معرفی کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل اثر هاروکی موراکامی

کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی هاروکی موراکامی است که اولین بار در سال 1993 منتشر شد. موراکامی با همان نبوغ و مهارتی که طرفداران بی شمار این نویسنده در رمان هایی همچون «شکار گوسفند وحشی» و «سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا» از او دیده اند، این کتاب را به رشته ی تحریر درآورده و آن را به یورشی علیه اتفاقات عادی تبدیل کرده است. در داستان های این مجموعه، مردی، ناپدید شدن فیل موردعلاقه اش را مشاهده می کند؛ گرسنگی باعث می شود که زوجی تازه ازدواج کرده در میانه های شب دست به کار عجیبی بزنند؛ و زنی جوان درمی یابد که هیولایی کوچک و سبز که در گودالی در حیاط خلوت خانه اش زندگی می کند، عاشق و شیفته ی او شده است. کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل، بار دیگر ثابت می کند که موراکامی، استاد بلامنازع سفر در دنیای سحرانگیز خیال ها است.

کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل


ویژگی های کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

مشخصات کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-380-717-7
تعداد صفحه :132
سال انتشار میلادی :1993
سال انتشار شمسی :1397
سری چاپ :16
نکوداشت های کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
Charming, humorous and frequently puzzling.
جذاب، طنزآمیز و دائما حیرت آور.
New York Times New York Times

A seamless melding of Japanese cultural nuances with universal themes.
ترکیبی یکپارچه از ظرافت های فرهنگی ژاپن با تم هایی جهانی.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

These are beautifully written stories, often funny, always moving.
داستان هایی زیبا، اغلب خنده دار و همیشه تکان دهنده.
Chicago Tribune Chicago Tribune

بخش هایی از کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل (لذت متن)
در یک صبح زیبای ماه آوریل در یکی از خیابان های فرعی محله ی معروف هارویوکوی توکیو دختر صددرصد دلخواهم را دیدم. راستش را بخواهید آن قدرها هم زیبا نیست. آدم خیلی مهمی هم نیست. لباس پوشیدنش هم چیز خاصی ندارد. اما هنوز هم از پنجاه قدمی می توانم بفهمم او دختر صددرصد دلخواه من است.

فکر نمی کنم حسودی خیلی به شرایط آدم بستگی داشته باشه، که اگه خوش شانس باشی حسودی کسی رو نکنی، اما اگه زندگی بهت روی خوش نشون نده، حسود بشی. حسادت این طوری نیست. حسادت مثل یه غده است که توی وجود آدم رشد می کنه و بزرگ و بزرگتر میشه. فرقی هم نمی کنه چه دلیلی داشته باشه. حتی اگر از وجود با خبر هم باشی کاری از دستت بر نمیاد. درست مثل این می مونه که بگی اونایی که خوشبخت نیستن سرطان می گیرن ولی اونایی که خوشبختن نمی گیرن.

از او متنفر نبودم. اما احساسی هم نسبت به او نداشتم. ممکن نیست آدم نسبت به کسی که هیچ احساسی درباره اش ندارد، احساس بدی داشته باشد.