص و از پیش تعیینشده قرار میدهد. این نگاه، که گویی همه چیز به ناگزیر به سوی نقطهای مشخص در حرکت بوده است، نقش ارادههای آزاد، انتخابهای ناگهانی، و بازیهای قدرتِ پیشبینیناپذیر را کمرنگ میکند. تاریخ، نه یک خط مستقیم، بلکه صحنهای است که در آن کنشگران گوناگون، با اهداف و خواستههای متفاوت، در فضایی از ابهام و عدم قطعیت به مبارزه برای پیشبرد ارزشها و منافع خود میپردازند. لوفور، با تأکید بر ساختارهای بزرگ و نیروهای اجتماعی، کمتر به این بُعدِ ارادهمند و گاه دلبخواهی تحولات تاریخی توجه میکند. بازخوانی نیروهای زیربنایی: تمرکز کتاب بر تحلیل طبقاتی و اقتصادی، در حالی که مهم است، تمام تصویر را روشن نمیکند. پرسش اساسی این است که چه ارزشهایی در پسِ این مبارزات طبقاتی قرار دارند؟ چه ارادههایی در پیِ غلبه بر دیگری است؟ هر گروه، هرچند با شعارهای متفاوت، در پیِ تحمیل نگاه خود به جهان و کسب سلطه است. این "ارادهی قدرت"، که خود را در قالب نیاز به تغییرات اجتماعی، اقتصادی، یا سیاسی نشان میدهد، محرک اصلی است. لوفور، در تفسیر خود، گاه این ارادهی بنیادین را با سازوکارهای اجتماعی و اقتصادی یکی میانگارد، و از تحلیل چرایی این ارادهها و کیفیت ارزشگذاری نهفته در آنها غافل میماند. نقد مفهوم "پیشرفت" و "ضرورت تاریخی": آنچه در تفسیری مانند تفسیر لوفور (که رگههایی از دیدگاههای خاص در آن دیده میشود) مشهود است، باور به نوعی "پیشرفت" یا "ضرورت تاریخی" است. این دیدگاه، رویدادها را به گونهای تفسیر میکند که گویی همگی در راستای تحقق هدفی والاتر یا مرحلهای اجتنابناپذیر از تاریخ بودهاند. این خود، یک ارزشگذاری است که گذشته را بر اساس معیارهای حال قضاوت میکند و از تحلیل موقعیت خودِ کنشگران در زمان خودشان دور میماند. واقعیت تاریخی، بیشتر مجموعهای از انتخابها، تصادفها، و مبارزات بیشماری است که نتایج آن تا لحظهی وقوع، نامشخص و گاه متغیر است. پیروز باشید
درود. تفاوت دو نشر در چیست؟ یک جلد در مقابل سه جلد!
در مقدمه اثر در نشر چشمه ذکر شده در دو مجلد که فعلا جلد اول چاپ شده