کتاب ترانه های عناصر

All the Odes

مشخصات کتاب ترانه های عناصر
مترجم : علی بهروزی
شابک : 978-600-94912-5-4
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 234
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 2012
نوع جلد : جلد نرم
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 1 مهر

پابلو نرودا برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال ۱۹۷۱

معرفی کتاب ترانه های عناصر اثر پابلو نرودا

کتاب ترانه های عناصر، مجموعه شعری نوشته ی برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات پابلو نرودا است. نرودا، استاد بی چون و چرای غزل سرایی بود و از ترانه هایش برای ستایش دنیای پیرامون خود، از گل ها، ابرهای در آسمان و ماه گرفته تا دوستی اش با فدریکو گارسیا لورکا و مکان های موردعلاقه اش در شیلی، استفاده می کرد. نرودا در اواخر دهه ی چهارم زندگی اش تصمیم گرفت که هر هفته، ترانه ای خلق کند. او در مجموع 225 ترانه به وجود آورد که به شکلی پراکنده در طول دوران حرفه ای متنوعش به رشته ی تحریر درآمدند. این اشعار ارزشمند مانند خاطرات شخصیِ انسانی هستند که در جست و جوی معناست؛ انسانی که نوای زندگی را سر می دهد و با تخیلی لطیف و شاعرانه از ارتباط آدم ها با یکدیگر و جایگاهشان در طبیعت و به طور کلی کائنات سخن می گوید.

کتاب ترانه های عناصر

پابلو نرودا
پابلو نرودا، زاده ی 12 جون 1904 و در گذشته ی 23 سپتامبر 1973، نام مستعار ریکاردو الیسر نفتالی ریس باسوآلت، دیپلمات، سناتور و شاعر نوگرای شیلیایی و برنده ی جایزه ی ادبیات نوبل بود. او نام مستعار خود را از یان نرودا، شاعر اهل چک، انتخاب کرده بود.نرودا در شهر پارال در جنوب سانتیاگو به دنیا آمد. پدرش کارمند راه آهن و مادرش معلم بود. او هنگامی که دوماهه بود، مادرش را از دست داد و همراه پدرش به شهر تموکو رفت.نرودا از کودکی به نوشتن علاقه داشت و بر خلاف میل پدرش با تشویق اطرافیان رو به رو می شد. یکی...
نکوداشت های کتاب ترانه های عناصر
A lasting statement on the role of poetry during tumultuous times.
بیانیه ای جاودان درباره ی نقش شعر در دوران های پرآشوب.
Goodreads

Direct, open, rapid, and joyful poems.
اشعاری سرراست، صریح، سریع و لذت بخش.
Philly

Universally influential.
تأثیرگذار به شکلی جهانی.
Booklist Booklist

قسمت هایی از کتاب ترانه های عناصر (لذت متن)
مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم / که گیسوانت را یک به یک / شعری باید و ستایشی / دیگران / معشوق را مایملک خویش می پندارند / اما من / تنها می خواهم تماشایت کنم.

قلب من / آستانه ی گیسوانت را، یک به یک می شناسد / آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم می کنی / فراموشم مکن! / و بخاطر آور که عاشقت هستم / مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم.