1. خانه
  2. /
  3. کتاب کلود لوی استروس و زایش انسان شناسی

کتاب کلود لوی استروس و زایش انسان شناسی

نویسنده: ناصر فکوهی
3.5 از 1 رأی

کتاب کلود لوی استروس و زایش انسان شناسی

Claude Levi-Strauss and the birth of anthropology
انتشارات: نشر ثالث
٪10
350000
315000
معرفی کتاب کلود لوی استروس و زایش انسان شناسی
بررسی منابع نشان می‌دهد عنوان دقیق‌تر نقش ناصر فکوهی در این کتاب «گردآوری، تألیف و ترجمه» است، نه تألیف یک‌دست. کتاب در ۱۴۰۳ با ۳۴۰ صفحه منتشر شده و عمدا از گفت‌وگو، جستار تحلیلی، نوشته‌های خود لوی‌استروس و شهادت دیگر انسان‌شناسان برای ساختن تصویر او استفاده می‌کند. از نظر تاریخی نیز بهتر است عنوان «زایش انسان‌شناسی» را تعبیر فکوهی از تحول این رشته بدانیم؛ انسان‌شناسی پیش از لوی‌استروس وجود داشت، اما نقش او در شکل‌گیری انسان‌شناسی ساختاری و نفوذ آن بر علوم انسانی قرن بیستم محل تردید جدی نیست. «کلود لوی استروس و زایش انسان‌شناسی» کتابی دربارهٔ یک متفکر است، اما به شیوهٔ معمول زندگی‌نامه یا شرح منظم نظریه‌های او نوشته نشده است. ناصر فکوهی مجموعه‌ای از ترجمه‌ها، گفت‌وگوها، جستارهای تحلیلی و نوشته‌هایی از خود کلود لوی‌استروس را کنار هم قرار داده تا خواننده از چند مسیر به اندیشهٔ او نزدیک شود. این ساختار چندصدایی برای موضوع کتاب اتفاقی نیست. لوی‌استروس متفکری بود که خودش نیز برای فهم فرهنگ، به جای جداکردن پدیده‌ها، روابط میان آنها را جست‌وجو می‌کرد؛ میان اسطوره‌ها، نظام‌های خویشاوندی، زبان، غذا، آیین و شیوه‌های طبقه‌بندی جهان. عنوان فرعی کتاب، «زایش انسان‌شناسی»، البته نیازمند کمی احتیاط است. انسان‌شناسی با لوی‌استروس متولد نشد؛ پیش از او سنت‌های قدرتمندی در بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده شکل گرفته بودند. آنچه با لوی‌استروس تغییر کرد، شیوه‌ای خاص از پرسیدن دربارهٔ فرهنگ بود. او می‌خواست از سطح تفاوت‌های آشکار میان جوامع عبور کند و به ساختارهای رابطه‌ای برسد که ممکن است در پس این تفاوت‌ها عمل کنند. از این منظر، یک اسطوره را نمی‌توان صرفا داستانی منفرد دانست و یک نظام خویشاوندی نیز فقط مجموعه‌ای از مقررات ازدواج نیست. آنچه اهمیت دارد نسبت میان عناصر است. ریشهٔ این حرکت را باید در برخورد لوی‌استروس با زبان‌شناسی ساختاری و به‌ویژه رومن یاکوبسن جست. همان‌گونه که معنای یک عنصر زبانی از رابطه‌اش با عناصر دیگر پدید می‌آید، لوی‌استروس کوشید فرهنگ را نیز همچون نظامی از تفاوت‌ها و مناسبات بخواند. نتیجه، روشی بود که در مطالعهٔ خویشاوندی، اسطوره و طبقه‌بندی‌های فرهنگی به کار رفت و بعدها بسیار فراتر از انسان‌شناسی نفوذ کرد. اهمیت لوی‌استروس در این نیست که فرمولی عمومی برای همهٔ فرهنگ‌ها کشف کرده باشد؛ اهمیت او در تغییر مقیاس نگاه است: از واقعه و رسم منفرد به نظام روابطی که آنها را معنادار می‌کند. کتاب فکوهی این تحول را از طریق شرح نظری صرف دنبال نمی‌کند. بخش‌هایی از آن به زندگی لوی‌استروس و روایت خود او از مسیر فکری‌اش اختصاص دارند؛ گفت‌وگوهایی مفصل اجازه می‌دهند با فیلسوف جوانی روبه‌رو شویم که به مردم‌نگاری و تجربهٔ میدانی کشیده شد و سپس از مواجهه با جوامع بومی برزیل و از محیط فکری دوران جنگ در آمریکا به صورت‌بندی انسان‌شناسی ساختاری رسید. بخش دیگری به آثار او می‌پردازد و سپس نوشته‌هایی از خود لوی‌استروس دربارهٔ موضوعاتی چون خویشاوندی، روان‌کاوی، غذا و انسان‌شناسی در برابر خواننده قرار می‌گیرد. در نتیجه، کتاب بین «دربارهٔ لوی‌استروس» و «خواندن لوی‌استروس» حرکت می‌کند. این ویژگی، مهم‌ترین امتیاز مجموعه است. خواننده تنها خلاصه‌ای دست‌دوم از ساختارگرایی دریافت نمی‌کند و می‌تواند تفاوت میان شخصیت فکری لوی‌استروس، تفسیر شاگردان و همکارانش، و زبان خود او را احساس کند. در عین حال همین فرم مجموعه‌ای محدودیت کتاب نیز هست. کسی که دنبال شرحی پیوسته، مرحله‌به‌مرحله و نظام‌مند از مفاهیمی چون ساختار، تبادل، منع زنای با محارم، تقابل‌های دوتایی یا تحلیل ساختاری اسطوره است، ناچار خواهد بود پس از این کتاب به آثار اصلی و پژوهش‌های تخصصی‌تر مراجعه کند. نقد دیگری نیز باید جدی گرفته شود. ساختارگرایی لوی‌استروس به سبب گرایش به کشف الگوهای عمیق و نسبتا پایدار ذهن انسانی، بارها متهم شده است که تاریخ، کنش فردی، قدرت و دگرگونی اجتماعی را کمتر از حد لازم می‌بیند. نسل‌های بعدی انسان‌شناسان بسیاری از مفروضات او را کنار گذاشتند، اما مسئله‌ای که مطرح کرد از میان نرفت: آیا پشت تنوع تقریبا بی‌پایان فرهنگ‌ها، صورت‌هایی مشترک از سازمان‌دادن تجربه وجود دارد؟ «کلود لوی استروس و زایش انسان‌شناسی» زمانی جالب‌تر می‌شود که آن را پاسخ نهایی به این پرسش نخوانیم. کتاب دعوتی است برای ورود به دستگاه فکری مردی که تفاوت فرهنگی را جدی گرفت، اما هم‌زمان در پس تفاوت‌ها به دنبال چیزی مشترک در ذهن انسان می‌گشت. تنش میان این دو هنوز هم یکی از مسائل سخت انسان‌شناسی است: چگونه می‌توان دیگری را واقعا متفاوت دید، بی‌آنکه امکان فهم مشترک او را از دست داد؟
درباره ناصر فکوهی
درباره ناصر فکوهی
ناصر فکوهی (زادهٔ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۵، تهران)، انسان‌شناس، نویسنده و مترجم ایرانی است. وی همچنین استاد گروه انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، مدیر وبگاه انسان‌شناسی و فرهنگ و عضو انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی و ایران‌شناسی‌است.
فکوهی دکترای جدید انسان‌شناسی سیاسی خود را در سال ۱۳۷۳ از دانشگاه پاریس دریافت کرد. وی آثار متعددی در حوزهٔ انسان‌شناسی —اعم از تألیف و ترجمه— دارد. از مهم‌ترین تألیفات وی می‌توان به کتاب‌های تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، انسان‌شناسی شهری و پاره‌های انسان‌شناسی اشاره کرد. وی گفتگوها و میزگردهای فراوانی با اندیشمندان ایرانی همچون عبدالله کوثری، رامین جهانبگلو، علی بلوکباشی، شهلا حائری و غیره در ارتباط با انسان‌شناسی و حوزه‌های مرتبط با آن داشته‌است.
رامین جهانبگلو در مقاله‌ای در وبگاه ایندیَن اکسپرس، فکوهی را در کنار جواد طباطبایی، بابک احمدی، حمید عضدانلو، موسی غنی‌نژاد و فاطمه صادقی جزو روشنفکران گفتمانی دانسته که در مقابل روشنفکران دهه هفتاد و هشتاد قرار می‌گیرند.
فکوهی در گفتگوها و مقالات خود با نگاهی انسان‌شناسانه به موضوعات متفاوتی همچون جوانان و ازدواج آن‌ها، زنان، مشکلات نظام دانشگاهی، بومی گزینی، نقد فیلم‌های داستانی و مستند و وقایع سیاسی خاورمیانه پرداخته، همچنین به بسط رویکرد اخیر خود در ارتباط با اقوام و حوزه‌های مختلف فرهنگ و هویت قومی و غیره در مجلات، روزنامه‌ها، وبگاه‌های خبری و جامعه‌شناسی داخل و خارج از ایران و همچنین جلسات نقد و بررسی در اجلاس‌های مختلف پرداخته‌است. همچنین وی در حال به پایان رساندن پروژهٔ انسان‌شناسی تاریخ فرهنگی ایران معاصر است که بیش‌تر ملهم از نظریات پساآنال است.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب کلود لوی استروس و زایش انسان شناسی" ثبت می‌کند